باحال نیست؟
یه کسی که مدافع شرکت در انتخابات در هر شرایطی بود، بگه اشتباه کردم، "مختصات شرم اور مجلس هشتم"، جائی برای شرکت در انتخابات آن باقی نمیگذاشت. برای همین به نوشتهی زیر در بلاگنیوز لینک دادم. یه کامنتی هم برای این نوشته فرستاده بودند که در آن صحبت از" دست پرورده هاي شبكه هاي ماهواره اي" شده بود که نتونستم! واکنش نشون ندم. حالا این شما و این نوشته و بعضی کامنتها و عرایض اینجانب!
تئوری های ناب / محاوره
"استدلال های خام اصلاح طلبان هنگام مقاله نویسی برای جلب نظر مردم برای شرکت در هرگونه انتخاباتی جای تامل بسیار دارد. به این جملات اقای پورنجاتی در یادداشت آقای پورنجاتی در روزنامه ی اعتماد توجه کنید:
"من احساس دروني کساني را که پس از دوم خرداد 76 و انتخاب آقاي خاتمي و پس از آن تشکيل مجلس ششم، با محاسبه داده ها و ستانده ها، به اين نتيجه رسيده اند که «باز هم نشد، اصولاً فايده يي هم ندارد، بيخود بخيه به آبدوغ نزنيد که اين راه سرانجامي جز سراب ندارد،» درک مي کنم اما صرف نظر از اينکه در محاسبه دستاوردها و تا اين حد منفي ديدن نتيجه کار محل مناقشه است، آيا تصور نمي رود که نوعي ترانه «بزن بريم به سرعت برق و باد» بر داوري آنان سايه افکنده است؟،آيا انتخابات چيز مهمي است؟ مي تواند مهم باشد، مي تواند چندان مهم نباشد، اما اگر کسي از مسير تئوري «بزن بريم به سرعت برق و باد» به اين نتيجه رسيده است که راي دادن هيچ تاثيري ندارد، راست مي گويد. درست مي انديشد، بهتر است که راي ندهد.اما هرگز نبايد در انتظار تولد چيزي باشد که در خيال و روياي خويش پرورده است. در زهدان تئوري «بزن بريم» به هر اسم و رسم، نطفه هيچ نوزادي منعقد نمي شود. چون سزارين در مورد زهدان خالي معنا ندارد، قلک خالي را چه سود از شکستن؟ "
توجه کردید؟
حالا اگر کسی از تئوری"نزن بریم به سرعت برق و باد" به این نتیجه رسیده باشد که در این انتخابات شرکت نمی کند این تحلیل گر محترم چه توجیهاتی خواهد داشت. چرا این عزیزان تنها مخاطبشان طیف هایی است که مثل شبکه های تلویزیونی لس آنجلسی به روند سیاسی ایران و انتخابات نگاه می کنند.
علت چیست؟ این که رد کردن نظریات آن طیف از مخالفین و سپس بسط دادن آن به تمام طیف هایی که به این روند انتخاب شدن در ایران دلخوش نیستند سهل ترین کار ممکن است؟
من نمی دانم چرا علاقه دارند که تنها از عبارت "مخالفت با انتخابات"استفاده کنندُ چرا کمی طول و تفسیر نمی دهند و نمی گویند "مخالفین حضور در انتخاباتی با مختصات شرم اور مجلس هشتم"؛ تا قضیه کمی روشن تر شود.
منتظر می مانیم ببنیم این مقالات سرشار از واقعیت های سیاسی امروز ایران چقدر در مجاب ساختن مخاطبین به حضور در انتخابات مجلس موثر خواهد بود؟
کاش حداقل طریقه ی قانع کردن را به شیوه ی پوپولیستی درست می آموختند."
آرمان: سامان جان ... در ضمن در مورد پست آخرت فكر مي كنم اين انتقاد به من هم وارده. من هم فكر مي كنم در تمام تلاش هام براي دفاع از شركت در انتخابات مخاطبان خودم رو افرادي نظير دست پرورده هاي شبكه هاي ماهواره اي فرض كردم. بايد توي اين ديدگاه تجديد نظر كنيم، همون طور كه ديگه بايد توي موضع دفاع از انتخابات تجديد نظر كنم.
سامان: راستش آرمان جان به خود من هم وارد هست...نوع تحلیلی که در مقاله های پاییز گذشته برای حضور در انتخابات در هر شرایطی ارائه کردم خیلی خام و سرشار ار ایراد هست.
دیوید: این مشکل خیلی بزرگیه.اینکه اصلاح طلبان ما هیچ وقت شناخت سیاسی خوبی از موقعیت جامعه نداشتند.نه وقتی صاحب قدرت بودند تونستند افکار جامعه رو به نفع خودشون بسیج کنند و نه حالا. یادداشت سردبیر قوچانی این هفته ی شهروند خیلی خوب بود.دولت خود بنیاد اصلا تا وقتی نفت بالای 100 دلاره دولت خود بنیاد اجازه خواهد داد که اصلاح طلبان رای بیارند؟ چه به شیوه ی رد صلاحیت و چه تقلب.چه تضمینی برای امنیت انتخابات ازین به بعد وجود داره؟
و بدتر و وقیحانه تر از اون اینه که همین اصلاح طلبان مدام تشویق به شرکت می کنند و از طرف دیگه فریاد تقلب می کشند.مسخره نیست؟
سامان: مسخره و پلید و سرشار از دو رویی و نیرنگ و سیاه بازی. دیگران را متهم به عدم شناخت از ساختار سیاسی ایران می کنند و می گویند شما مسائل را تماشاگر مآبانه می بینید در حالی که در خرد ورزی سیاسی خود فرو ترین جایگاه ها را دارند و همه را هم مسخره می کنند و هر منتقدی را کم اطلاع و احساساتی و رویاپرداز لقب می دهند.
اشکان : اقلیت می تواند موثر باشد اگر این دسته تعهد و جسارت لازم را داشته باشد ما سابقه ی خوبی از عملکرد اقلیت جبهه ی ملی در مجلس شانزدهم شورای ملی داریم. شاید اگر چیزی نداریم به حداقل ها باید قناعت کنیم!
شاهین دلنشین:
در مورد حرفهای اشکان باید بگم که ایشون یه حرف کلیای میزنند که اصلن ربطی به شرایط حاضر نداره. "اقلیت میتواند موثر باشد"، در اینجا یعنی خود گول زدن، وقتی که نه تعهدی است و نه جسارتی. مجلس را پر کنید از چنین آدمهائی! آدمهائی که شدیدن تاکید کردهاند و مجبورند که تاکید کنند که به نظام و قانوناساسی و قدرت ولایت فقیه پایبندند و برای فرمان حکومتی، چون و چرا نمیگذارند و در عین حال تبلیغ میکنند که مردم میتوانند از طریق مجلس بر سرنوشت خود و کشور حاکم باشند!! اینها تزئینات خوبی برای نظام هستند.
در مورد حرفهای آرمان و امثال او که حرف از دست پرورده هاي شبكه هاي ماهواره اي میزنند هم باید بگویم میتونید لطف کنید اینقدر کلمات دستپروده و حقوقبگیر و مزدور رو مثل نقل و نبات بکار نبرید. استاد این کارها حکومت مطلقهی ولایت فقیهه. تا کی میخاهید با ادبیات دیکتاتورها صحبت کنید؟ چرا برای افراد، فکر مستقل قائل نمیشوید؟ مگه الان یه عده آزادیخاه نمیگند که مثلن ابراهیم نبوی مزدوره یا دستپروردهی رژیمه؟ ...
من یه جا در رابطه با خانم نیلوفر بیضائی چنین نوشتم: "و چون من هم در سرنگونی یا برکناری این رژیم منافع شخصی هم دارم، پس به کجا وابسته ام؟ و آیا آقایان مسعود بهنود و ابراهیم نبوی، نمیتوانند خودشان فکر مستقل داشته باشند، بدون اینکه به جائی وابسته باشند؟ و چرا ما نمی توانیم کارهایمان را بدون اینکه این و آن را به جاسوسی یا وابستگی و یا مزدوری آمریکا، اسرائیل، سلطنت طلبانِ دیکتاتور(با فرض وجود نوع دمکراتشان)، "اصلاح طلبان" حکومتی و غیره متهم کنیم، به پیش ببریم؟! " (البته یه موقع اشتباهی فکر نکنید که خانم بیضائی اسمی از نامبردگان بالا بردهاند)
و یه جا هم در رابطه آقای گنجی نوشتم: "حزب الله لبنان به این خاطر مورد محبت جمهوری اسلامی است که در درجه ی اول، حزب الله است. میتونید بفهمید یا نه؟ سرمایه داران بزرگ، برای اینکه در سیاست کشورشان نفوذ داشته باشند، مجبور به استخدام تئوریسین های لیبرال هستند. حالا شما میتونی فکر کنی که بیایند به من حقوق بدهند که از من یک تئوریسین لیبرال بسازند؟! تئوریسین لیبرال، لیبرال است، چه با پول و چه بی پول! باید شخصیتی به نام بن لادن باشد، تا کسانی منافعشان را در تقویت او ببینن و به او پول بدهند. و او اگر سر ببرد، به خاطر آن پول نبریده است، و بلکه بخاطر شخصیت و اهداف خودش بوده است. آن شاه فقید! هم به خاطر دل آمریکا نبود که زندان اوین را درست کرده بود. این وسط تنها چیزی که فراموش شده، همسوئی گرایشها و سیاستهاست."
و این صحبتها به این خاطر بوده است که بگویم: دست بردارید از این اتهامها و اشاعه و جاانداختن و قابلقبول و قابلاستناد و عرفی کردن چنین اتهامها که با همین اتهامها میتونن سر خودتان بلا بیاورند. اگر با طرز تفکری مخالفید، با آن طرز تفکر مقابله کنید، چرا که صاحبان آنها میتونن افراد مختلف با شخصیتهای متفاوت و ممر درآمدهای مختلف باشند.
در مورد حرفهای آرمان و امثال او که حرف از دست پرورده هاي شبكه هاي ماهواره اي میزنند هم باید بگویم میتونید لطف کنید اینقدر کلمات دستپروده و حقوقبگیر و مزدور رو مثل نقل و نبات بکار نبرید. استاد این کارها حکومت مطلقهی ولایت فقیهه. تا کی میخاهید با ادبیات دیکتاتورها صحبت کنید؟ چرا برای افراد، فکر مستقل قائل نمیشوید؟ مگه الان یه عده آزادیخاه نمیگند که مثلن ابراهیم نبوی مزدوره یا دستپروردهی رژیمه؟ ...
من یه جا در رابطه با خانم نیلوفر بیضائی چنین نوشتم: "و چون من هم در سرنگونی یا برکناری این رژیم منافع شخصی هم دارم، پس به کجا وابسته ام؟ و آیا آقایان مسعود بهنود و ابراهیم نبوی، نمیتوانند خودشان فکر مستقل داشته باشند، بدون اینکه به جائی وابسته باشند؟ و چرا ما نمی توانیم کارهایمان را بدون اینکه این و آن را به جاسوسی یا وابستگی و یا مزدوری آمریکا، اسرائیل، سلطنت طلبانِ دیکتاتور(با فرض وجود نوع دمکراتشان)، "اصلاح طلبان" حکومتی و غیره متهم کنیم، به پیش ببریم؟! " (البته یه موقع اشتباهی فکر نکنید که خانم بیضائی اسمی از نامبردگان بالا بردهاند)
و یه جا هم در رابطه آقای گنجی نوشتم: "حزب الله لبنان به این خاطر مورد محبت جمهوری اسلامی است که در درجه ی اول، حزب الله است. میتونید بفهمید یا نه؟ سرمایه داران بزرگ، برای اینکه در سیاست کشورشان نفوذ داشته باشند، مجبور به استخدام تئوریسین های لیبرال هستند. حالا شما میتونی فکر کنی که بیایند به من حقوق بدهند که از من یک تئوریسین لیبرال بسازند؟! تئوریسین لیبرال، لیبرال است، چه با پول و چه بی پول! باید شخصیتی به نام بن لادن باشد، تا کسانی منافعشان را در تقویت او ببینن و به او پول بدهند. و او اگر سر ببرد، به خاطر آن پول نبریده است، و بلکه بخاطر شخصیت و اهداف خودش بوده است. آن شاه فقید! هم به خاطر دل آمریکا نبود که زندان اوین را درست کرده بود. این وسط تنها چیزی که فراموش شده، همسوئی گرایشها و سیاستهاست."
و این صحبتها به این خاطر بوده است که بگویم: دست بردارید از این اتهامها و اشاعه و جاانداختن و قابلقبول و قابلاستناد و عرفی کردن چنین اتهامها که با همین اتهامها میتونن سر خودتان بلا بیاورند. اگر با طرز تفکری مخالفید، با آن طرز تفکر مقابله کنید، چرا که صاحبان آنها میتونن افراد مختلف با شخصیتهای متفاوت و ممر درآمدهای مختلف باشند.
2 comments:
دوست عزیز
من اگه از کلمه "دست پرورده" استفاده کردم دقیقا به همین خاطر بود که بگم در هنگام استدلال برای مخاطبان خودم شخصیت و تفکر مستقل قائل نبودم. باید بگم انتقادی که شما به من وارد کردید دقیقا همان انتقادی بود که من به خودم وارد کردم. به هر حال شاید بد نباشه باز هم تکرار کنم که با شما موافقم و من هم اعتقاد دارم که باید این ادبیات رو کنار بگذاریم.
آرمان عزیز
خوبه که اختلافی نیست. ما بعضی موقعها چون دقیق حرف نمیزنیم، امکان برداشت اشتباه را خودمون ایجاد میکنیم.
در ضمن، چرا باید حرفها رو اول تایید کنی و بعد اجازه ی نشر بدی؟ از این سامان یاد بگیر. هرچی تو دلت داری، اگه خاستی، میگی و فوری هم انتشارش میدی. بدون قید و شرط!
Post a Comment