تنها نمان
حق ِ حق چشیدن ،،، طعم فکر و بیان
این زمان ،،، چه حقی داریم از انسانیت تو میهنمان
این شاهان ، "رهبران" ،،،تحتِ نامِ قرآن
میکنند تجاوز ،،جنایت فراوان
سعی یشان ،،،توی تبدیلِ ایرانی به حیوانیست گوش به فرمان
شد وقتِ جمعمان
عشقم تنها نمان
دائمن پاره پاره میشه قلب من
دائمن غم و دردِ میاد میشه جلب من
اما طبل من خروشان
"دارم یاد میگیرم ،،،بیشتراز این باشم"
نه سر در گریبان ،،،نه زمین گیر باشم
عقده ی ،،،تو گلوم و میخوام بیارم بیرون که هست خفقان
دیکتاتور به هر نام ،،، یا که با هر مرام
دشمنِ انسانِِِ،،، بارِ سنگین برام
(دکلمه:)
طلوع خورشید آزادی وحشت قلدران
انتخابی شدن عذا یا شادی حتا امنیت نداریم تو خانه مان
(پایان دکلمه)
شد وقتِ جمعمان
عشقم تنها نمان
دائمن پاره پاره میشه قلب من
دائمن غم و دردِ میاد میشه جلب من
اما طبل من خروشان
(دکلمه:)
دیگه دوران حکومتهای موروثی و تک حزبی رسیده به پایان
من میگم حقوق بشر و دمکراسی برای مردم کشورمان
من میگم برای آغاز انقلاب آزادیبخش ومسالمت آمیزمان
وعده ی ما، جمعه ی اول هر ماه، از ساعت 5 تا 7 بعد از ظهر، توی میدان وخیابان
(پایان دکلمه)
ماهی یـــــــــــــــــــــــک بار تو میدان ،خیابان
شد وقتِ جمعمان
عشقم تنها نمان
توکه یه بودی داری
نبودی داری
بیا بیا
من با آوازم یه نیازم سری بر روی سینه ای گلستان
با من بمان، تو بمان، تو بمان
تـــــــــــــــــــــنها نمان
شاهین دلنشین
بشنوید ددبا صدای بلند
No comments:
Post a Comment