بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Thursday, 3 July 2008


جمعه ی اول تیرماه 87 در مشهد: یک حرکت چریک‌وار از نوع جدید؟!

البته تو این موارد باید مُحتات بود و حکم! نداد، پس من چرا فکر میکنم که الان وقت عملی‌کردن انقلاب نیست! وقت تدارکات است؟!
و چرا فکر میکنم دعوت به تظاهرات در حال حاظر، به تجمع هرچه بیشتر مردم ضربه میزنه؟
و چون مراتب احتیات را به نظر میاد رعایت کرده باشم! دیگه چرا چرا نمیکنم!

اول به این ترانه‌ی خیلی باحال!! که از تیپ ترانه‌های چریکها در 35 سال پیشه و توش هم دعوت به مرگ یا آزادی داره، هم دعوت به های‌وهوی و نعره‌کشیدن داره، هم دعوت به شورش خونین و پرخطر داره، و شاید خیلی چیزای دیگه! گوش دهید و اگر قول میدهید! که برداشت اشتباه نکنید، تفسیراتی هم بخانید:


بیا بریم تضاهرات!

لینک مستقیم

بیا بریم تظاهرات، همراه بشیم با کلمات
/ نخیر! بیا به‌جای همراهی با کلمات، فعلن با خودمون همراه بشیم بریم گردش خیابونی! /
بیا که تا حس شرف، رنگی ببخشه به صدات
/ این حس شرف بهتره رنگی ببخشه به قدم‌های خیابان‌گردت!
یه حرف باصدا بشو، حروف ثابت نداریم
/ آخه حرفِ باصدا چه ربطی به حروف ثابت داره؟ اصلن حروف ثابت نداریم! /
/ رند: خوب اینم میگه که حروف ثابت نداریم /
/ منظورم اینه که حرف بی‌صدا و باصدا داریم ولی حرف ثابت نداریم و شاعر در اینجا مغلطه کرده.
/ جواد: غلت کرده به صورت افغانی! اصلن حرف ثابت خیلی هم داریم!! غلط روُ همیشه با ط می‌نویسند و هم جاش ثابته و هم درستی ِ آن اثبات شده است! حالا اگه ما زیر این ثبات می‌زنیم و از این غلت‌ها می‌کنیم، اون یه چیز دیگه است /

علامت سکون نشی، واژه‌ی ساکت نداریم
/ به قول شاعر: «سکوت سرشار از ناگفته‌هاست»! که همین دال بر این است که سکوت وجود دارد وگرنه نمی‌تواند سرشار از چیزی باشد / صمد: بزنُم به چشش‌آ! حالا اگه ساکت نِداریم، موُ چه‌جوری این وچه‌های کلاس‌و ساکت کُنُم؟! ناسلامتی مُو مبصریم نه! /
علامت ندا بشو، این‌و اون‌و جستجو کن
/ ندا: ندا خوبه! جستجو هم خوبه، اما چه ربطی به تظاهرات داره؟ /
هیچم اگه نخای بگی، هایی بکش، هویی بکن
/ آهای اوهوی! الان موقع چریک‌بازی نیست! آهای با شما هستم! /
یا مرگ یا آزادی، یا مرگ یا آزادی
/ یه موقع این حرفا رو بزن که شانس مرگت‌و کم کرده باشی! /
توی کتاب زندگی، تظاهراتِ واژه‌هاست
/ البته هر موقع حرفی زده بشه. وگرنه این کتاب پُره از تظاهرات، چه زاهری و چه باطنی! / صمد: مُو این لیلا رو مخصوصن وقتی که عشقشو به مُو تظاهر میکنه و مُونو تساهر میکنه، دوست دارم. چه ظاهر خوبی‌اُم داره. یه بارُم خودشو به خاب زده بود، یعنی تظاهر میکِرد که خابه و هی اینور و اونور میشد و انگار آروم و قرار نداشت و انگار مُونو تنها گیرآورده بود و گفت بقیه شو به کسی نگُم! /
ریخته به هم نظم کلام، نعره شده هرچی صداست
/ هیس! هیس! هر صدایی نعره نیست. / خالی‌بند: عجب خالی‌بندیه‌ها! کجا هرچی صدایی نعره شده؟! اقلن وقتی داری همچین حرفی میزنی، با نعره بزن!! /
تو دستور زبان ما، هر عددی یه خاطره‌ست
/ از کی تا حالا «دستور زبان»، دفتر خاطره شده؟! یا دفتر حساب شده؟! /
یادآور یه شورش ِ، خونی و پر مخاطره‌ست
18 تیر و 5 مهر، 16 اذر، هر روز یه روز شورشه، تو دور آخر
بیا بریم تظاهرات

/ حالا شما اول ببین میتونی صدهزار نفر رُو بدون تظاهر به شعار، دعوت به گردشگری بکنی؟ بعد دعوت یا تهدید به شورش خونین کن!

خوب حالا بعد از تفسیر! این شعر شعار و تظاهربرانگیز، که اصلن ربطی به طرفداری من از اعتراضات مردم به تجاوزات و اجحافاتی که در روز با آن واجه میشوند، که ممکنه خودبخود به تظاهرات هم کشیده بشه نداره، به نمونه‌ای از این چریک‌بازی‌ها توجه می‌کنیم:

جمعه‌ی اول تیرماه 87: تظاهرات در پارک ملت مشهد

لینک مستقیم


همونطور که دوربین دور و بر جمعیت روُ نشون میده، در گوشه‌ای از پارکی، 200 نفر که دور و برشان هم خالی‌ست، برای خود شعار و درس چگون شعار دادن می‌هند. من فکر می‌کنم اگه الان زمان چه‌گوارا بود، این جمعیت رفته بودن کوه و جنگل، و مسلح شده بودند.
اگر مبارزین شجاع ما بخاهند بدون جمع کردن پشتوانه‌ی مردمی، بدون حظور در جمع مردم، در وسط پارکی یا کوه و جنگلی برای رژیم شاخ و شونه بکشند، هم خود را بی‌موقع زیر ضربه قرار میدهند، و هم شرایط وحشتزدگی مردم را دامن میزنند.
نمونه‌ی این وحشت‌زدگی و وحشت‌اندازی، هم عمدی و هم غیرعمدی، را میتوان در لابلای این نوشته (امروز در پارک ملت مشهد چه خبر بود؟) و کامنتهایی که برای آن و دگر نوشته‌ی نویسنده‌ی آن (چند نفر به یه نفر نامردا ؟) در این مورد فرستاده‌اند، دید.

از میان این کامنتها، کامنتی بیشتر توجه مرا جلب کرد و برای صاحب کامنت نوشتم:

«من فقط میخاستم بگم که این حرفای شما که در زیر میاید، یکی از منطقی ترین کامنتهایی بود که راجع به وقایع جمعه ی اول تیرماه 87 در شهر مشهد نوشته شده بود:

«سوال مهم این است که اعتراض های خیابانی چه تاثیری بر روند آزادیخواهی مردم ما دارد؟ بعضی از دوستان در بالاترین معتقد بودند که درگیری های اینچنینی در نهایت به موج سواری یک عده فرصت طلب تبدیل خواهد شد. بعضی دیگر معتقد بودند که اعتراض در هر شکلش به ضرر حکومت و به نفع مردم تمام می شود.
به نظر می رسد که نیروی حاکم به خوبی می داند که هر اعتراض کوچکی ممکن است تبدیل به جرفه ای در انبار باروت شود و به همین خاطر با شدت و وحشیگری تمام هر حرکتی را حتی قبل از اینکه عملا شکل بگیرد سرکوب می کند. شخصا با اعتراضات کور موافق نیستم اما این واقعیت را در نظر داشته باشیم که آگاهی مردم و به ویژه جوانها با زمان انقلاب بسیار فرق کرده و پربارتر و معقول تر از گذشته است. فکر نمی کنم که در صورتی که این اعتراض ها به نتیجه برسد، مردم در نهایت به آدم های فرصت طلب و موج سوار قدرت ابراز وجود دهند.
از طرف دیگر همانطور که یکی از دوستان نیز توضیح داده بود، چنین وقایعی در شرایط فعلی کاملا اجتناب ناپذیر است و در واقع واکنشی ست به فساد و خشونت بیش از حدی که در تمام ارکان اداری و مدیریتی سیستم مذهبی ولی فقیه ریشه دوانده است»


پیشنهاد من از مدتها پیش چنین بوده است:

وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه، از ساعت 5 تا 7 یا شبِ بعد از ظهر!
توی خیابانها و میادین، و فراموش نکن نازنین، حق گردش را! البته بدون شعار!
و در این روز غریبه ها و آشناها، اگر بدهند به هم سلام و دست
خیلی خوب است! حتا اگر بکار بَرند دستکش را! تا وقتی که بشیم بی‌شمار!

نام این گردشها را در شرایط کنونی تظاهرات گذاشتن و شعار دادن و برای رژیم شاخ شونه کشیدن، و به تبع آن، کتک خوردن و مجروح شدن و دستگیری و غیره ( و به قول شما: با شدت و وحشی گری تمام) جوی را بوجود میاورد که مردم ترجیح دهند در خانه بمانند. اکنون وقت چالش مستقیم با این حکومت نیست. اکنون وقت تکرار و توسعه ی قرار ملاقات و گردشگری در خیابانهاست. ادغام با بقیه ی مردمی که فقط خاسته اند هوایی بخورند و گردشی کنند و یا خرید کنند و تو چندتا مغازه بروند. هر چند به گفته ای چنین وقایعی در شرایط فعلی کاملا اجتناب ناپذیر است، ولی میشود با اراعه و اشاعه ی تفکراتی در مخالفت با موقعیت‌ناسنجی و انقلابی‌گری بیموقع، ظهور چنین وقایعی را کمتر کرد.»

و در آخر بگویم که این صحبتها از نظرهایی ربطی به برگزاری تجمعات محدود و برای رسیدن به خاسته‌های صنفی و اعتراض به بعضی اجهافات در محیطهایی نظیر دانشگاه و غیره ندارد.

/ صمد: لال و مخصوسن بی انگشت از دنیا نری! /

/ سروناز: آری این چنین بود! و نظر شما هم چنین بود:


No comments:

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا