حالا که پول نداریم، تنهائی زن بگیریم
پول میذاریم روی هم و دستهجمعی میگیریم
خبرنامه امیرکبیر:
"دست نوشته های یک کارمند سازمان ملل در مشهد:
گفت، من هفت تا شوهر دارم ... اسمش را پرسیدم. اگر شروع به صحبت می کرد می توانستم بفهمم اهل کجای افغانستان است ولی آرام و شمرده گفت: من کمک می خواهم. فارسی خودمان را خالص صحبت می کرد.
پرسیدم شما افغانی هستید؟
گفت: نه.
گفتم: ما فقط برای افغانی ها فعالیت می کنیم. بفرمایید که اهل کدام کشور هستید؟
گفت: ایران. مشهد.
گفتم: متأسفم. لطفاً تشریف ببرید...
... دختران ایرانی فقیر و بیچاره ای که در ازای پرداخت پول به افغانی ها فروخته می شدند تا مرد افغانی بتواند کارت اقامت بگیرد... بدبخت ها نمی دانند با ازدواج با یک افغانی تابعیت ایرانی خود را از دست می دهند...
گفت: تا اینکه غلام سخی آمد. من فقط می توانستم کارهای خانه را بکنم. کسی هم خواستگاری من نمی آمد. ما در محله فقیر نشین پشت طلاب زندگی می کنیم. یک خانه خرابه داریم و مادرم در خانه های مردم کار می کند تا بتواند خرج ما و مواد بابام را بدهد. غلام سخی آمد پیش پدرم. پدرم مرا برانداز کرد و گفت: یک میلیون تومان می خواهم. غلام سخی رفت و فردا با یک بسته تریاک آمد. با هم چانه زدند و سر هفتصدهزار تومان توافق کردند. دیگر هرچه تریاک آورد, پدرم کمتر از هفتصدهزار تومان رضایت نداد. غلام سخی مهلت خواست و یک هفته بعد آمد و پول را داد و من نزد صلای محله به عقد غلام در آمدم...
گفتم: پس مشکلت چیه؟ گفت: من هفت تا شوهر دارم …
گفت: به غلام سخی گفتم چرا پدر سگ؟ گفت: من که پول نداشتم. هفت نفر شدیم. نفری صد هزار تومان گذاشتیم وسط. خوب آنها هم حقشان را می خواهند. ..."
البته یه موقع رگ ایرانیبازیمون کلفت نشه. این پدیده نه تنها منحصر به عدهای افغانی ِ مقیم ایران نیست، بلکه دامنگیر فقیرها و بدبختهای فارس، ترک، عرب و غیرو ِ ایران هم هست. اونقدر اوضاع اقتصادی خراب و خرابتر شده و میشه که هر روز به تعداد افراد خود فروش و زن و بچه فروش، به شکلهای مختلف و از جمله شکل بالا، اضافه و اضافهتر میشه. و ما هم که طبق معمول، ماستیم! دست روی دست گذاشتیم تا اصلاحطلبها حقوق مردم را بگیرند! حتا جرعت نداریم بگوییم که با حکومت ولایت فقیه، مخالفیم!! حتا تو خارج هم جرعت نداریم که حرمت این ولایت بیحرمت را بشکنیم.
ای رهبر بی شرف جمهوری اسلامی
هزار هزار تف میفرستم واسه تو بهجای یک سلامی
چهجوری میشه بترسند؟
از مزدوری وحشت کنند، بلرزند؟
پیک نت: سردار زراعی در بازداشتگاه خودکشی شد!
البته خبر مرگش! معلوم نیست که مرده یا نه، ولی خوب، بمیره که چی بشه؟ همیشه یکی هست که جای این مزدورها رو پر کنه. حالا شایدم یه عدهای بترسند و با اینا همکاری نکنند، ولی اونقدر آدما هستند که بهجز پول و مقام به هیچ چیز دیگه فکر نمیکنند، که نگو. اینائی که میرند تو نیروهای انتظامی، معمولن بیسرمایهترین یا بیعرضهترین آدما هستند که شاید اگه این شغل و پیشه نمیکردند، همیشه وحشت تنفروشی و زن و فرزندفروشی به سراغشون میومد. اینا خودشون هم قربانی هستند! اما چیکار میشه کرد که خیلیها وحشت کنند که به دام این حکومت بیافتند یا باهاشون همکاری کنند؟ اینارو باید اونقدر تک تک گیر آورد و آنچنان مشت و مالشون داد که آوازهاش به همه برسه، تا طرف بجای یکبار، ده بار فکر کنه که بره تو نیروهای انتظامی یا نه؟ خیلی دوست دارم بگم الان وقت صحبت از این کارها نیست و باید تمام قوا را گذاشت بر روی اتحاد آزادیخاهان، اما کیه که تو فکر این کارا باشه؟ آخه چقدر باید درب و داغون باشیم؟ چقدر؟ طرف خیلی بهش وجدان دستداده و خیلی معتقد به آزادیخاهی ِ خودشه، ولی از همون اولِ کار این مسعَله رو برای خودش حل کرده که این حکومت حالا حالا حالاها سر کاره و جنبش آزادیخاهی هم حالا حالا حالاها به اتحاد نمیرسه و اصلن این کار نشدنییه و حرفشو نزنیم بهتره. پس چرا نگیم نخندیم؟ تو این وسطا هم یه مقدار مسخرهشون میکنیم و چندتا متلکی میگیم و فحشی هم میدیم که عریضه خالی نباشه. از این ستون به این ستون فرجه. منتظر میمونیم که مردم به پا خیزند! تا خوشحال بشویم و درود بفرستیم!
یک سال حبس یا 74 تا شلاق؟ معلومه شلاق، شلاق!
فرمانده راهنمايي و رانندگي: 74 ضربه شلاق جريمه رانندگي خطرآفرين
"سرتيپ محمد رويانيان با استناد به ماده 618 قانون مجازات اسلامي ادامه داد: رانندگاني كه اعمال مخاطره آميز انجام دهند به عنوان مخل انضباط اجتماعي و نظم عمومي به دادگاه معرفي مي شوند كه دادگاه مي تواند سه ماه تا يك سال حبس يا 74 ضربه شلاق براي فرد متخلف تعيين كند." کیهان
البته شاید طرف خیلی پولدار باشه و با التماس و پول، خودشو خلاص کنه، ولی آدم بی پول کِی حاظر میشه یک سال زندونی بشه و همهی هست و نیستشو از دست بده؟ واسه همین باید خیلی خوشحال باشه و تازه التماس هم بکنه که شلاقش بزنند!
شکنجههای قرون وسطاعی! ای رهبرم! خیلی تو کار اوستاعی!
/ صمد: مو دیَه قول میدُم به صورت و شکل و شکلک مدرنآسائی انگشت تو چشای هیز بکُنُم!
دولتِ کارگر و زحمتکش!
خامنه ای : "عناصر اصلی دولت، دائما در تلاش و تحرك برای كارهای با ارزش و پراهمیت هستند و اعضای دولت به معنای حقیقی كلمه، كارگری می كنند."
حرف راست رو از زبون رهبر بشنوید! دولت عملگی و کارگری و کارگزاری ِ حکومت رو میکنه. هرکی هم قبول نداره، با انگشت صمد طرفه!
دوباره همراه بشیم عزیز؟
"حجتالاسلام هادی غفاری از نامزدهای اصلاح طلبان... من الان معتقدم قانون اساسي ظرفيت يک دموکراسي کامل را دارد به شرطي که درست اجرا شود ... وقتي آقاي بني صدر نتوانست کشور را اداره کند ... اولين امضا امضای من است. ... امام(ره) هم اين حکم را تنفيذ کردند... درباره رد صلاحيتها حداقل در مورد خودم میدانم که بين خودم و خدا شهادت میدهم که رد صلاحيت من غير منطقي بود. براي همين هم بازگردانده شدم... در مورد خودمن دليل شرکت(در انتخابات) اين بود که به اوضاع و احوال اول انقلاب برگرديم." فردا
طرف هنوز چه افتخاری میکنه که اولین نفری بوده که حکم سلطان رو برای برکناری نمایندهی مردم امضا کرده. قانون اساسی رو هم که کاملن دمکراتیک میدونه. حالا همراهش بشیم عزیز؟!