تجربهی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهرهی دوراندیشتری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنیست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بیشرف نزن، است
رهبری بهدستآوردنیست نه دادنی
مقدسدانستن املای فارسی یا عربیسامیفنیقیهندی، کار خوبی نیست
Sunday, 6 January 2008
این نوشته به خاطر اینکه بعدا بهتر و کاملتر نوشته شود، به قسمت کامنتها منتقل شد.
کامنتهای پاک شده هم، که نمونه اش در انتها اورده شده، ربطی به نوشته ی من نداشت.
6 comments:
Anonymous
said...
This comment has been removed by a blog administrator.
تنها آدمهای نسبتا بی غیرت، ایرانیان را بی غیرت مینامند
(به غلت! های دیکته ای توجه نکنید)
عجب گیری افتادیم! یه عده یاد گرفته اند و تازه جزو افتخاراتشان میدانند که ملت ایران را بی غیرت و ترسو و بی شرف و خاک بر سر و خیلی چیزای دیگه بدونن و اعلام کنند و جار بزنند. / نمونه هائی از این بی غیرتی های جدید! ملت ایران را میتوانید در چند خط دیگر مشاهده کنید. /
آنها برای این کار، مجبورند اول تواضع به خرج دهند و ضمن اینکه اصلا اعتقاد به بی غیرتی و خاکبرسری خود ندارند، به دروغ، خود را بی غیرت و خاک بر سر قلمداد کنند، تا کسی از آنها ایراد نگیرد. ضمن اینکه این عمل، خود نشاندهنده ی یک جور خاکبرسری ست، اما کافیست کمی در گفته هایشان دقت کنید تا دروغشان در مورد اعتقاد به خاکبرسریشان آشکار گردد. / به نمونه ی یکی از این افراد، در پایین پرداخته شده است /
اما چرا کسانی پیدا میشوند که به ملتی که هزاران سال از هر طرف ضربه خورده است، خود نیز ضربه میزنند؟! چنین آدمهائی معمولا میخواهند احساس کوچکی خود را در پشت چنین غیرتجوئیهائی! پنهان کنند. و وقتی بتوانند به خود و دیگران بقبولانند که این ملت بی غیرت و ترسو و بی شرف و خاک بر سر و خیلی چیزای دیگه هست، اونموقع انگار وجدانشان تسکین میابد و دیگر خود را محقر نمیدانند و به خود میگویند که "من چیزی کمتر از این جماعت ندارم". تو اگر فکر میکنی یک جو غیرتِ مبارزه با ظلم و یک جو شرف نداری، بهتر است که این صفحه را ببندی. اما اگر تو ایرانی ای هستی که یک جو غیرت و شرف داری، من هم ادعا میکنم که یک جو غیرت و شرف دارم. تو اگر یک جو انصاف داری، من هم ادعا میکنم که دارم. و انصافِ من به من میگوید که من آدمی منحصر به فرد نیستم حالا به من بگو! چند هزار ایرانی ِ شبیه من و تو وجود دارند؟
این زندانیان اوین، دانشجویان، نویسندگان، معلمان، زنان مساوات طلب و غیره، مگر بی غیرت بوده اند؟ مردم بندر ترکمن همین دو روز پیش، آنقدر بی قیرتی! نشان دادند که حکومت به غیرت افتاد و حکومت نظامی برقرار کرد! مردم شیراز بطور غیرت نامدارانه ای تجمع گستردهای در اعتراض به طرح موسوم به «امنیت اجتماعی» در خیابان عفیفآباد شكل دادند و با ماموران و لباس شخصیها درگیر شدند. در جریان هجوم نیروهای بسیج و لباسشخصی به اعضای تحریریه و همكاران روزنامه «تحلیل روز» شیراز، چهار نفر از آقایان به نامهای محمد حسن شلتوككار، هاشم حكمه، فرهاد فروهی و محمد جواد شلتوككار بطوری که بی غیرتی از سر و روی آنها میبارید، به مقابله با لباس شخصیها میپردازند كه در جریان درگیریها محمد حسن شلتوككار از ناحیه گونه مجروح و بلافاصله به بیمارستان منتقل میشود و پزشكی قانونی هم گزارش لازم را تهیه میكند. و آخرین نمونه ی این بی غیرتان! عليرضا نسيمي، روزنامهنگار شيرازي، در صبح روز 15 دیماه و در ادامه ی قتلهای زنجیره ای و در ار تباط با همین جریانات شیراز، جسدش پیدا شد. / منابع اخبار در پایین امده است، 2 ، 3 ، 4/
شاید عده ای اینطور فکر میکنند که اگر داعم بگویند که این ملت غیرت ندارد، آنوقت تاثیر مثبتی بر مردم گذاشته اند، و آنوقت مردم به غیرتشان بر میخورد! و غیرتی میشوند! این هم حتما روش تربیت و تعلیم مدرن است. باور کنید! معلمهای مدارس از این پس به دانشآموزانی که فوری درسی را یاد نمیگیرند، باید دائم بگویند که بی استعدادند، دائم بگویند که توان یادگیری ندارند، دائم بگویند که خرفتند و هیچوقت هیچ گهی نمیشوند و خیلی چیزای دیگه، تا شاید آن دانشآموز سر غیرت بیاید و یاد بگیرد! و در این بین هیچ کسی تقصیر ندارد؟!
آقای جیم، در نوشته ی زیتون: "جیم جمالتو عشقه" (1)، یکی از آدمهائی ست که در بالا از آنها یاد کردم. زیتون بدون اینکه جمع ببندد و همه و یا اکثریت خارج نشینان را متهم کند، همانطور که در بخش کامنتها مینویسد، با خاندن کامنت یکی از دوستان وبلاگیش است که شخصیتی به نام جیم را میسازد:
زیتون: یکی از دوستان وبلاگی نوشته نه دشمن:؛ تف به غیرت تو و تف به غیرت و شرف و ناموس این ملت گوسفند صفت که مثل بز وایسادن تماشا میکنن.؛ این کامنتو میان برای یک وبلاگنویس ساده و غیر سیاسی مینویسن./
نمونه ی چنین آدمهائی کم نیستند. در همین جا با یکی از آنها اشنا میشوید. البته این به این معنی نیست که من با تمام عقاید شناخته و یا ناشناخته ی این فرد مخالف باشم، و مرا میبخشید که میپرم وسط حرفاش:
32 :: توسط khodam در 1386-10-11
زيتون جان ... من اول از همه به غیرت خودم تف كردم، بعد به غیرت نداشته اين ملت شريف ايران... / که یعنی ملت بی شرف ایران!/
وقتى دست کم ۳۰ نفر آدم گنده وایسادن ( اونم ملتى كه ناموس پرستیشون گوشه فلك رو كر كرده ) و بر و بر به معنى واقعی كلمه مثل گوسفند جيغ زدن يك دختر رو در حينِ بازداشت شدنش نگاه ميكنن ميخواى كه قلب آدم به درد نياد؟ حتما به خودت ميگى كه تو ( يعنى من ) اگه اينجا بودم مثل بقيه صدام در نمى اومد و وایمیسادم نگاه ميكردم، نه عزيز من، اینطورا هم نيست، من ميرفتم جلو و خيلى محترمانه به اون نيروىِ انتظامى وحشى ميگفتم كه اين طرز برخورد با مردم درست نيست، ميگفتم كه شماها با اين كارتون فقط اون وجۀ بد و خرابتون رو در جمعِ بدتر و خرابتر ميكنيد، و باور كن پای همه چيش هم وایساده بودم، من نميخوام بگم كه چه نوع آدمى هستم/ آره خیلی راست میگی! گفتی نمیخای و باور کردم/
ولى همون زمانى هم كه ايران بودم اونقدر جربزه داشتم / یعنی غیرت داشتی؟ پس چرا همین بالا به غیرت خودت تف میکنی. فکر میکنی با طایفه ی کوران طرفی؟ شما برای اینکه ملت ایران را بی شرف و بی غیرت خطاب کنید، حاظری در ظاهر به غیرت خودت تف کنی /
كه جلوى انصارِ حزب الله مثل مسعود ده نمكى وسط ميدان ولى عصر وایسم و طرز برخوردشون رو با مردم به باد اعتراض بگيرم، کتکش هم خوردم، شب هم تو زير زمينِ مسجد نارمك بازداشت بودم و اونجا هم كتك جانانه ای خوردم ولى باز هم روى حرف خودم ایستاده بودم. / اِ بازم که با غیرت بودی که/
بعد هم مجبور به خروج از کشور شدم به خاطر همین درگيريهاى من با انصارِ حزب الله. آره فدات شم، مگه از سیاهی هم بالاتر رنگى هست؟ مگه فوقِش اين نيست كه آدم رو لت و پار ميكنن؟ بكنن، باز آدم با وجدان راحت شب میخوابه، نه اينكه از درد وجدان به خودش بپیچه كه چرا صداش در برابر اين جور ظلمهای آشكار و واضح در نمى آد،/ و او در خارج با وجدان راحت میخابد. باور کنید! او اصلا به خاطر نجات وجدانش به خارج رفت. ولی اون ایرانی ای که نتونست به خارج بره، خیلی بی شرف و بی وجدانه که مثل گوسفند نگاه میکنه که دارن سر کسی بلا میارن!!/
بذار يك چيزى هم بهت بگم، درسته كه اينها وحشى هستن، درسته كه پشتشون گرمه، ولى به خدا قسم مثل سگ هم ترسو هستن، کافیه كه يك نفر، تنها يك نفر به اينجور اعمالشون جلوى جمع اعتراضى كُنه، بلافاصله خودشون رو جمع و جور ميكنن. ... من از جماعت ايرانى ،كه واسه بار هزارم ميگم كه خودم هم يكى از اونها هستم و تافته جدا بافته هم نيستم،/ نه دیگه، اومدی نسازی. اگه تو غیرت داری و با وجدان راحت میخابی، و تافته ی جدا بافته ای نیستی، پس باید قبول کنی که امثال تو هم هستند و نباید به خودت اجازه بدی که مردم ایران را بی شرف و بی وجدان بنامی. و یا اینکه واقعا قبول داری که بی غیرت و بی شرف هستی که در این صورت من حرفای بعدی شما را، مطابق با شخصیتتان، عین پستی و بی غیرتی و بی شرفی میدانم /
ميتونم برات كتاب بنويسم فقط با اين تفاوت كه به خاطر هوشِ و فهم خودم اين كثافات فرهنگ خودمون رو هم مى بينم و به زبون ميارم و خودم شخصا هم تا اونجایی كه بتونم سعى ميكنم اين فرهنگ لجن رو از باطن خودم دور كنم. يكى از موفقيت هاى رژيم ايران بعد از ۳۰ سال اين بوده كه يك تفرقه ای بين ما ايرانى ها انداختن كه باور كن در تاريخ معاصر ايران سابقه نداشته، ... / و برای همینه که من نباید بذارم امثال شما هم به این تفرقه اندازی دامن بزنند. شمائی که تمام یک ملت را خاک بر سر میکنید و تخم نفاق و عدم اعتماد را میپراکنید، و اگر کسی بگوید که خودت خاک بر سری، میگوئی والله من نمیخام از خودم تعریف کنم، اما .../
آره عزيزم، من از بى غیرتی يك ملت گفتم، چونكه ملت ايران بى غيرت هستن، دروغگو هستن، اصلا بدونِ دروغ زندگى شون نمیچرخه، دزد هستن، چاپلوس هستن، متظاهر هستن، ظاهرشون با باطنشون يكى نيست، ضعيف كش هستن، بى جنبه هستن، پر مدعا هستن،همه چيز رو به خيال خودشون ميدونن و در مورد همه چى اظهارِ نظر ميكنن ولى تو تمام عمرشون چهار تا كتاب نخوندن ، " نميدونم" " معذرت ميخوام" " اشتباه كردم" تو فرهنگ لغتشون اصلا وجود نداره، اهلِ بخشش و گذشت نيستن، حسود هستن، ۲ تا چشم دارن ۲ تا چشم ديگه هم قرض كردن كه ببينن چى جورى یک نفر با كله ميخوره زمين، وقتى كه يك درخت مى افته همه شون تبر زن ميشن ؛ بى معرفت هستن، بارى به هر جهت هستن، تنبل هستن، و از همه بدتر ترسو و بزدل هستن. اين ليست رو ميتونم تا سال ديگه هم برات ادامه بدم، ميتونم ازتحقیری كه اين ۳۰ سال اخير شدند برات بگم / شما که بیشترین تحقیرها را خودتان کردید!/
كه به خاطره همين تحقیر روزى هزار بار اين کورش بدبخت رو از زير خاك ميكشن بيرون و به رخِ دنيا ميكشن كه ما ۲۵۰۰ سال پيش چه و چه و چه بوديم. ... آره عزيزم. اين رژيم تنها هنرى كه كرد اين بود كه درِ ديگ فرهنگ ايران رو برداشت و حالا مى بينم كه چطور بوی گندش دنيا رو برداشته"
سروناز: آری اینچنین بود و بهتر بود که ایرانیانانی که هیچ خصوصیت انسانی ای ندارند! از صفحه ی روزگار محو شوند تا دیگر مردمان دنیا از شر آنها راحت شوند. و بیخود و بدون دلیل و به ناحق نیست! که عده ای خارجی و ایرانی چه در ایران و چه در خارج، با تحقیر و حتا به حالت راسیستی ای به ایرانیان نگاه میکنند!
و این هم نمونه ای از کامنتهائی که به زیتون و بعضی از کامنتگذارانِ سایت او ربط داشت تا به من:
شاهین دلنشین تو دنیا فقط یه جیم هست که اون هم انگار من هستم چون مخالف شاه و شاپرستی و خمینی پرستی و خامنه پرستی و هر بتی که میخواد باشه هستم و حتی اگه بت کوجولوو اندازه یه زیتون هم باشه. ادیتور زیتون ولگرد کامنت پاک کنش کامنت من رو شروع کرد به پاک کردن و جالب اینه که بعد از پاک کردن کامنت می نوشت بدلیل فحاشی پاک شد و زیرش برای قدرت نمایی امضاء کرد مرد هزارآی.پی، فقط برای اینکه ولگرد ادیتورش سلطنت طلبه و تحمل مخالفت با سلطنت رو نداره. اون سرهنگ سلطنت طلب که به همه فحش میده حتی هفتاد ملیون ایرانی رو هم فحش میده از نظرش اشکالی نداره. اصراری هم در کامنت نویسی برای نوشته های زیتون نیست.
چون کامنت من تو وبلاگ زیتون پاک میشه اینو برای تو نوشتم فکر کنم مربوط به نوشته ات هم باشه. خواستی میتونی با خیال راحت بعد از خوندن پاکش کنی. جیم
January 8, 2008 1:27 AM"
البته لازم به به تذکره که عین این نوشته ی بالا را من، یعنی شاهین،از طرف "جیم" یا "احمد.ف" در بخش کامنتهای زیتون نوشتم.
بلاخره زمانی برگذارمیشود مردم باید حقداشتهباشند که
به نظامهای مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری
دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!
حشمت الله طبرزدی: "به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی.میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!
6 comments:
تنها آدمهای نسبتا بی غیرت، ایرانیان را بی غیرت مینامند
(به غلت! های دیکته ای توجه نکنید)
عجب گیری افتادیم! یه عده یاد گرفته اند و تازه جزو افتخاراتشان میدانند که ملت ایران را بی غیرت و ترسو و بی شرف و خاک بر سر و خیلی چیزای دیگه بدونن و اعلام کنند و جار بزنند.
/ نمونه هائی از این بی غیرتی های جدید! ملت ایران را میتوانید در چند خط دیگر مشاهده کنید. /
آنها برای این کار، مجبورند اول تواضع به خرج دهند و ضمن اینکه اصلا اعتقاد به بی غیرتی و خاکبرسری خود ندارند، به دروغ، خود را بی غیرت و خاک بر سر قلمداد کنند، تا کسی از آنها ایراد نگیرد. ضمن اینکه این عمل، خود نشاندهنده ی یک جور خاکبرسری ست، اما کافیست کمی در گفته هایشان دقت کنید تا دروغشان در مورد اعتقاد به خاکبرسریشان آشکار گردد.
/ به نمونه ی یکی از این افراد، در پایین پرداخته شده است /
اما چرا کسانی پیدا میشوند که به ملتی که هزاران سال از هر طرف ضربه خورده است، خود نیز ضربه میزنند؟! چنین آدمهائی معمولا میخواهند احساس کوچکی خود را در پشت چنین غیرتجوئیهائی! پنهان کنند. و وقتی بتوانند به خود و دیگران بقبولانند که این ملت بی غیرت و ترسو و بی شرف و خاک بر سر و خیلی چیزای دیگه هست، اونموقع انگار وجدانشان تسکین میابد و دیگر خود را محقر نمیدانند و به خود میگویند که "من چیزی کمتر از این جماعت ندارم".
تو اگر فکر میکنی یک جو غیرتِ مبارزه با ظلم و یک جو شرف نداری، بهتر است که این صفحه را ببندی.
اما اگر تو ایرانی ای هستی که یک جو غیرت و شرف داری،
من هم ادعا میکنم که یک جو غیرت و شرف دارم.
تو اگر یک جو انصاف داری، من هم ادعا میکنم که دارم.
و انصافِ من به من میگوید که من آدمی منحصر به فرد نیستم
حالا به من بگو! چند هزار ایرانی ِ شبیه من و تو وجود دارند؟
این زندانیان اوین، دانشجویان، نویسندگان، معلمان، زنان مساوات طلب و غیره، مگر بی غیرت بوده اند؟ مردم بندر ترکمن همین دو روز پیش، آنقدر بی قیرتی! نشان دادند که حکومت به غیرت افتاد و حکومت نظامی برقرار کرد! مردم شیراز بطور غیرت نامدارانه ای تجمع گستردهای در اعتراض به طرح موسوم به «امنیت اجتماعی» در خیابان عفیفآباد شكل دادند و با ماموران و لباس شخصیها درگیر شدند. در جریان هجوم نیروهای بسیج و لباسشخصی به اعضای تحریریه و همكاران روزنامه «تحلیل روز» شیراز، چهار نفر از آقایان به نامهای محمد حسن شلتوككار، هاشم حكمه، فرهاد فروهی و محمد جواد شلتوككار بطوری که بی غیرتی از سر و روی آنها میبارید، به مقابله با لباس شخصیها میپردازند كه در جریان درگیریها محمد حسن شلتوككار از ناحیه گونه مجروح و بلافاصله به بیمارستان منتقل میشود و پزشكی قانونی هم گزارش لازم را تهیه میكند. و آخرین نمونه ی این بی غیرتان! عليرضا نسيمي، روزنامهنگار شيرازي، در صبح روز 15 دیماه و در ادامه ی قتلهای زنجیره ای و در ار تباط با همین جریانات شیراز، جسدش پیدا شد.
/ منابع اخبار در پایین امده است، 2 ، 3 ، 4/
شاید عده ای اینطور فکر میکنند که اگر داعم بگویند که این ملت غیرت ندارد، آنوقت تاثیر مثبتی بر مردم گذاشته اند، و آنوقت مردم به غیرتشان بر میخورد! و غیرتی میشوند! این هم حتما روش تربیت و تعلیم مدرن است. باور کنید! معلمهای مدارس از این پس به دانشآموزانی که فوری درسی را یاد نمیگیرند، باید دائم بگویند که بی استعدادند، دائم بگویند که توان یادگیری ندارند، دائم بگویند که خرفتند و هیچوقت هیچ گهی نمیشوند و خیلی چیزای دیگه، تا شاید آن دانشآموز سر غیرت بیاید و یاد بگیرد! و در این بین هیچ کسی تقصیر ندارد؟!
آقای جیم، در نوشته ی زیتون: "جیم جمالتو عشقه" (1)، یکی از آدمهائی ست که در بالا از آنها یاد کردم. زیتون بدون اینکه جمع ببندد و همه و یا اکثریت خارج نشینان را متهم کند، همانطور که در بخش کامنتها مینویسد، با خاندن کامنت یکی از دوستان وبلاگیش است که شخصیتی به نام جیم را میسازد:
زیتون: یکی از دوستان وبلاگی نوشته نه دشمن:؛ تف به غیرت تو و تف به غیرت و شرف و ناموس این ملت گوسفند صفت که مثل بز وایسادن تماشا میکنن.؛ این کامنتو میان برای یک وبلاگنویس ساده و غیر سیاسی مینویسن./
نمونه ی چنین آدمهائی کم نیستند. در همین جا با یکی از آنها اشنا میشوید. البته این به این معنی نیست که من با تمام عقاید شناخته و یا ناشناخته ی این فرد مخالف باشم، و مرا میبخشید که میپرم وسط حرفاش:
32 :: توسط khodam در 1386-10-11
زيتون جان
... من اول از همه به غیرت خودم تف كردم، بعد به غیرت نداشته اين ملت شريف ايران...
/ که یعنی ملت بی شرف ایران!/
وقتى دست کم ۳۰ نفر آدم گنده وایسادن ( اونم ملتى كه ناموس پرستیشون گوشه فلك رو كر كرده ) و بر و بر به معنى واقعی كلمه مثل گوسفند جيغ زدن يك دختر رو در حينِ بازداشت شدنش نگاه ميكنن ميخواى كه قلب آدم به درد نياد؟ حتما به خودت ميگى كه تو ( يعنى من ) اگه اينجا بودم مثل بقيه صدام در نمى اومد و وایمیسادم نگاه ميكردم، نه عزيز من، اینطورا هم نيست، من ميرفتم جلو و خيلى محترمانه به اون نيروىِ انتظامى وحشى ميگفتم كه اين طرز برخورد با مردم درست نيست، ميگفتم كه شماها با اين كارتون فقط اون وجۀ بد و خرابتون رو در جمعِ بدتر و خرابتر ميكنيد، و باور كن پای همه چيش هم وایساده بودم، من نميخوام بگم كه چه نوع آدمى هستم/
آره خیلی راست میگی! گفتی نمیخای و باور کردم/
ولى همون زمانى هم كه ايران بودم اونقدر جربزه داشتم /
یعنی غیرت داشتی؟ پس چرا همین بالا به غیرت خودت تف میکنی. فکر میکنی با طایفه ی کوران طرفی؟ شما برای اینکه ملت ایران را بی شرف و بی غیرت خطاب کنید، حاظری در ظاهر به غیرت خودت تف کنی /
كه جلوى انصارِ حزب الله مثل مسعود ده نمكى وسط ميدان ولى عصر وایسم و طرز برخوردشون رو با مردم به باد اعتراض بگيرم، کتکش هم خوردم، شب هم تو زير زمينِ مسجد نارمك بازداشت بودم و اونجا هم كتك جانانه ای خوردم ولى باز هم روى حرف خودم ایستاده بودم. /
اِ بازم که با غیرت بودی که/
بعد هم مجبور به خروج از کشور شدم به خاطر همین درگيريهاى من با انصارِ حزب الله. آره فدات شم، مگه از سیاهی هم بالاتر رنگى هست؟ مگه فوقِش اين نيست كه آدم رو لت و پار ميكنن؟ بكنن، باز آدم با وجدان راحت شب میخوابه، نه اينكه از درد وجدان به خودش بپیچه كه چرا صداش در برابر اين جور ظلمهای آشكار و واضح در نمى آد،/
و او در خارج با وجدان راحت میخابد. باور کنید! او اصلا به خاطر نجات وجدانش به خارج رفت. ولی اون ایرانی ای که نتونست به خارج بره، خیلی بی شرف و بی وجدانه که مثل گوسفند نگاه میکنه که دارن سر کسی بلا میارن!!/
بذار يك چيزى هم بهت بگم، درسته كه اينها وحشى هستن، درسته كه پشتشون گرمه، ولى به خدا قسم مثل سگ هم ترسو هستن، کافیه كه يك نفر، تنها يك نفر به اينجور اعمالشون جلوى جمع اعتراضى كُنه، بلافاصله خودشون رو جمع و جور ميكنن. ... من از جماعت ايرانى ،كه واسه بار هزارم ميگم كه خودم هم يكى از اونها هستم و تافته جدا بافته هم نيستم،/
نه دیگه، اومدی نسازی. اگه تو غیرت داری و با وجدان راحت میخابی، و تافته ی جدا بافته ای نیستی، پس باید قبول کنی که امثال تو هم هستند و نباید به خودت اجازه بدی که مردم ایران را بی شرف و بی وجدان بنامی. و یا اینکه واقعا قبول داری که بی غیرت و بی شرف هستی که در این صورت من حرفای بعدی شما را، مطابق با شخصیتتان، عین پستی و بی غیرتی و بی شرفی میدانم /
ميتونم برات كتاب بنويسم فقط با اين تفاوت كه به خاطر هوشِ و فهم خودم اين كثافات فرهنگ خودمون رو هم مى بينم و به زبون ميارم و خودم شخصا هم تا اونجایی كه بتونم سعى ميكنم اين فرهنگ لجن رو از باطن خودم دور كنم. يكى از موفقيت هاى رژيم ايران بعد از ۳۰ سال اين بوده كه يك تفرقه ای بين ما ايرانى ها انداختن كه باور كن در تاريخ معاصر ايران سابقه نداشته، ... /
و برای همینه که من نباید بذارم امثال شما هم به این تفرقه اندازی دامن بزنند. شمائی که تمام یک ملت را خاک بر سر میکنید و تخم نفاق و عدم اعتماد را میپراکنید، و اگر کسی بگوید که خودت خاک بر سری، میگوئی والله من نمیخام از خودم تعریف کنم، اما .../
آره عزيزم، من از بى غیرتی يك ملت گفتم، چونكه ملت ايران بى غيرت هستن، دروغگو هستن، اصلا بدونِ دروغ زندگى شون نمیچرخه، دزد هستن، چاپلوس هستن، متظاهر هستن، ظاهرشون با باطنشون يكى نيست، ضعيف كش هستن، بى جنبه هستن، پر مدعا هستن،همه چيز رو به خيال خودشون ميدونن و در مورد همه چى اظهارِ نظر ميكنن ولى تو تمام عمرشون چهار تا كتاب نخوندن ، " نميدونم" " معذرت ميخوام" " اشتباه كردم" تو فرهنگ لغتشون اصلا وجود نداره، اهلِ بخشش و گذشت نيستن، حسود هستن، ۲ تا چشم دارن ۲ تا چشم ديگه هم قرض كردن كه ببينن چى جورى یک نفر با كله ميخوره زمين، وقتى كه يك درخت مى افته همه شون تبر زن ميشن ؛ بى معرفت هستن، بارى به هر جهت هستن، تنبل هستن، و از همه بدتر ترسو و بزدل هستن. اين ليست رو ميتونم تا سال ديگه هم برات ادامه بدم، ميتونم ازتحقیری كه اين ۳۰ سال اخير شدند برات بگم
/ شما که بیشترین تحقیرها را خودتان کردید!/
كه به خاطره همين تحقیر روزى هزار بار اين کورش بدبخت رو از زير خاك ميكشن بيرون و به رخِ دنيا ميكشن كه ما ۲۵۰۰ سال پيش چه و چه و چه بوديم. ... آره عزيزم. اين رژيم تنها هنرى كه كرد اين بود كه درِ ديگ فرهنگ ايران رو برداشت و حالا مى بينم كه چطور بوی گندش دنيا رو برداشته"
سروناز: آری اینچنین بود و بهتر بود که ایرانیانانی که هیچ خصوصیت انسانی ای ندارند! از صفحه ی روزگار محو شوند تا دیگر مردمان دنیا از شر آنها راحت شوند. و بیخود و بدون دلیل و به ناحق نیست! که عده ای خارجی و ایرانی چه در ایران و چه در خارج، با تحقیر و حتا به حالت راسیستی ای به ایرانیان نگاه میکنند!
(1) http://z8un.com/archives/2008_01.html#002052
(2) http://norooznews.ir/news/5023.php
(3) http://norooznews.ir/news/5010.php
(4) http://www.iranpressnews.com/source/034430.htm
و این هم نمونه ای از کامنتهائی که به زیتون و بعضی از کامنتگذارانِ سایت او ربط داشت تا به من:
شاهین دلنشین تو دنیا فقط یه جیم
هست که اون هم انگار من هستم چون مخالف شاه و شاپرستی و خمینی پرستی و خامنه پرستی و هر بتی که میخواد باشه هستم و حتی اگه بت کوجولوو اندازه یه زیتون هم باشه.
ادیتور زیتون ولگرد کامنت پاک کنش کامنت من رو شروع کرد به پاک کردن و جالب اینه که بعد از پاک کردن کامنت می نوشت بدلیل فحاشی پاک شد و زیرش برای قدرت نمایی امضاء کرد مرد هزارآی.پی، فقط برای اینکه ولگرد ادیتورش سلطنت طلبه و تحمل مخالفت با سلطنت رو نداره. اون سرهنگ سلطنت طلب که به همه فحش میده حتی هفتاد ملیون ایرانی رو هم فحش میده از نظرش اشکالی نداره.
اصراری هم در کامنت نویسی برای نوشته های زیتون نیست.
چون کامنت من تو وبلاگ زیتون پاک میشه اینو برای تو نوشتم فکر کنم مربوط به نوشته ات هم باشه.
خواستی میتونی با خیال راحت بعد از خوندن پاکش کنی.
جیم
January 8, 2008 1:27 AM"
البته لازم به به تذکره که عین این نوشته ی بالا را من، یعنی شاهین،از طرف "جیم" یا "احمد.ف" در بخش کامنتهای زیتون نوشتم.
Post a Comment