بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Tuesday, 27 November 2007

دو کلمه و نصفی حرف هساب! با آقای گنجی (2


از مسئولین سایت گویا میخواهم که سنت شکنی! کنند و نوشته ی مرا در سایتشان بیاورند.
(به غلتهای! دیکته ای توجه نکنید. هر چند بعضی موقعها علامت تعجب داره)
(ندا یه نداهائی فرستاد که یعنی بعضی از کلمات را بهتر است بکار نبری که تایید و اقدام شد)

آقای گنجی! دلارهای کجائی؟ (1)
(در انتها، به گاندی شدن شما، دوباره پرداخته میشود)

آقای گنجی، من تازگی ها! خیلی از دستتون ناراحتم. تئوری مزدوری تدوین میکنید و بد جوری به دلارهای آمریکائی گیر داده اید. کار مهمتری نداری برادر؟ یک سال و خورده ای پیش هم یه مقدار از دستتون ناراضی بودم و چنین نوشتم ( و سعی میکنم بهترشو بنیسم): و همین آقای اکبر گنجی ِ یه مقدار نانازنین! که مساویست با یه مقدار نازنین، مثل بفرما و بشین، کِی نمایندۀ سخنگویِ همۀ جمهوریخاهان شد ، که من خبر ندارم ؟! / ندا: یاد مریم رجوی افتادم که سالهای سال با همسرش، رعیس جمهور ِ برگزیدۀ! مقاومت؟!! هستند./ این قسمت از گفتگوی اکبر گنجی با نوام چامسکی را بخانید: "جمهوری خواهان ايرانی با حمله نظامی آمريکا به ايران با هر قصد و نيتی مخالف اند. آنها دموکراسی را مربوط به ايرانيان می دانند و تصويب بودجه 75 ميليون دلاری امريکا را به زيان دموکراسی ايران می دانند...؟" و من زمانی نوشته ای از شخس! نسبتن محترمی به نام جلال شالگونی از اعضای "جمهوریخواهان دمکرات و لائیک"، خاندم: ‏" ... و اما برای گذر از سردرگمی ضد امپرياليستی راهی جز بحث و تبادل نظر وجود ندارد. جديدترين نمونه ی اين سردرگمی بيانيه ايست (نوشته یک یا چند نفر ار اعظای خودشان، یعنی اسم نویسنده و یا نویسندگان، رو نشده!) که با امضای تعدادی از فعالين سياسی با سابقه در رابطه با اختصاص هشتاد و چند مليون دلار توسط ايالات متحده برای پشتيبانی از اپوزيسيون جمهوری اسلامی ، صادر شده است. اين بيانيه چهار بند دارد که هيچيک نه به لحاظ تاريخی و نه به لحاظ سياسی قابل دفاع است و نه... مردم ايران نه دشمنان ثابت بلکه منافع ثابت دارند. برای دستيابی به اين منافع هيچ اصلی جز همين منافع يا بعبارت دقيقتر دستيابی به آزادی، دمکراسی، استقلال و حق حاکميت و عدالت اجتماعی راهنمای عمل اين جنبش نيست. ..."
و این حرفهای این آقای جلال شالگونی، طرفدارانی که نمیدانم چند درصدند در بین جمهوریخاهان دارد. حالا تکلیف این آقای اکبر گنجی چیست ؟! که هم دمکراسی را مساوی جمهوری میگیرد، هم سخنگوی همه ی جمهوریخواهان میشود و هم حملۀ نظامی و کمک مالی را با هم قاطی میکند. تکلیفمون با این آدم کم فکر چیه؟! آیا ترس جمهوری ِ اسلامی از پول دار شدنِ دشمنانِ آزادیخاهش حقیقت دارد ؟! آقای گنجی! جواب بدید. شما دوباره یک سال و خورده ای بعد، در مقاله ی "دمکراسی دلاری"، میگویید: " مخالفت نيروهای دموکرات ايرانی با بودجه ۷۵ ميليون دلاری امريکا به سوتفاهم های بسياری دامن زده است". خواهش میکنم که دیگه آخرین بارتون باشه که از طرف "نیروهای دمکرات ایرانی" و به نمایندگی آنها، حرف میزنید. یه عده از نیروهای دمکرات ایرانی، چه خوش فکر و چه بد فکر، با دریافت پول و امکانات از دولتهای اروپائی و آمریکائی و ژاپنی! و حتا از شیطان هم مخالف نیستند. اما ببینیم چه علتهائی میتواند باعث این موضعگیری تان بر علیه پول خارجی باشد:
1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود. شاید بگویید که این پولها به دست هواداران و خود آقای رضا پهلوی، که دمکرات نیست و میخواهد در ایران آینده، مقامی فراتر از یک مقام تشریفاتی و نمایندگانی در میان ارتشیان و قضات داشته باشد و خودش هم که هیچ وقت نگفته که "پادشاه حق دخالت در سیاست و قضاوت ندارد"، برسد. ولی خوب این چه ربطی داره؟ مگه ما حسودیم؟ بالاخره هر چه که باشند، تمدنشون از زمین تا آسمان با حزب الله فرق میکنه و از اونا بهتره. از شما وجدانن سوال میکنم. اگر همین فردا، بدون هیچ هزینه ای، قرار بود همون رژیم سابق سر کار بیاد، خوشحال نبودید؟ و حالا چرا نون! همدیگه رو تخته کنیم؟ شما هم عرضه نشون بده و بگو سمبه ی من پرزورتره و اصلا همه ی پول را بدهید به من و دمکراتهای واقعی.
2- رژیم بهانه پیدا میکند / گنجی: " مشکل ما فقط اين نيست که رژيم به بهانه جنگ جامعه را سرکوب می کند، مشکل ما اين هم هست که رژيم تمام مخالفين خود را مزدوران امريکا می خواند... "/ شاهین: بحث مزدوری را میذارم برای بعد، و فعلا ببینیم جریان بهانه پیدا کردن رژیم چیه؟ یه مدت پیشا! بود که این آقای زیدآبادی هم که تو اون موقع اولین بار بود چیزی ازش میخوندم! با مخالفت با بودجه ی کذائی امریکا، چیزی نوشته بود که بدجوری اعصابمو خط خطی کرد و خوب جوون بودم و جاهل! سگجواد هم بودم و باهاش تند برخورد کردم:

نکنه رژیم پیدا کنه بهانه ؟!
تارزگی ها آقایی به نام احمد زيدآبادی، بعنوان کارشناس! مسايل سياسی ايران، افازات و اظافاتی به شکل زیر فرمودند / زیدآبادی: "دولت آمريکا و يا برخی از محافل حاشيه ‌ای آن اگر در صدد کمک به شکل ‌گيری انقلاب مخملی در ايران باشند با حمايت خود از چنين سياستی هم طرفداران احتمالی خود را در ايران به مخاطره می‌اندازند و هم به انفعال نيروهای سياسی مستقل دامن می ‌زنند" / ما یعنی انقد کارشناس! فحمیده! داریم که تا حالا به خیلی جاها رسیده ایم ؟! چه کله پو...یی که پیدا نمیشوند که نگو و نپرس ؟! اگه این آمریکا نبود، این ادامه دهندگانِ راه خمینی، برای گوشمالی ِ آزادیخاهان بهانه ای دیگه پیدا نمیکردند که! و دیگه آنها را سخت تر زندان نکرده و محکمتر تو سرشان نمیزدند که! و برای اون همه پزشک در هتل،کلینیکِ اوین کار نمیتراشیدند که! و در نتیجه، آزادیخاهان با نگرانی ِ کمتر و راحت تر به آزادی میرسیدند! و تازه یه موقع نباشه که مبادا طرفداران آمریکا در ایران به خطر بیفتند! و مبادا نیروهای سیاسی ِ مستقل به انفعال ؟! دچار بشن، چون اینا هرچند! که مستقلن ولی تلاش و انفعالشون به آمریکا وابسته هست که ؟! اسلا"! به محض اینکه خبردار بشن که آمریکا یه پولی به دوتا ایرانی داده، فوری منفعل میشن و غلاف میکنن که مبادا تهمت بهشون زده بشه!/ سرو ِ ناز: وااااااای، مبادا رژیم بهووووونه پیدا کنه! / آقای زیدآبادی به آمریکا پیغام میدهد که مبادا از کلاه مخملیها پشتیبانی کنی و به آنها پول بدهی. پس! پشتیبانی نکن، تا این رژیم، آزادیخاهان رو به جرم آمریکایی بودن! زندان نکنه / اسپین دکتر: ای آمریکا، پس چه بهتر که به خامنه ای پول هم بدهی تا طرفدارانت اسلن در خطر نیفتند و نیروهای سیاسی ِ مستقل از عدم وابستگی شون به شما سوع ِ استفاده کرده و فعالتر هم بشوند / و بلکه! بعنوان توهین به مقام رهبری و یا فعالیت ضد اسلامی، یا پراکندنِ سم و اغتشاش فکری و وبلاگ و دلایل دیگر زندانی کنه و مشت و لگد بزنه! و بهانۀ کمتری داشته باشه!/ بحانه گیر: مِسل اون موقعها که بهانه کم داشت و شورت خونی را تو خونه های تیمی ِ کمونیستا بهانه و پیدا میکرد! در حالی که سرانِ همون بعضی کمونیستا، بعضی از "غیر ِ سران"!شان را به جرم رابطۀ جنسی اخراج میکردند! / رند: حتمن چون اوراد عقد دائم یا موقت را ملا برایشان نخانده بوده! و خودشون هم که کم سوادِ اسلامی بودند، به معنی ِ اسلام نشناس و آیه و به قول بعضیها اوراد ندان! / ماتلیمدال: کی میگه و ِرد دانی خوبه و بهونه فراوونه، دستش بالا، وگرنه بی مدال میمونه / و بهوونه فراوونه!:/ مخسوسن برای نگاری که بخاد فرار کنه از دستِ خاسّگاری / بهانۀ طرفداری از گروه فرقان / که هرچی اشهد خوندند، قبول نشدند بعنوان مسلمان، و یا شاید بعنوان مسلمانِ منحرف، تایید گردیدند! / بهانۀ طرفداری از منافقین / رئیس جمهور ِ انحساری ِ برگزیدۀ ؟! مقاومت رو ببین. و شما چرا مقاومت میکنید و عضو گروه مقاومت نمیشوید ؟! / بهانۀ کمونیست بودن یا جاسوس صهیونیست بودن. بهانۀ بهائی بودن / ندا: و شاید سر به هوایی یا اهورایی بودن. آقای بهنود کجائی؟! / بهانۀ چاپ کتابهای ظالّه و برای اسلام کندن چاله! بهانۀ مزدوری ِ اجنبی / رند: آقای اِبیِ نبوی، کارت زاره، باید بجنبی! / بهانۀ فساد جنسی / ندا: ای معشوق! در ابراز عشق چقدر کنِسی! / بهانۀ شرکت در کنفرانس برلین و هزار و یک بهانۀ دیگه که نگو و نبین! / صمد: که مُو خودُم میبینُم و میگُم !/ و فردا اگر ستاد رهبری ِ انقلاب و دولتِ در تبعید درست کردیم: به بهانۀ حرکت در همسوئی با این دشمنان ِ قسم خوردۀ جمهوری ِ اسلامی. آری از بهانه ، فقیه در نمیمانه / رند: پس همه منفعل شوند و خیال خود را راحت کنند! / این رژیم تو کشف بهانه خیلی بیشتر از این آقا که بازار ِ زیدی یَش را معلوم نیست کی از پُر آزاری آباد کرده، وارد تره! و ناگفته نماند که معلوم نیست این آقا درس ِ کارشناسی در مسائل ایران را کجا خانده ، که اسلن فرقی هم نمیکنه که کجا خانده چون در اون جاها، به آدم عقل نمیدهند، بلکه شاید راه استفاده و یا سوء استفاده از عقل را نشان بدهند، که وقتی طرف عقل نداشته باشه / ندا: با عرض معذرت از آقای زیدآبادی. شما به اندازه ی خودتون عقل دارید، که امیدوارم بیشتر بشه! / درس خاندن یعنی سین خاندن! یا چی؟!/ فرصتتلب: و حالا که قرار است ؟! به امثالِ آمریکا بفهمانیم که سمبۀ ستادِ رهبری ِ انقلاب؟! و دولتِ در تبعدِ ایران؟! از همه پرزورتره و حرف آخر را فقط آنها، یعنی ستاد، میزند، در نتیجه! کو و کِی و کجا که این ستاد تشکیل شود؟ و به همین خاطر، من بعنوان عضو خودخانده ی ستاد خیالی رهبری/ به ماده ی 17 برنامه ی 17 ماده ای اتحاد مراجعه شود/ از شما آمریکائیان مدعیِ طرفداری و حمایت از دمکراسی میخاهم که این دفعه خسیستر نباشید و 100 میلیون دلار را بدون قید و شرط / آدم راسخ ِ سوراخدار: چون ما خودمان میدانیم که چه میخاهیم / سوراخ شناس: سه جفت و نسفی، بدون حساب کردنِ چشمان، مگر اینکه دیکتاتورهای زمان، آنها را درآورده باشند و به چار جفت و نسفی تبدیل کرده باشند / شاهین: آری 100 میلیون دلار را بی قید و شرط به حساب مخصوصی واریز نمایند تا در اختیار ستاد رهبریِ انقلاب مسالمت آمیز ایران قرار گیرد، که آزادیخاهان ایران به زودی؟! چنین ستادی را، اگر هوش و ذکاوت و سیاست و فهم و غیرت داشته باشند، خواهند ساخت. پس! در عوض، اگر در قراردادهای اقتسادی ای که ایرانِ آزاد با دولتهای خارجی میخاهد ببندد، شما به اندازۀ دیگر کشورها پیشنهاد دهید، ما، یعنی ستاد، ضمن اینکه اون 100 میلیون دلاراتون را به شما با نرخ روز برمیگردانیم، اول با شما قرارداد می بندیم که انساف و عقل حکم میکند که اگر ژاپن روی دست شما زد و به ما 110 میلیون داد، خوب در شرایط پیشنهاد مساوی، به او امضا میکنیم! و چه اشکالی دارد ؟!
/ دروغگودیوانه: تو سیاست آدم باید بتونه دروغ بگه. بتونه بلوف بزنه، و کدوم خری باور نمیکنه! که اگه آمریکا بطور رسمی اعلام کرد که دیگر پولی به اپوزیسیون نمیدهد، پس نمیدهد؟ این آمریکا که نمیشه هیچ جا صادق نباشه. پس! دولت هم دیگه این بهانه را نمیگیره و دیگه به کسی تحمت مزدوری نمیزنه! / صمد: هِی آقاهه گنجی! بورو بابا تو دیگه از کدوم دهات در رفتی و نسیب ما شدی. اخمخ! دیگَه نبینُم که از بهانه گرفتن رژیم و رَجیم صوبت! کنی یا. مُو خودُم کلی تا حالا انگشت کِردُم تو چش و چال! تو دِگه چقذه هستی کال! حالا تو فکر کردی مُو انگشتِ بی بهونه کِردُم تو چششون! بعضی موقعها بی بهونه کشیدُم ریششون! اخمخ! یعنی وجدان و بزدان! مُو به مو اجازه میده که بی بهونه انگشت بکنُم؟ آدُم باید بهوونه داشته باشه، وگر نه چه فرقی با این حیوانات بی گناه و مهسوم داره. حالا مو از بهونه های خودم بگم: یه جا چشمای هیز و یه جا چشمای ورقلمبیده ی تیز! یه جا چشمای غلط نکنم جاسوس! یه جا چشمائی که مثل کنه میکنه موس موس! چه چشمای اخمخی که نمیفهمه که این لیلا عاشقِ مُونه! هالا آقاهه گنجی! فهمیدی که بدون یک بهونه، آدُم میشه دیوونه! حالا آدُمش که این باشه، وای به هال! رَجیم! که طلَفداراش! بی بهونه، میشن بی غذا و عذا!/ شاهین: حالا که دیگه قرار نیست! از بهانه ی رژیم صحبت بکنی، و دیگه قرار نیست به نماینگی از جمهوریخواهان و یا نیروهای دمکرات ایرانی، حرف بزنی، بریم ببینیم که این جریان مزدور نامیدن آنهائی که از پول و امکانات خارجی استفاده میکنند، از چه قرار است؟ و دوباره از من به تو نصیحت و یا خاهش! که بروی به ایران. مگه رفتن به ایران و گاندی شدن اینقدر سخته؟! همون سیصد نفری که از آنها امضا گرفتی، یک اعلامیه در تمامی نشریات مهم دنیا میدهند و در مصاحبه های رادیو تلویزیونی شرکت میکنند و از دولتهای دمکرات و همه ی مردم دنیا میخواهند که به این اقدام شما توجه کنند و هر گونه فراخواندن به دادگاه و محاکمه و زندان را محکوم کنند. این رژیم به احتمال خیلی زیاد، نه تنها جرات ترور شما را نخواهد داشت، بلکه حتا جرات به زندان انداختن شما را هم نخواهد داشت. و تنها راهش این خواهد بود که بلای منتظری را سر شما آورد، که در این صورت هم در کارش ناکام خواهد ماند. برو به ایران، برو به ایران، و به قول خودت هزینه اش رو بده. ریسکش را بکن. من به تو قول میدهم که آنچنان شور و هیجانی به پا شود که اگر کوچکترین بلائی بخواهند به سرت بیاوردند، همین خانم شیرین عبادی، در خیابان روسری اش را آتش بزند. تمام دختران دانشجو قرار بگذارند و روسری هایشان را آتش بزنند. هیچکدام از آنها حتا اگر مثل زهرای ناکام، پدرشان پاسدار هم باشد، امنیت جانی در این رژیم ندارند. غلط افغانی نکنم! ملت ایران آماده ی قیام است و منتظر جرقه ایست. برو و از این شرایط استفاده کن و هر کسی رو که دوست داری ببخش، ولی بگو زودتر از قدرت کنار بروند. که اگر به قتل و غارت ادامه بدهند، اونوقت یه بخششی بهشون نشون بدیم که تو داستانها بنویسند!
ادامه دارد.
شاهین دلنشین

1 comment:

Farhad Heyrani said...

شاهین عزیز
گله کردی که چرا فقط نام رند را نوشتم
بگو چه نامی را می پسندی تا در لیست قرار بگیرد

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا