عاشق باید لیسک کنه!
صمد: هاااااا! مو نمیدونستُم که خانم شیلین هبادی، تو جوونیاش خاننده! بوده. حالا هم مثل اینکه برای این جوون مزلف رفته خاستگاری! و این جوونه نمیدونه که چه آشی براش پختن. خلاصه این همنشینی بین این دو گروه خانمها، چه ثملاتی که به بار نمیاره. به این نتیجه میرسن که عاشق باید لیسک کنه و از زیر بار درد عشق شونه خالی نکنه، و حتا باید حاظر باشه تا سَل ِ حد مرگ شوکه بشه. و اگه شول زندگی نداشته فاشه، همون بهتر که عاشق نشه تا ندونه چه جوری میتونه درد و رنج و اشک عشق رو تحمل کنه. حالا مُو نمیدونُم چرا این شیلین برای مُو نرفت خاستگاری! و برای این مرتیکه ی مزلف سوسول رفت. مُو که دلم برای رسیدن، نه نه! برای نرسیدن فه لیلا خون شد که. یکی پیدا نمیشه از طرف مُو لیسک کنه؟ اینا دیگه چقذه بی اُنسافن!
Lata Mangeshkar and Shamshad Begum
Lata Mangeshkar and Shamshad Begum
No comments:
Post a Comment