بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Thursday, 23 October 2008


از کوه عبدالله نوری تا موش کروبی، چرا طالع نیک‌آهنگ کرد غروبی؟!
(به غلت‌های املاعی توجه نکنید)

و در کارگاه فکری اصلاح‌طلبانِ قاطی! که یعنی اصلاح‌طلبان حکومتی سابق و آینده! و غیرحکومتی، نوری درخشید و جرقه‌ای زد که معلومه قبل از درخشیدن، و این نور با عبدالله قاطی شد و روشن نمود چراق‌های لامپ اضافی خاموشِ اصلاح‌طلبی را و آنگاه دیدید چه سروصدایی راه انداختند که نوری سکوت‌شو شکست! نوری سکوت‌شو شکست! و وقتی به اندازه‌ی کافی! سروصدا شد، ایشون هم اومد و گفت من همانی هستم که بودم و اصلن سکوت نکرده بودم! (و ناظران گفتند که او در واقع سقوط کرده بوده و الان هم فکر می‌کنه صعود کرده یا فکر نمیکنه؟ جواب بدید!)
و آن، چه نوری بود که در این کارگاه فکری، با عبدالله قاطی شد؟ نور شعار! و اگر کسی گفت شعار که نور ندارد، آرزوی جرقه‌ای در سر برایش نموده و امیدواریم روشن شود!

عبدالله نوری: « اگر انسان بتواند در جهت توسعه و تعالی کشور گام بردارد و در جهت اصلاحات بنیادین کشور تأثیر گذار باشد موظف به اقدام است... همه ی توان در جهت برقراری دموکراسی واقعی استفاده شده و ... آمادگی برای پرداخت هزینه وجود داشته ... اگر امروز هم از جریان اصلاحات فردی قصد حضور در انتخابات را داشته باشد،باید با برنامه و اصول و خط قرمزی روشن بیاید و به مردم قول دهد که بر سر این عهد و پیمان ها خواهد ایستاد. »

البته ایشون گفت: «اگر انسان بتواند»، و خوب می‌دونست که خودش نمیتونه، وگرنه ممکن بود بعضی‌ها ازش سعال کنند تو که لالایی بلدی چرا خابت نمیبره و اگر بیداری، خط قرمز روشنت کجاست! و آنچه بر دیگران رواست، خودتان حدس بزنید.

و معلوم نشد چگونه نیک‌آهنگ، اون فعال غیر سیاسی، نه! ببخشید، اون غیرفعال سیاسی، بازم نشد! اصلن اونی که خودش میگه خوشبختانه فعال سیاسی نیست(اما احتمالن این فعالین روُ دوست داره)، چگونه با انجام هیچ فعلی، به طور خوشبخت‌مآبانه‌ و یا شایدم بدبخت‌مآبانه‌ای این حرفای سیاسی را در ماه اکتبر زد:

«اگر خاتمی قرار است نماد یک جریان باشد، مشخصات آن جریان چیست؟ چه سازمانی دارد؟ چه طرحی برای کنار زدن فشارهای حاکم دارد؟ آیا می‌تواند از پس شورای نگهبان و قوه قضائیه برآید؟ چه کار جدیدی می‌خواهد انجام بدهد که به نتایج درخشان هشت سال اول دچار نشود؟
اشتباه نکنید. همه حرف‌هایم برای این است که ببینم آیا واقعا طرف و اطرافیانش برنامه‌ای هم دارند یا باز همه چیز از سر ناچاری است؟ //

خاتمی کسی بود که سطح ریاست قوه مجریه را تا حد "تدارکاتچی" بودن بقیه پایین آورد. حالا می‌خواهد با عنایت به تجربه پیشین باز جلو بیاید؟ خاتمی عملا مانع اصلاح قانون اساسی شد، چون خیال می‌کرد عمل به همان قانون رافع مشکلات است //

احتملا نوری چون آدم باهوشی هم هست، می‌داند در چارچوب فعلی قانون اساسی، خیلی از اصلاحات انجام ناپذیر است، و چون عملا خودش را به سیستم جدید نفروخته، قیمتش بالارفته است. عدم حمایت بدون پیش‌شرط نوری از خاتمی هم امکان‌پذیر نیست [اشتباه در جمله‌بندی؟]، پس در عمل می‌خواهند از این طرف حضور مجددش در عرصه سیاسی را بدون هزینه نکنند.
به نظرم باز این نزدیکان خاتمی هستند که به خاطر منافع خود نخواهند گذاشت یک ائتلاف منطقی موثر صورت گیرد، مگر آنکه خود خاتمی خاموششان کند.
گمان من بر این است که نوری می‌تواند نقش رهبری جریان را بازی کند، و به قولی حتی در گزینش نامزد نهایی اصلاح‌طلبان موثر باشد // .

تیم اصفهانی‌های وزارت کشور در سال‌های ۶۸ تا ۷۲ چندان موجودات جالبی نیستند. اگر خیال کرده‌اید آنها اعتقادی به دموکراسی دارند، کافی است مدتی با ایشان کار کنید. منفعت حرف اول را می‌زند، اگر نفع در تظاهر به دموکراسی‌خواهی بودن باشد، چنان دموکرات‌هایی می‌شوند که نگو و نپرس. »

اما از شانس بد نیک‌آهنگ، قرار بود که خاتمی مبلغ بزرگ قانون اساسی بماند و کوه نوری موش کروبی را هم راضی به زاییدن شود و از کوهش که صرفنظر کنیم، خودش ضمن امضا نکردن! چک سفید، به آقایان خاتمی و کروبی چراغ سبز نشان دهد:

عبدالله نوری: «گر مشاهده كنم كه نامزد اصلاح‌طلبان با ضعف‌ها و كاستي‌ها مماشات نكرده و رفتار متفاوتي نسبت به گذشته در پيش گرفته، از او حمايت خواهم كرد در غيراين صورت به هيچ نامزدي چك سفيد امضا و تأييديه مطلق نمي‌دهم. ... از يكسو شانس راي خاتمي قابل توجه است و از سوي ديگر تلاش‌هاي اخلاقي و اجتماعي كروبي را نمي‌توان ناديده گرفت»

حال ضمن پیدا کردن پرتقال‌فروش و چک سفید امضا شده، نیک‌آهنگ را تصور کنید که همه‌ی رشته‌هایش پنبه شده و ضمن اینکه بعد از گفتن: « فرصت نکردم پنبه سید محمد علی ابطحی را بزنم. می‌پرسید چرا باید پنبه‌اش را زد؟»، پنبه‌ی ابطحی را زده و مثل مار زهرش را به مقداری ریخته بر بخشی از اصلاح‌طلبان حکومتی (به کامنتدونی مراجعه شود)، آهش درآمده و نمیداند بین بد و بدتر یکی را انتخاب کند و یا در فلسفه‌ی فکری فرو رفته و به حل مسعله‌ی گوشتی‌ی هر گوشتی را که جلوی سگ بندازند، چه میشود؟ بپردازد و صریحن بگوید به کسی رای خاهد داد که بخاهد چند «واو» قانون اساسی را تغییر دهد.
آخرین اخبار این است که او با آه و ناله به کسی که نمی‌خاهد نامش افشا شود گفت: «قد خمیده‌ی ما، سهلت نماید اما» و از سر درد دیگر ادامه نداد که ما به کمکش شتافتیم:

قد خمیده‌ی ما، سهلت نماید اما
زیدآبادی و نوری، راضی شدند چه‌جوری
به اون که به حکم حکومتی کرده بدجوری
تعظیم!

قد خمیده‌ی ما، سهلت نماید اما
شاید بیاد که روزی
نیک‌عصبانی‌؟آهنگ‌ِکوثرتبعیدی دهد بُروزی
یه ذره اخم خود را!
و در ضمن، بگوید
به این شرط / کدوم شرط؟/
همون شرطی که او در خانه داره
برای رای خود بهانه داره

قد خمیده‌ی ما، اصلن نمایشی نیست
هم سهل می‌نماید، هم واقعن اینطوری‌ست!
شعر آوانگارد که میگن، همینه!

و به این ترتیب بود که او کمی خندید و تسکین یافت! و شاید رفت دنبال «واو».

/سروناز: آری این چنین بود و نظر شما هم زیرچنین بود:

4 comments:

Anonymous said...

بعضی برادران اصلاح‌طلب که تصادفا در جردن و نیاوران و اقدسیه و ... خانه و ملک خریده‌اند،...//
لطفا متراژ خانه‌های سیاسیون ما را قبل و بعد از سال ۷۶ بررسی کنید.
لا‌اقل بخشی از آنان به نان و نوایی رسیده‌اند. بخشی از این نان، حاصل
حضور در بخش‌هایی از دولت یا قرارداد‌های شرکت‌های خصوصی‌شان بوده است.
این قراردادها هم حاصل نشده جز با ارتباط سیاسی. حالا اسمش را می‌خواهید
رانت‌خواری بگذارید یا نه، فرقی در نتیجه کار نمی‌کند.
یک مثال ساده. ثروت‌های کسانی که در شهرداری تهران بوده‌اند و یا در وزارت
نیرو و یا در وزارت صنایع و ... را دودوتا چهار تا بررسی کنید. با
حقوق‌های مثلا ماهی دویست هزار تومان سال‌های پیش از ۷۶ که نمی‌توان
سهامدار اصلی بانک شد و برج ساخت و در دوبی سرمایه‌گزاری کرد. وقتی معاون
اسبق وزارت کشور همراه با همکار سابقش در سال‌های ۷۲ به بعد در کار واردات
قطعات پیشرفته الکترونیکی و بعضا نظامی بوده و تصادفا از انتشار آگهی در
صفحه نخست پرتیراژترین روزنامه کشور در صدی می‌گرفته، احتمالا الان باید
..ده‌ها میلیارد که نه، صدها میلیارد سرمایه جانبی داشته باشد.
به پروژه‌های وزارت صنایع و وزارت نیرو نیز توجه کنید. در وزارت صنایع،
آقای لیلاز خیلی خوب می‌تواند به شما آمار بدهد چه کسانی پروژه و ماشین و ....
گرفته‌اند. برادر ایشان که سال‌ها در ایران خودرو بوده البته آمارهای
دقیق‌تری دارد. برادران مشارکتی که دیگر هیچ! به عنوان مثال پدر هادی
حیدری که به نحوی منتقد همکارانش در وزارت نیرو هم بوده می‌تواند به شما
کمک کند و بگوید قراردادهای اصلی سد سازی و امور مرتبط سهم چه کسانی شده
است؟ سازمان‌های غیر دولتی سال‌های بعد از ۷۶ را مطالعه کنید.
بسیاری عملا سازمان‌های غیر دولتی "دولت‌ساخته" بودند. ببینید چه کمک‌هایی
به مدیران شده است؟خلاصه در هر حوزه‌ای که بروید، آسمان به همین رنگ است //
می‌دانید که قرارداد‌های بسیاری در کشور همیشه منتظر تغییر یا تثبیت دولت
هستند. می‌توانید نگرانی‌های خاص نزدیکان مشارکتی و سازمان مجاهدینی و
کارگزارانی دولت اصلاحات را در بهار ۸۰ درک کنید؟ چقدر نگران بودند که
84 خاتمی اگر نیاید، جه بلایی سر قراردادهای‌شان می آمد؟ همان بلایی که سال
آمد! فکر می‌کنید چه کسانی به خاتمی فشار آوردن که باز هم بیاید و
// نامزد شود؟.

Anonymous said...

افتخار انقلاب این بود که پیشنهاد جمهوی اسلامی را داد وحاصل کار حاکمیت ،اقتدار و آزادی مردم بود؛ بنا براین خط قرمز ما جمهوری اسلامی وحقوق و حرمت و اهتمام به خواست مردم است.

رقابت در این است که افراد با گرایش های مختلفی که دارند همین اندازه که در چارچوب قانون اساسی می توانند کار کنند بتوانند بیایند

اگر دین را به گونه ای که امام خمینی (ره) می گفت و در قانون اساسی ما آمده و حد و حدود قدرت و جایگاه مردم را معین کرده، پیاده کنیم به تقویت دین و دینداری کمک کرده ایم.

Anonymous said...

شاهین عزیز این دوبیتی در تلخی دوری و مرگ می گوید که کاش آنچه که خیلی دوست اش داری نه به وجود می آمد و نه جلوی چشمانت از بین می رفت و دلت می سوخت . آخه داغ از دست دادن عزیزان خیلی تلخ است
راستی می گویم کاش نه برادری داشتم و نه در سوگش جگرم می سوخت .
شعر دوبیتی محلی « بایاتی » است
شهربانو

Anonymous said...

نه شهربانو
انقدر راستی نگو! یعنی واقعن دوست داشتی عزیزی نداشتی؟ پس یادت باشه که به هیچ کس دل نبندی!ا

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا