با موضوعی مثل رای دادن، انسانیت انسانها را نگیرید
و چنین گفت یک دیکتاتور:
كسى كه مى خواهد بره راى بده حق نداره به بازداشت شدن عشا مومنى اعتراضى كُنه. كسى كه مى خواهد بره راى بده حق نداره كه خودش رو متعلق به جنبش فمینیستی بدونِه. كسى كه مى خواهد بره راى بده حق نداره به دستگیر شدن برادران علائی اعتراض كُنه. كسى كه مى خواهد راى بده حق نداره سيد على و باندِ کثیفش رو مورد تمسخر قرار بده. كسى كه مى خواهد راى بده حق نداره به اعدام و شكنجه و قصاص در حکومت اسلامى اعتراضى كُنه كه اگر اعتراضى كرد يك آدمِ دو دوزه باز و متظاهر هست و در بهترين حالتش يك آدمِ احمق هست. »
که شاید هم از روی عصبانیت چنین مزخرفاتی گفت و شد شایستهی بخشش! البته کاملن اینه حقش که نظرشو بگه. خوب این بیچاره! فقط برای آدمای نسبتن فهمیده حق بروز احساسات قاعله. کسی که نمیخاد رعی بده، حق اعتراض به اعدام و شکنجه داره، اما اونی که میخاد رعی بده، این حق وُ نداره. اما یک نگاه دقیقتر به گفتههای این دیکتاتور، افشاگر این است که طرف آنچنان هم دیکتاتور نیست و دعواش اینه که رعی دهنده اگر باند کثیف سیدعلی را تمسخر کرد و به اعدام و شکنجه و جنایات رژیم اعتراض، در بهترین حالت خُله و نفهمه و احمقه. اما چرا این آدم هی گفت «حق نداره، حق نداره»؟ نکند او واقعن دیکتاتور باشد؟ جواب بدید!
از این گذشته! شاید کسی که میخاهد به شکست رعی بدهد، فقط یه ذره یا دو ذره و یا تا سه نشه یازی نشه، عقلش با من و شمای تحریمی فرق داره. آدم چطور میتونه مثلن به خانم مینو صابری که میگفت همراه شو عزیز و بیا در انتخابات مجلس شرکت کن و شاید بازم بخاد بره رعی بده، به این خاطر که فهم و شعورش اینو بهش میگه، بگه که حق بروز احساسات نداره؟ حق اعتراض به این همه ظلم و تجاوز نداره؟
یا عقل مرا بپذیر
و یا احساسات و حق اعتراضت را
میگذارم زیر!
که منظور، بود زیر پا!
- جراحیی سرما
بر صورتی
به جرم حماقت
- بیرون کشیدن قلب
احساس ِ سلب
لطفن روح مردم را با این وحشیگریها آزرده نکرده،
و با موضوعی مثل رعی دادن، انسانیت انسانها را نگیرید.
از حکومت شمشیر حقبُرنده خستهام
و به هیچ حقخورندهای دل نبستهام
نکته: این تبلیغ غیر مستقیم جنبش فمینیستی هم باحال بودا.
سروناز: آری اینچنین بود و نظر شما زیر چنین بود:
No comments:
Post a Comment