بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Saturday, 26 January 2008

ماجراهای پاچه گیریهای نوازش یا دردانگیز! (6

(به غلت!های املاعی توجه نکنید)
1- این حکومت، ارتجاعی ست!
2- نباید نگران برخوردهای زشت و غیردمکراتیک بود؟
3- ژنهای طبیعی؟! و ژنهای جدید؟!
4- نوعی دیگر از گوسفندپروری!

1- این اکبر گنجی با گفتن اینکه "این رژیم هرچه هست، ارتجاعی نیست"، صدای ملا حسنی رو هم درآورد، و او ضمن گفتن اینکه اکبر گنجی را خیلی دوست دارد، دلایلی را برای نشان دادن ارتجاعی بودن این رژیم، اراعه داد. من هم در بخش کامنتها نوشتم:

"این حکومت، کارش چوب گذاشتن لای چرخ رشد فرهنگ و تمدن ایرانیان است، و به همین خاطر ارتجاعی ست. وگرنه هیچ ارتجاعی انقدر روانی نیست،/ البته بجز طالبان، و اونم از بعضی نظرا/ که مخابرات را توسعه ندهد، راهها را توسعه ندهد، جلوی ورود تکنولولوژی را بگیرد و خیلی چیزای دیگه. اما تو همین مدت 30 سال ببینید چقدر از کشورها، چه جهش اقتصادی ای که نداشته اند. این رژیم ِ از نظر فرهنگی، کاملن ارتجاعی، از نظر اقتصادی هم تا جائی که به دنبال توسعه ی اقتصاد خرید و فروش بازاری و غیر تولیدی بوده است، تا جائی که بدنبال باج خاهی از صاحبان سرمایه بوده است، جلوی پیشرفت علمی و تولیدی را گرفته است. آقای گنجی! این رژیم تا مغز استخانش ارتجاعی ست، و اگر پیشرفتی هم در ایران بوده است، اجباری بوده است. یعنی اینا دیگه بدتر از این، نمیتونستند جلوی پیشرفت ایران را بگیرن. کلیسای کاتولیک فئودال هم مدتها جلوی رشد فرهنگ و تمدن را در اروپا گرفته و به همین خاطر ارتجاعی بود، اما در دل همان جامعه، عناصر علم و تکنیک، آرام آرام پیشرفت کرده و اثرات خود را میگذاشتند. حالا یه نفر بیاد بگه، ببینید این کلیسای کاتولیک، ارتجاعی نیست، چون جامعه را پیشرفت داده!!!!!!!"

البته نوشته ی بالا کمی زیادی! عجولانه نوشته شده، که شاید بعدا عجولانه نوشته نشود! در همین کامنتها، آقای مسعود راد هم دلایلی برای ارتجاعی بودن رژیم آوردند و ملا هم آنها را مورد تایید قرار داد.

2- و طبق معمول، کافی ست کسی به کسی انتقاد کند، تا کسانی که دشمنی ای با آن کس دارند، فرصت را غنیمت شمرده و به بدترین نهوی بخاهند دشمنی نشان دهند. یکی از اینها نوشته بود که گنجی مامور دست نشانده اخوندها هست. یکی هم گفته بود که امثال گنجی که هنوز بعد از 28 سال، مسلمان هستند، دیوانه و مجنونند و نباید وقت را برای آنها طلف کرد. من هم نوشتم:

"اکبر گنجی هر چی ایراد داشته باشه، بازم دمکراته و یه مقدار عزیز و قابل احترام. کسی اگه بر مبنای تصورات خودش، تهمت مزدوری و مامور رژیم به او بزنه، نشون میده که خودش بوئی از دمکراسی نبرده.

دیگه اینکه خیلی ممنون که تکلیف 60 میلیون ایرانی مسلمان معلوم شد و جزو مجانین و معلولین مغزی ای که نباید برایشان وقت طلف کرد، قرار داده شدند. و طبیعی ست که به این ترتیب، باید یکی بالاسرشان باشد. شاه تاجدار نشد، شاه عمامه دار. بازم نشد، دوباره شاه تاجدار. قُده های سرطانی، بدجوری در پیکر جامعه ی ایران جا خوش کرده اند.

ملا جان، اینم شد قرار که یه چیزی بنویسی، ولی اصلن در فکر پاسخگوئی به شاهکارهای بعضی از کامنتگذاران نباشی؟ نکنه میخای کسی رو نرنجونی؟ نکنه میخای تردت نکنن؟ نکنه میخای محبوب قلبها، به هر قیمتی، باشی؟"

بعد از نوشتن این کامنت، به من پیشنهاد شد که دلنشین باقی بمونم، که البته من سعی ام رو میکنم.

ملا در مورد برخوردهای تند و غلط هم نوشت:
"ضمنا من خیلی نگران کامنتها و اظهار نظرات تند و غلط دیگران نیستم. اصولا ما باید به دیگران مجال بدهیم غیر از فحش های رکیک هرچه دلشان میخواهد بگویند. دنیا که به آخر نمیرسد؟"

من هم با قسمت دوم حرفای ایشان موافقم، ولی در مورد نگرانی از برخوردهای تند و غلط، انگار مثل ملا خونسرد نیستم. اگر نحوه ی رفتار و برخوردی، به نظر خودمان، زشت و غیردمکراتیک باشد، چرا فقط تماشا کنیم؟ همه خود به خود بهتر میشوند؟ اینهمه مدالهای دروغگوئی و تزویر و پرادعائی و چاپلوسی و ضعیفکُشی و ... که به خودمان میدهیم، چگونه پس گرفته خاهد شد؟ آیا تلاش در تاثیر گذاری اخلاقی، شخصیتی، فرهنگی بر یکدیگر، در همین کوچه پس کوچه ها نیست که باید انجام بگیرد؟

3- این مخملبانو هم پیشنویس " داشتم داشتم حساب نیست." را که قبلا نوشته بود، اراعه داد، که به نظر من، یه مقدار پریشانیش را نشان میداد، که البته آنچنان هم مهم نبود. او دچار تفکرات فلسفی هم شده و از کشف ژن سخاوت هم خبر میدهد:

"یکی از روزهای خدا یا بهتره بگم نصفه شبهای خدا وقتی چای بدست روی مبل راحتی لم دادی... میری به فکر اینکه اول مرغ بود یا تخم مرغ. نه دقیقا این ... فکر میکنی باید یک چیزی بود و به جایی رسید یا میشه یک دفعه دست رو زد زمین و بلند شد.
سر شب صحبت از کشف ژن سخاوت در آدمها توسط محققان اسرائیلی بود. ...
و حالا دارم فکر میکنم الان که ژن ها هنوز طبیعی کار میکنند کجاییم . هر کدوم آدمها دنیاشون چقدره . چقدر اطراف رو می بینند. به چی مینزند و دنبال چی هستند."

من هم بدون اینکه بهش گیر بدم که این روزِ خدا و شبِ خدا، دیگه یعنی چی، و من ِ بیخدا دیگه روزا و شبامو از کجا بیارم، تو کامنتدونیش نوشتم:

"عزیزم! انقدر اوضاع درب و داغونه که برای درمونش، یه مقدار باید عضو ژنهای غیرطبیعی بود. و این فیلسوفبازی شما منطقا غیر منطقی بود! برای به جائی رسیدن، باید دست رو زمین و یا زانو و یا کنار مبل زد و بلند شد و بلکه بی دست هم بعضیها بلند میشوند و آیا کسی را دیده ای که چیزی نباشد و بلند شود؟
"و البته چیز داریم تا چیز"، گفت فیلسوفدیوانه! و در ادامه فرمود: "اول مرغ بود، و قانع کردن شما وقت میبرد و آدم همچین یه دفعه یه دفعه هم تصمیم به بلند شدن نمیگیره. اول چندبار میگه داشتم داشتم حساب نیست، چه اول با پسنوشت و چه بعدا با پیشنوشت و دفعه ی بعد: "باز هم در مورد داشتم داشتم..." و خلاصه اینقدر ادامه میده تا واقعا بفهمه که هیچ چی نداره، حتا نه مرغی و نه تخم آن و بعد معلوم نیست چی میخوره تا قوی شه و از رو زمین بلند شه، و به این نتیجه میرسه که پس! برای بلند شدن هم چیزی لازم است و چون میخاهم بلند شوم، پس یا چیزی شده ام و یا به چیزی پی برده ام. خلاصه، اون ژن "طبیعی؟"سابق را کم کم لولو میبره یا یه دفعه؟! جواب بدید!

حالا خودت بگو ، به چی میزنی و دنبال چی هستی و همراه میخای یا گمراه رو چه جوری میکنی سر به راه تا بشه همراه و یا اصلن گور پدر همراه و هیچ کس پیدا نکرده راه و نخاهد کرد. پس! در شیپور تماشا، چنین صدائی پیچید: دووودووورروورروووو، دوودووروودو
تا حالا شده
خودتو به خلی بزنی؟

یه لبخند به این دنیای چرند؟!
ژنهای جدید در ضمن اینکه یه مقدار خرند!
به ژنهای "طبیعی"؟ حمله میبرند
تا کم کم از خریت بدر آیند
و عاقلانه حمله برند
و آنگاه قوای جاذبه و دافعه پر بار میشوند
که از بی باری بهتر است!
نظر شما چیه؟! جواب بدید!"

4- من ضمن اینکه نمیروم و رای نمیدهم، با برخوردهای توهینآمیز چه به رای دهندگان و چه به رای ندهندگان شدیدا مخالفم. این که بگوییم توئی که رای میدهی یا نمیدهی، خشکمغزی، احمقی، گاوی، خائنی و خیلی چیزای دیگه هستی، یعنی ایجاد جوّی که در آن، چه رای دهنده و چه رای ندهنده، نه بر مبنای استدلال و تفکر، بلکه از روی فشار، تغییر عقیده دهند. و این یعنی گوسفندپروری.

من هزار بار آن گوسفندی؟! را که تمام فکرش را گذاشته که بفهمد منفعت و زیان شرکت و یا عدم شرکت در انتخابات چیست و با رو هم گذاشتن استدلالات خودش و دیگران، دست آخر به این نتیجه رسیده است که باید در انتخابات شرکت کند، به آن ناگوسفندانی؟! که با جوّ هو شدن و گوسفند و سایر حیوانات خطاب شدن و خائن نامیده شدن و شعارهائی نظیر "خلایق هرچه لایق"، در رای گیری شرکت نمیکنند، ترجیح میدهم.

سروناز: آری اینچنین بود! و فراموش نکینم که ما همه اعضای یک پیکریم، و اگر لایق چیزی هستیم، همه لایق آن هستیم.

No comments:

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا