منظور مادونا از «چهار دقیقه» به آخر دنیا، احتمالن جق زدن بوده!
البته برای ایرانیها! بیچاره ایرانیان که انگار تمام انقلاباشونو باید با هم انجام بدن. انقلاب جنسی، انقلاب دینی، انقلاب روحیروانی، انقلاب دمکراتیک و غیرو! و باید در کلیهی این امور مجرب بشن تا نخورن نارو!
/ صمد: آقا رو! مُفاذب این بزبخت باشیدا، این یه خالیبند پر روییی که نگو و نشنو و اگه خاستی ببینی خوب به من چه؟ حالا خوبه که هر موقع موُ خاستُم لیلا روُ ببینُم تو بگی به تو چه؟ ینی به من نهچه اما به تو چه؟ ینی بگی به تو مرفوطه؟ آخه اخمخ بیشیر اصلن چرا به خصوصیات و بروزیات خصوصیبازییه مردم کار داری نه؟ حالا خوبه موُ نصفشُو بیام وُ لاحافتو سرت بکشُم بگُم آن کار دیگههَرو چرا اینجا میکنی و خِر اون شاهر و هم اگه دستُم بشش برسه بگیرُم و بشش بگُم چرا منزورشو درست نگفته که جق زدن بوده یا ازون کارای بدتر بدِ خوب خوب. خوبه؟ دخالت خوبه؟ بزنُم به چششآ /
Madonna "4 Minutes" (feat. Justin Timberlake & Timbaland)1
youtube.com/watch?v=pLrWusoMNPA
متن انگلیسی
چهار دقیقه
ت: دیگه وقتم داره تموم میشه، 4 دقیقه بیشتر وقت ندارم
بجنب، حجابتو پاره کن، معتل نکن
م: پسر بجنب، من الان یه مدته منتظر کسی هستم
که قدمآهستههایم را پرهوس همراهی کنه
ج: خوب وقت تلَف نکن، یه علامتی بده
بگو چهجوری میخای غلت بزنی
م: دلم میخاد یکی اونمو به آشوب بیاره
و آروم آروم بیارتش پایین
به اندازهی کافی جا برای هر دومون هست
ج: خوب، من که قشنگ جوابگوت هستم
فقط باید جا رو نشون بدی
حالا میخای بریم؟ آمادهی رفتنی؟
م و ج: اگه اون وُ میخای، پیش پیش بهدستش آوردی
اگه تو فکرشی، بهتره که بخاهیش
اگه احساسش میکنی، باید واقعی باشه
فقط حرفشو بزن تا نیازتو برآورده کنم
زمان منتظره
فقط چهار دقیقه برای نجات دنیا داریم
انقدر شک نداشته باش و معطل نکن
یه پسری تور بزن، یه دختری تور بزن
فقط چهار دقیقه برای نجات دنیا داریم، فقط چهار دقیقه
ادامه بده، با انرژی، خاکی باش
بیا تو خط، بپر بالا
تیک تاک تیک تاک تیک تاک
کارت درسته، ادامه بده، با انرژی، خاکی باش
بیا تو خط، بپر بالا
تیک تاک تیک تاک تیک تاک
م: بعضی موقعها فکر میکنم احتیاجم اینه که پادرمیونم! بشی
ج: تو هم میدونی که میتونم بگم خوشت میاد
و چه باحاله این حرکاتی که به خودت میدی، اووه
م: جادهی جهنم با نیتهای خوب سنگفرش شده، آره
ج: اما اگه امشب بمیرم
حداقل میتونم بگم اون کاری که خاستم کردم
تو چی میتونی بگی؟
تکرار
4 comments:
به شدت تابو شکنانه بود
با تابو شکنانه بودنش موافقم اما با خودش مخالفم
یکی از دوستان علاقه مند به روانشناسیه یه مقاله بهم نشون داد راجع به سکس،مقاله اینگیلیسی بود که خودش ترجمه کرده بود درواقع بررسی سکس بود از نظر روانی و بیولوژی،خیلی طولانی و جالب بود با کلی تحقیق میدانی
خلاصه ش این بود که موقع سکس یه هورمونی ترشح میشه اسمش اکسیتوسین بود یا یه همچین چیزی که باعث ایجاد دلبستگی شدید بین دونفر میشه و اگه تجربه سکس زیاد بشه اول طرف خیلی علاقه مند میشه به سکس ولی نهایتا آدم دچار سرگشتگی عشقی میشه یعنی نمیدونه کیو دوست داره! بعد هم دچار افسردگی میشه
البته میدونم الان میگی پس باید نصف مردم دنیا افسرده باشن منم همین به ذهنم رسید ولی به هر حال تا اونجایی من در اطراف خودم نگاه میکنم میبینم خیلی بی راه نمیگه ولی در کل هم نمیتونم کاملا بهش اعتماد کنم به همین خاطر به کسی راجع به خوب یا بد بودن تنوع سکس حرفی نمیزنم.راستی مرسی که لینک دادی دوستم ومهم نیست که پاکش کردن همین که لینک دادی خیلی خوشحالم کردی :)
یه نوشته ی یه کشیش و در مورد جق زدن خیلی وقته میخام ترجمه کنم که امان از تنبلی. رو یه اهنگ هم دارم شعری در مورد جق زدن مینویسم که حالا کیه که روش بخونه، ولی فکر کنم باحال بشه.
دیگه اینکه از نظر من، بیشتر افسردگی ها بخاطر کمبود روابط جنسی و لاسیدنه که از یه نظر هم بر میگرده به موفق نبودن در زندگی و سوت و کور شدن آن. یه مهمونی یه مقدار لختی! و بزن و برقص با افسار! شل و ول در مقایسه با یک مهمونی ی پُر افسار که همه خانوما با چادر چاقچور یه طرف دور هم نشستن و مردها هم اون طرف و نه ادایی و نه اطواری و نه چشمکی و نه شوخی ای، مثل یه سری عروسی ها، باعث انتشار هورمونهای خوشی و لذت و رضایته. حالا کدوم خوش اندامی ی که رقص عربی برقصه؟ تا از به به ها خوشش بیاد که اونی که به به کرده خوشش اومده. ما با دست خود هم زندگی را بی مزه کرده ایم.
با آرزوی زندگی ِ بامزه تر
شاهین
گفته بودی امروز از وجودم آگاه شدی،
خب من هم به دلیل همین نوشته از وجود تو آکاهیده شدم!
و اما بعد:
در مورد رسم الخط ات امید دارم که این آزادی را برای من هم در نظر بگیری که با رسم الخطی که دوست دارم بنویسم، شاید رسم الخط ام هم به خط میخی باشد،
این هم که تو برای خواندن اش ممکن است به دردسر بیافتی یا نتوانی بخوانی هم مشکل خودت است و البته از مشکلات آزادی!
ببین رفیق ماجرای استاندارد شدن واحد های اندازه گیری و جایگزین شدن اش به جای وجب را که شنیده ای؟
امید که راه تو بازگشت به وجب نباشد چون در آن صورت به اندازه تمام آدم ها رسم الخط و شاید وجب خواهیم داشت!
حالا چرا میگی امید داری؟ مگه من آزادی را برای شما در نظر نگرفتم؟ اگه میخای در مورد رسم الخط حرفی بزنی بهتره همونجا که در موردش نوشتم حرف بزنی، اما خوب حالا که دلت طاقت نیاورد باید بگم یه سری آدما یه سری چیزا براشون بی معنی ی و دنبال ایجاد تغییراتی هستند و همیشه یه عده ای هم با تغییر مخالفند. و اگه دلیلی نداشته باشند، متلک می اندازند. نوشته های من به راهتی قابل خاندن هستند. شما ممکنه بگید این استانداردهایی که ازش هرف میزنید را کیا ساختند؟ و چرا باید ازش پیروی بشه؟ شما فکر میکنید تغییراتی که در طول زمان در گفتار و نوشتار بوجود میاد، منتظر شده است! که کسانی اوکِی یا تاییدیه بدهند؟
شاهین
Post a Comment