اول یک آهنگ بامزه بشنوید!
دیدم من که هی حرف از جیغ زدن میزنم و شعار میدم، ببینم کسی هم هست که بخواد جیغ بزنه. واسه همین یه بلاگ پیدا کردم که اسمش جیغ و داد بود، تا سر اونا جیغ بزنم! اما همون اول کلی خندیدم. بعدش دیدم بیچاره ها فقط یک سال دووم آورده اند. یعنی چون زیادی جیغ زده بودند، اینطوری شد یا چی؟! آخه جیغ یعنی چی؟!
به این بلاگ جیغ و داد بروید تا خود بخود یه آهنگ باحال یا خیلی خنده دار بشنوید
در بالای این بلاگ آمده است:
به این بلاگ جیغ و داد بروید تا خود بخود یه آهنگ باحال یا خیلی خنده دار بشنوید
در بالای این بلاگ آمده است:
میزنم تهمت و بُهتان و چو گویند مزن
بکشم جیغ و زنم داد که آزادی نیست
خوب حالا بریم سرِ تفسیر این شعر که در زیر میاید:
اگر به سایت جوانه ها نگاه کنید، در بالای ستون سمت راست آن، شعری آمده است: گفتم یه ذره پاچه ی این شعر رو بگیرم:
گیرم که درباورتان به خاک نشسته ام،
/ یعنی من که خودم باور نمیکنم! ببینید چقد سُر و مور و گنده و با شجاعت و دلیری روی پاهام واستاده ام. تازه وقتی میخوان منو به دار بزنن، لبخندِ استهزاء هم رو لبم هست! رو که نیست! اصلا این موناهیتای جوانه ها گفته "باید وارد میدان شد"! البته اگه در باورِ خودتان به خاک ننشسته اید؟! / صمد: بشنوف و بافر نکن! این بیچاله ی شاعر، که مال دهات بالایه، همون دهاته که همشون قر و قمیش و قمپز مُمپُس در میکنن نا، که حقشونه که لشکرِ انگُشت آ رو بر علیه چشاشون بشورُنُم آ، آره این شاعربیچاله، خودشُم باورش شده که فقط خاک بازی بلده. خوب اخمخ، تو اگه اومده بودی مَتلسه ی ما، مُو خودُم مبصر بودُم و بشِد درسِ سواری دادن یاد میدادُم، حالا کوفتت بشه! اون قوچ علی رو هم مجبور میکردم خر بشه تا تو درس سُوات کالی و خر سُفالی یاد بگیری، تا دیگه عمرا" رو خاکا نَشینی و خاک بازی نکنی! اقلا" فکر اون مادِرِت باش، که پول نِداره لباس برات بخره، ای لباس پاره کنِ رو خاک افتاده!
و ساقه های جوانم ازضربه های تیرهایتان زخمدار است،
/ آیا این هم در باورتان نیست؟ یا واقعیت داره که این ساقه های جوان از ضربه های تیرهایشان زخمدار هست؟
با ریشه چه میکنید ؟
با ریشه چه میکنید ؟
/ ولی فقیه: اون ریشه میخواد چیکار بکنه؟ میخواد ساقه های جوانی مثلِ تو رو درست کنه؟! خوب همون بلائی که سر شما آوردیم، سرِ اونا هم میاریم! تا اونا هم مثل شما دوباره گریه و چس ناله راه بندازن که "گیرم در باورتان ...". اونوقت من هم میگم: "...یرم در باورتان"!
گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای،
پرواز را علامت ممنوع میزنید،
با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟
گیرم که در سراین باغ بنشسته در کمین پرنده ای،
پرواز را علامت ممنوع میزنید،
با جوجه های نشسته در آشیان چه میکنید؟
/ ولایت فقیه: ای واداده! همونطوری که پرواز تو را علامت ممنوع زدم و تو تا حالا هیچ گ...ی نتونستی بخوری، و مثل همین شعر، فقط تونستی ننه من غریبم بازی درآوری، همون بلا رو سر اون جوجه ها درمیارم، البته هر موقع یه ذره بزگ شدن و خواستند جیک بزنند! / فیلسوفدیوانه: مگر اینکه این جوجه ها مثل پدر و مادرهای فسیلشان نشن. اصولا! وقتی حشره کشی دائم مصرف شود، حشرات در عرض یکی دو نسل، در ژنهای خود دستکاری میکنند و مقاوم میشن، پس هیچ دلیلی نمیشود که حشره کشها، دائم عوض نشن تا حشره ها گیج بشن، تا کشتار ادامه پیدا نکند یا بکند؟! و شاید ...آخ آخ آخ/
گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید،
گیرم که میکشید، گیرم که میزنید، گیرم که میبرید،
/ ولی فقیه: خوب پس خودتم باورت شد که به خاک نشسته ای، نه؟!/
با رویش ناگزیر« جوانه ها » چه میکنید؟
/ ولی فقیه: تو هم یه زمانی "جوانه" بودی و ناگزیر روییدی. و گو...دی! اگه این جوانه ها قراره تحت نظارت من و تو برویند، دوباره یه عده شون میشن مثل من و یه عده شون میشن مثل تو. تا ما دوباره سرکوب کنیم و شما دوباره گیرم گیرم راه بندازید. / فیلسوفدیوانه: ای جوانان، راه رسم فسیل شدگان را ادامه ندهید. موناهیتا گفته! خوبم گفته: " اگر معتقدید باید کاری کرد چرا خودتان با همفکرانتان آستین ها را بالا نمیزنید و منتظرید چند تا فسیل که تازه تا مغز استخوانشان هم استبداد زده هستند کاری برای شما انجام دهند؟...باید وارد میدان شد" / ندا: که منظور میدان میوه فروشی نیست. هر چند میوه در میدان ارزانتر است / ماتلیمدال: ماتلی! چه حرف حکیمانه ای زدی، مدااااال!!/
آری، این چنین بود!
1 comment:
بامزه بود، ادامه بده
Post a Comment