گوشه هائی از این نوشته: "... آيا حکومت اسلامی و احمدی نژاد هم بخشی از «هويت ملی» جمع «ما» بشمار می روند، همانگونه که کورش و زرتشت و حافظ و سعدی هستند؟ به اعتقاد من، پاسخ ما به اين پرسش است که گوهر فکر و ريشه های موضعگيری های سياسی و فرهنگی امروز ما را در جهان معاصر روشن می سازد ... و چگونه است که همين «بخشی از ما» از ظهور و حرکات و سخنان آدمی، که مسلماً اگر بی هوا از جلوی هر پزشکی قانونی رد شود حکم ديوانگی اش را صادر خواهند کرد، در قالب رئيس کشورمان و در صحنه های عمومی جهان احساس توهين شدگی و اشمئزاز نمی کند و خجالت نمی کشد، اما از سخنان يک رئيس دانشگاه که نه جز حقيقت می گويد و نه به ارزش های واقعی فرهنگ و تاريخ ما اهانت می کند می رنجد؟...بگذاريد حال که سخن به اينجا کشيد يک نکته را هم گفته باشم. من فکر می کنم که اگر همين «سخنان جسارت بار» را رئيس دانشگاه آکسفورد انگليس يا سوربن فرانسه خطاب به احمدی نژاد گفته بودند اين همه حساسيت در نزد عده ای از آن «برخی انديشمندان و نويسندگان ما» بر انگيخته نمی شد و حتی شايد تحسين آنها را هم بهمراه داشت. نيز فکر می کنم که بستر بسياری از اين اعتراضات در حس عميق ضديت با آمريکا است که به مدت هفتاد سال بوسيلهء شوروی استالينيستی در عمق جان برخی از ما نشانده شده و از همهء ما سربازان متوهم ضد «امپرياليسم به سرگردگی آمريکا» ساخته است. و آيا اين درست همان خط فارقی نيست که حکومت اسلامی، هنوز و عليرغم تجربهء تلخ چپ ايرن در دههء اول انقلاب، به نفع خودش از آن سود می جويد و از انبار احساسات ضد امپرياليستی برخی از ما، که ذيرکانه به ضد آمريکائی تغيير ماهيتش داده اند، استفاده می کند؟ و نه تنها برخی از مای عدالتخواه و شورنده عليه ظلم را با خود هم پيمان می سازد بلکه، در بازی های دردناک شطرنج سياسی اش برای معامله با همان امپرياليست ها، از همين احساسات پاک و «ملی» استفاده می کند؟ ... من يقين کرده ام که برای کشورم هيچ چيز زشت تر و مهلک تر و خطرناک تر از اين حکومت «بيگانه صفت» نيست و به هيچ روی حاضر نيستم، حتی برای مبارزه با «امپرياليسم»، از يکسو کنار اين جرثومه های جنايت قرار گيرم و، از سوی ديگر، آنقدر کوته بين شوم که امپرياليسم را فقط در قامت آمريکا ببينم و فراموش کنم که چگونه هم اکنون کشورم در چنگال امپرياليسم اروپا و روسيه و چين اسير و گرفتار است. اين «کوری داوطلبانه» را من اهانت اصلی به خود و وطنم تلقی می کنم. ... بايد صدا بلند کرده و، از طريق تأييد رفتار رئيس دانشگاه کلمبيا، حساب ملت خود را در انظار جهانيان از حساب اين حکومت اشغالگر جدا کنيم؛ ... من، بعنوان يک نويسندهء ايرانی تبعيدی، بصدای بلند آنچه را که رئيس دانشگاه کلمبيا خطاب به احمدی نژاد گفت تأييد می کنم و آرزو دارم که «ما» اين توانائی را می داشتيم که از اينگونه وقايع بيشترين بهره را برای آگاه کردن مردمان جهان از داستان اسارت مردم کشورمان در دست رژيمی عقب مانده و جنايتکار و ضد بشر می برديم. ... "
برگرفته از سايت اسماعيل نوری علا:
توضیح: تغییر اندازه ی حروف و رنگ آنها، از من است
تمامی این حرفهای آقای نوری علا مورد تایید من است.
1 comment:
با سلام خدمت دوست عزیزم
خوشحال میشم تبادل لینک داشته باشیم
با آرزوی موفقیت برای شما
علی
http://eghva.wordpress.com
Post a Comment