خانم الاهه بقراط! مواظب باشید اسپین دکتر رژیم نشوید!
الاهه بقراط:
(جمله ی زیر، نقل به معنی ست از گفته های خانم بقراط. آنرا با بخشی از نوشته ی او به نام "انقلاب نالازم" که پایینتر میاید، مقایسه کنید)
"جمهوری اسلامی اشتباه عظیمی میکند اگر جامعه ی مدنی ایران را لجامگسیخته سرکوب نکند" !!!
البته من این خانم الاهه بقراط را علارغم گذشته ی اکثریتی ی درخشانش! یه مقداری دوست دارم. الان هم وقتش نیست بگم چرا. فقط بگم گه او را دمکرات میدونم، و نظر من هم در مورد دمکراتها اینه که آنها هم آدمند!! و میتوانند یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقدار دیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و حتا یه مقدار حیوان بوده و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشند... / ندا: بجز من! / ... پس اگر با خانم بقراط تندی میکنم، و یا پاچه اش را بصورت دردآوری میگیرم، نه بخاطر طرد او، و بلکه بخاطر جذب اوست! (جدی میگم! به کسی میگن آدم نسبتن خوب و قابل اعتماد، که داشته باشه تحمل انتقاد)
/ الاهه: انقلاب نالازم - این تیتر را از داریوش همایون روزنامه نگار و نظریه پرداز پرسابقه وام گرفته ام که نخستین کسی بود که در سال 1360 زیر عنوان «یک انقلاب نالازم» به بررسی علل انقلاب اسلامی و نقش رژیم گذشته پرداخت. در آن زمان هنوز مردم و «روشنفکران» در شور انقلابی بسر میبردند و حاملان حکومت دینی را با تمام توان یاری میرساندند تا بر سرنوشت آنها حاکم شوند./
هر چند ربطی به اصل قضیه نداره، ولی نمیشه در این مورد حرفی نزد. خانم بقراط! همه ی آن "روشنفکران"، توده ای (با رهبری فکری و معنوی دانشمند بزرگ! احسان طبری!) یا مثل شما اکثریتی نبودند که با تمام توانشان به حاملان حکومت دینی یاری برسانند. یه مقدار خجالت هم بد نیست! یه زمانی یه غلطی کردید و الان هم به همه ی "روشنفکران" تهمت میزنید که مدافع رژیم بودند. آیا اینطور میخاهید جلب اعتماد کنید؟
خوب حالا اصل مطلب:
/ الاهه: ...، ...، به این ترتیب همایون نه بر این نکته که رژیم کنونی چگونه «بُرد» بلکه بیشتر بر اینکه رژیم پیشین چگونه «باخت» انگشت مینهد و میافزاید: «این ملاها و همدستانشان نبودند که پیروز شدند. دستگاه حاکم بود که شکست خورد و به دست خودش خود را ویران کرد». این نکته مهم است. آن هم نه برای رژیم گذشته (که گذشته را نمیشود تغییر داد) بلکه برای رژیم کنونی! چرا؟ زیرا کم نیستند کسانی از درون و بیرون رژیم که در سالهای اخیر مرتب به زمامداران حکومت اسلامی هشدار میدهند «اشتباهات» رژیم گذشته را تکرار نکنند و پیش از آنکه اعتراضات مردم در داخل و سیاست بینالمللی در خارج آنها را از قدرت بروبد، بر سر عقل بیایند! ولی مسئله اینجاست آنچه را که برخی «اشتباهات» رژیم پیشین میدانند که سبب سرنگونی آن شد، برخی دیگر راه حل رژیم کنونی برای بقایش میدانند! کدام یک از دو طرف در این میان «اشتباه» میکند؟! به ویژه اگر این جمله هاشمی رفسنجانی را به یاد بیاوریم که گفت: «ما اشتباهات رژیم گذشته را تکرار نمیکنیم!» او البته هرگز توضیحی درباره آن «اشتباهات» نداد ولی میتوان حدس زد منظورش چیست. آن را در بررسی داریوش همایون نیز میتوان دریافت:
«در انقلابهای جهان شاید نتوان موردی را یافت كه مانند انقلاب ایران انقلابیان اینهمه از كمكها و همكاری حكومت برخوردار بوده باشند. تا مدتها پس از انقلاب رهبران انقلابی از سرعت و آسانی پیروزی خود گیج بودند و ناآمادگی آشكار خود را برای حكومت به «پیروزی پیشرس» انقلاب نسبت می دادند و از این بابت در واقع از مردم و رژیم گذشته طلبكاری می نمودند».
حال آنکه رژیم کنونی مطلقا به کسانی که میل دارند آن را «اصلاح» یا «منقلب» کنند، یاری نمیرساند. دلیل سرکوب لجامگسیخته جامعه مدنی ایران چیزی جز تلاش زمامداران برای عدم تکرار «اشتباهات رژیم پیشین» نیست! کسانی که امید به این بسته اند که جمهوری اسلامی با «تکرار اشتباهات رژیم پیشین» و گشایش «فضای باز سیاسی» و حرکت در جهت «برگذاری انتخابات آزاد» به پیشواز سرنگونی خود برود، تجربه عملی کسانی را که ناباورانه به قدرت رسیدند، و اراده آنان را برای حفظ قدرت به هر قیمت، نادیده میگیرند. اگر رژیم پیشین حاضر شد با اقدام برای انجام چند «اصلاحات لازم» گامی در جلوگیری از وقوع «یک انقلاب نالازم» بردارد، رژیم کنونی اما با اطمینان به ثمربخشی سرکوب و جداسازیهای اجتماعی تلاش میکند تار و پود جامعه را چنان از هم بگسلد که به خیال خودش امکان وقوع هر اصلاح و انقلاب لازم و نالازم را منتفی سازد. آنها مصرند «اشتباهات رژیم پیشین» را تکرار نکنند و دست مخالفان خود را باز نگذارند. پرسش اینجاست: آیا احزاب و گروههای سیاسی و نقشآفرینان سی سال پیش نیز از تجارب خود چیزی آموختهاند؟! و یا اینکه با یکی گرفتن رژیم کنونی و رژیم پیشین به خیال خود در این فکرند که «اشتباهات» آن زمان را تکرار نکنند، و نمیدانند آنچه را آنها امروز عدم تکرار اشتباه دیروز میپندارند، این بار اتفاقا اشتباهی عظیم است! 12 فوریه 2008 /
«در انقلابهای جهان شاید نتوان موردی را یافت كه مانند انقلاب ایران انقلابیان اینهمه از كمكها و همكاری حكومت برخوردار بوده باشند. تا مدتها پس از انقلاب رهبران انقلابی از سرعت و آسانی پیروزی خود گیج بودند و ناآمادگی آشكار خود را برای حكومت به «پیروزی پیشرس» انقلاب نسبت می دادند و از این بابت در واقع از مردم و رژیم گذشته طلبكاری می نمودند».
حال آنکه رژیم کنونی مطلقا به کسانی که میل دارند آن را «اصلاح» یا «منقلب» کنند، یاری نمیرساند. دلیل سرکوب لجامگسیخته جامعه مدنی ایران چیزی جز تلاش زمامداران برای عدم تکرار «اشتباهات رژیم پیشین» نیست! کسانی که امید به این بسته اند که جمهوری اسلامی با «تکرار اشتباهات رژیم پیشین» و گشایش «فضای باز سیاسی» و حرکت در جهت «برگذاری انتخابات آزاد» به پیشواز سرنگونی خود برود، تجربه عملی کسانی را که ناباورانه به قدرت رسیدند، و اراده آنان را برای حفظ قدرت به هر قیمت، نادیده میگیرند. اگر رژیم پیشین حاضر شد با اقدام برای انجام چند «اصلاحات لازم» گامی در جلوگیری از وقوع «یک انقلاب نالازم» بردارد، رژیم کنونی اما با اطمینان به ثمربخشی سرکوب و جداسازیهای اجتماعی تلاش میکند تار و پود جامعه را چنان از هم بگسلد که به خیال خودش امکان وقوع هر اصلاح و انقلاب لازم و نالازم را منتفی سازد. آنها مصرند «اشتباهات رژیم پیشین» را تکرار نکنند و دست مخالفان خود را باز نگذارند. پرسش اینجاست: آیا احزاب و گروههای سیاسی و نقشآفرینان سی سال پیش نیز از تجارب خود چیزی آموختهاند؟! و یا اینکه با یکی گرفتن رژیم کنونی و رژیم پیشین به خیال خود در این فکرند که «اشتباهات» آن زمان را تکرار نکنند، و نمیدانند آنچه را آنها امروز عدم تکرار اشتباه دیروز میپندارند، این بار اتفاقا اشتباهی عظیم است! 12 فوریه 2008 /
البته خانم بقراط به درستی میتواند حدس بزند که منظور آقای رفسنجانی از گفتن «ما اشتباهات رزیم گذشته را تکرار نمیکنیم» چیست. منظور او اینست که شاه اشتباه کرد که جنبش مردم را از همون اول وحشیانه سرکوب نکرد. و خانم بقراط گوئی به کمک سیستم فکری جمهوری اسلامی شتافته است وقتی بر درستی سرکوب وحشیانه برای خاموش کردن جنبش مردم تاکید میکند. دوباره نقل به معنی: "ای رژیم کنونی! این نکته برای تو مهم است که اشتباه عظیم ِ وحشیانه سرکوب نکردن را تکرار نکنی!"
خانم بقراط مثل اینکه هنوز دست از ادای چریک دراوردن برنداشته، و مطمعن شده که این رژیم را فقط با انقلاب مسلحانه میشود سرنگون کرد. ایشان میخاهند بر روی این واقعیت که اگر شاه از همان اول که نشانه های انقلاب مردم بروز پیدا کرده بود، میفهمید که باید یک عقب نشینی رادیکال کرده و روی سخنش را به روشنفکران سکولار طرفدار آزادی نموده و صداقت خود را در این زمینه به آنها اثبات کند، آنوقت احتمال این بود که بعنوان یک شاه تشریفاتی بر سر کار! بماند.
خانم بقراط! از دو حالت خارج نیست. یا این رژیم به سرکوب وحشیانه اش ادامه میدهد و وحشیانه! سرنگون میشود و یا اشتباه شاه را دوباره تکرار نمیکند و قدرت را هرچه زودتر به دست اصلاح طلبان میدهد تا مقدمات انتخابات آزاد و رفراندم فراهم شود. و استحاله محاله.
No comments:
Post a Comment