بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Saturday, 20 June 2009

اژدها وارد می‌شود (1)

جواد: حالا تلفون‌تو برنمی‌داری! دخلی ازت دربیاورم که سال‌ها در مورد آن بنویسند

اگر نویسنده هستی، تمام دوران و نزدیکان و مخصوصن عزیزانی را که ادعا مدعا داشته‌اند، تهدید کن که نه‌تنها مدت‌ها از آن‌ها متنفر خاهی (1) بود، که بلکه! بی‌آبرویشان می‌کنی اگر جلوی سفارتی، تو خیابونی، اصلن روی سرت! پیداشون نشه. بگو حالا که اونا بلدن فیم بگیرن، تو هم بلدی فیلم بگیری و خالی هم نبند! بگو حالا که اونا بلدن گلوله بزنن و 3 میلیون پول گلوله هم بگیرن، تو هم بلدم با تیری که شاهینی بسیار دلنشین، شاهینی نه فقط از پولاد، بلکه آلیاژشده با اشک، با احساس، با عدالت‌خاهی، این خیلی مهمه! با حقیقت‌خاهی (مخسوسن با رو کردن دست مزوران و دروغ‌گویانی، که نیک بنگریم، هر چه می‌کشیم از دست آن‌ها می‌کشیم)، با آزادی‌خاهی و خلاصه با خیلی چیزای دیگه که خودت بهتر بلدی، آره با اون تیر زیبای مژگانِ خشم‌آلود! آبروشو می‌کنی نابود و معنی‌یه نفرت را به قلب او مینشانی. راستی، بد هم نبود اگه می‌گفتم، شاهین تیر تو، نفرت هم قاتی‌شه.
ندا: جواد جون! تو داری با خودت حرف می‌زنی؟ وای، فکر کنم تو این دروان انقلابی تو آخر منو بی‌آبرو می‌کنی. هادی به دادم برس!
جواد: البته دست بالای دست بسیار است و آدم باید یه جوری تهدید کنه که به هدفش برسه! پس اگر این نوشته امتیاز زیادی نیاورد، من با وحشتناکترین سرعتی که تو دنیا بی‌سابقه بوده! کلیه‌ی توانایی و قدرت فکری و هنری‌ام را در حمله به تو، آره با تو هستم، نه اونی که مرا فهمید و دوست داشت و به من احترام گذاشت و لینک مرا در وبلاگش گزاشت و نوشته ای از من منتشر کرد، مثل رامین مولایی یا زری اصفهانی و و ملا حسنی هم که اولین نفری بود که به من لینک داد، چون حتمن قدرت مرا برای این انقلاب لازم دیده بود یا چی؟
بالاجواد: جواد خر نشو، این نامه تهدیدآمیزه و قرار بود برای رسیدن به هدف، همه رو، همه رو تهدید به تیر عشق بکنه، که عشق واقعی، ...
گزارشگر: گزارش رسیده است که یکی از کارمندان سفارت، که جاسوس حق طلبان است، فقط به‌خاطر اینکه می‌خاهد رعی‌یش را پس بگیرد، ندا داده است که اونایی که شجاع‌ترند، فقط یه ذره بفهمی نفهمی، و نه بیشتر، به درهای سفارت تکیه دهند. همین.
جواد: وای سفارت. دیرم شد. بقیه‌اش را بعدن همینجا می‌نویسم و تیکه‌های زیر را درست می‌کنم . اول برم بالاترین و خودمو لینک کنم!


من از تو واقعن جدا خاهم شد

من اگه زنده بمونم، بی‌نهایت شرم می‌کنم تو رو پدر یا مادر یا فرزند یا دوست و فامیل بدونم، اگه نیای تو خیابون و کمک نکنی که رهبر را عوض کنیم

من به تو احساس تنفر می‌کنم، ای نزدیکترین به من، اگه نیای تو خیابون و کمک نکنی که با مصالحه این رهبر را عوض کنیم

عزیز، هرچه زودتر تکلیفت جانشین خامنه‌ای را روشن کن!

هنوز شاید بشه جلوی کشتار رو گرفت و راه تغییر رو هم باز کرد. البته برای این کار، دیگر به‌هیچ‌وجه راهی نیست، جز برکناری خامنه‌ای. او آنچنان با احمدی‌نژاد گره خورده است که برکناری‌ی یکی، سبب برکناری دیگری‌ست. این‌ دو نفر فقط جسمشان جداست، وگرنه روح یا عقل و شعورشان که مایه‌ی آبروریزی‌ست، یکی‌ست. پس برای برکناری این کودتاچی‌یان، اگر درحال‌حاظر جانشینی بهتر از رفسنجانی داری بگو. اگر نداری، مجبوری داد بزنی «رفسنجانی رهبر»، و دیگران را هم به این «داد» فرابخانی، تا ضمن گفتن اینکه نظام را نمی‌خواهی از ریشه دربیاوری، هم خیال خیلی از بالایی‌ها را راحت کنی، و هم به رفسنجانی در برابر خامنه‌ای، قدرتی وحشتناک دهی تا قانعش کند و قانعش کنند که از دیوانه‌بازی دست‌بردارد و جرعت نکند که دست به قتل بسیاری از عزیزانی که میتوانند فرزندان خود و سپاه‌شان باشند، بزند. این قدرت وحشتناک، از آن توست و رعیس واقعی مملکت، دیگر از تو قدرت می‌گیرد، اگر واقعن اراده کرده‌ای که می‌بینم کرده‌ای. بعد هم به‌تدریج و بدون خشونت، چه بهتر! که مقام رهبری را تشریفاتی‌ ‌کنی و یک واتیکان اسلامی هم بهشون بدی ناز شستشون! تا این مملکت، واقعن جمهوری شود. هرکدام از شعارهای پایین را هم اگر خاستی، بده و زیاد سخت نگیر. من تازگی‌ها خیلی عصبانی شدم و به اونایی که باز شعار الله و اکبر راه انداخته بودند، توپیدم و گفتم هرچی که می‌کشیم از دست این شعار است. اما مگر خدا، اگر به آن اعتقاد داریم، بزرگ نیست؟ و این چه ربطی به سیاست دارد؟! اگر واقعن خدای بزرگ بود که شاه را کنار گذاشت، خوب این‌دفعه، خامنه‌ای را کنار می‌گذارد و ما به آزادی واقعی، خیلی نزدیکتر می‌شویم! باید دید پشت الله و اکبر چه خابیده است: «الله و اکبر، با تغییر رهبر»! و ما بخاطر دل خارجی‌ها انقلاب مخملی نمی‌کنیم و البته می‌دانیم که خارجی‌یه آزاده، در دام عشق ایرانی افتاده. پس من که می‌گم سوراخ اصلی دعا گم نشه و در مقابل حرف محکم، محکمتر از اون حواله بشه. تو دیگه مجبوری و راه پس نداری. خامنه‌ای را دیگر نمی‌توان سرجایش نشاند و بلکه جایش را باید به دیگری داد :

صد بار که رعی‌گیری کنید یا بشمرید، موسوی باز برنده است

موسوی، وقت ما رو طلف نکن، اعلام بکن رعیس‌جمهور مایی

الله و اکبر، با تغییر رهبر

این است شعار ایرانی، رهبر بشه رفسنجانی

موسوی، کار اوّلت، آزادی زندانی

حضرت علی اگه ولی بود چه می‌کرد؟ رای مردم‌و رذیلانه، این‌طور باطل نمی‌کرد

روحانیِ فهمیده، خامنه‌ای کپک‌زده، گندیده

بسیجی و سپاهی و نی، یا فرزندی یا پدری یا مامی یا



اگر این انقلاب مخملی به پیروزی‌های اولیه‌اش، که کنارگزاشتن خامنه‌ای و احمدی نژاد و آوردن رفسنجانی و موسوی است نرسد ...

من از تمام روشنفکران پیشرو ایران تقاضا خاهم کرد که شخصن یا گروهن، به باراک اوباما نامه نوشته و او را قانع کنند که فرمان حمله‌ی نیروهای اسرائیلی به تاسیسات اتمی ایران را بدهد. باراک اوباما بچه‌ی خوبی‌ست
....

2 comments:

شاهین said...

این متن، یه مقدارش(خودتون بفهمید کجاهاش) با عصبانیت و عجله‌ی شدید! و یه مقدارش ناشدید، نوشته و وصل شده! من قرار بود بیام و یه جاهایی روُ دستکاری کنم، اما دیگه نیومدم و به این نوشته دست نزدم. آخه داره انقلاب میشه!در طول و عرض زمان، چهره ها شناخته میشوند و من زیابیی شما را ترسیم خاهم کرد! خالی بند حرفه ای( نمیشه فهمید کجا راست میگه کجا دروق): درسته! درست هم بدترین زمان لینکش کردی
رند: خوب حالا

شاهین said...

جوادناعصبانی: هرچند که میدانم مردم صددرصد پیروز هستند، ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در گروی دوست و فامیل متزلزل است. با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق، حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم، و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن با تشویق به عدم تندروی و ندادن شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»، البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام، اضافه کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه! ... / ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه. / جواد: ... تلفن را بردار و به هر دوست و آشنا و فامیلی چه در ایران و چه در خارج، زنگ بزن و ...ا

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا