من همین دیروز به این خاطر که مبادا نوشته ام از بلاگنیوز، در صورت لینک داده شدن، حذف شود، نامه ای به مسعولین آن نوشتم و گفتم که: "من شک دارم که به نوشته ی قبلی ام تحت عنوان "آقای گنجی! نگذارید تلقی ای فاشیستی از ولایت فقیه اراعه دهند! (1)" که در جائی از آن از "ولایت وقیح" نام برده ام، میشود لینک داد یا نه. لطفا مرا از شک درآورید.
آقای افراسیابی(عمو اروند) بطور ضمنی گفتند که حذف خاهد شد (به کامنتشان در پایین همان نوشته مراجعه کنید). بنابراین اگر دیدید که خود بخود پینگ شده ام، به خاطر تغییر "ولایت وقیح" به "ولایت فقیه" بوده است، و همچنین این نوشته و تغییراتی در ستون چپ.
این خود بخود پینگ شدن هم برای من دردسری شده. بارها شده که بخام تغییری در آرایش! صفحه بدهم، جای نوشته ها رو عوض کنم، متنی رو بردارم و بذارم، یا پستی که آدرس یو تیوبش دیگه کار نمیکنه، درست کنم، ولی میترسم خود بخود پینگ بشم و دوستانی فکر کنند که جریان چیه؟ خلاصه خاستم بگم که اگر این صفحه پینگ شد و پست جدیدی نداشت، احتمالات دیگری در کار است!
آقای افراسیابی(عمو اروند) بطور ضمنی گفتند که حذف خاهد شد (به کامنتشان در پایین همان نوشته مراجعه کنید). بنابراین اگر دیدید که خود بخود پینگ شده ام، به خاطر تغییر "ولایت وقیح" به "ولایت فقیه" بوده است، و همچنین این نوشته و تغییراتی در ستون چپ.
این خود بخود پینگ شدن هم برای من دردسری شده. بارها شده که بخام تغییری در آرایش! صفحه بدهم، جای نوشته ها رو عوض کنم، متنی رو بردارم و بذارم، یا پستی که آدرس یو تیوبش دیگه کار نمیکنه، درست کنم، ولی میترسم خود بخود پینگ بشم و دوستانی فکر کنند که جریان چیه؟ خلاصه خاستم بگم که اگر این صفحه پینگ شد و پست جدیدی نداشت، احتمالات دیگری در کار است!
/ صمد: لهنت به چوپان دروغگو که آدُم نباید شبی هشون! بشه. مو خودم هر موقع که میخاستُم بُرُم شهر که لوله بکارُم و پولدار بشُم، به این لیلای هوادار طلا! میگفتم برات طلا و جُواهر میخِرُم، اما همیشه دست از پا درازتر، نپرسید چرا و مونُم نمیگُم که باهاش رفته بودُم کاباره، آری بدون طلا، و شاید بلکه با جُواهرات تقلبی، برمیگشتم و لیلا هی داستان اون چوپان بدجنس دروغگو رو برام تحریف میکرد. حالا موُ بهش میگُفتُم موُ خودُم سُفات دارم و این داستانو از بحر و دریایُم، ولی نمیدونُم چه منصوری داشت که هی برای مو تحریف میکِرد. بر چشم هر منصوری، هنگشت باد! /
شاید به زودی:
وقتی تو ذوق عمو اروند زده میشود!
سروناز: آری اینچنین بود یا آنچنان؟ جواب بدید!
No comments:
Post a Comment