دلم برای گنجی میسوزد! این بیچاره! ی یه مقدار عزیز، به هر دری میزنه که بگه این حکومت توتالیتر و فاشیست نیست. او در واقع با عوض کردن حکومت با نظام، میگوید "نظام فاشیستی نیست". و جالبه که بدونیم که فاشیستی یا توتالیتر بودن یا نبودن نظام یا حکومت، هیچ تغییری در رهنمودهای عملی اش در برکناری این رژیم نمیدهد. (البته باید مواظب و نگران او بود). این بیچاره که دلم به حالش میسوزه، از یک طرف میگه (1):
"حتي اگر کساني اين رژيم را از سنخ رژيم هاي فاشيستي و کمونيستي توتاليتر بدانند، در رژيم هاي توتاليتر رهبر خدايي مي کند."
و بعد از رژیم سلطانی جمهوری اسلامی صحبت میکنه و مجبور میشه که بازم مقام خدائی به رهبر بده!:
"همه چيز بايد در خدمت رهبر و اراده ي او باشد.عدم اعتماد و بدبيني به همگان، به ترس از همگان تبديل مي شود. هر کس هر چه دارد از سلطان دارد. اگر از چشم سلطان بيفتد، به هيچ تبديل مي شود. "
حالا من از این قر و قمیش گنجی سر در نمیآرم! چرا روش نمیشه که صریح حرف بزنه؟
در زیر هم با یکی از نشانه های ذهن ِ ،در این قسمت، کودکانه ی او روبرو میشویم:
"روشن است که در ميان زمامداران جمهوري اسلامي، هم آدم هاي فاشيست وجود دارد، هم قرائت فاشيستي از دين. اما وجود آدم هاي فاشيست و قرائت فاشيستي از دين، به "نظام فاشيستي" نينجاميده و نخواهد انجاميد.ميان "خواستن" و "توانستن" فاصله ي بسيار وجود دارد. جهان واقع چنان نيست که هر کس هر خواستي را بتواند محقق کند. اپوزيسيون ايران سه دهه است که "مي خواهد " جمهوري اسلامي را سرنگون کند، اما "نتوانسته" است خواست خود را محقق کند. "
خودمونیم، خنده تون نگرفت؟ من میدونم که میخام این حکومت رو سرنگون کنم، ولی چون هنوز اون رو نتونستم سرنگون کنم، پس اصلا کی گفته که من سرنگونی طلبم؟ من براندازم؟ من که هنوز انقلاب مخملی نکردم که! هر موقع که این کار رو کردم، بعدا طالبش میشم! البته اونموقع دیگه اسمم اپوزیسیون جمهوری اسلامی نخاهد بود و من باید آرزوی به گردن انداختن مدال اپوزیسیونِ سرنگونی طلب یا برانداز را به گور ببرم! و ماتلیمدال را دنبال نخودسیاه بفرستم! شاید هم منظور گنجی اینه که همونطوری که اون آدمهای فاشیست، نمیتوانند نظام را فاشیستی کنند، اپوزیسیون برانداز هم نمیتواند این حکومت را براندازد؟!!
آقای گنجی! چون دوستت دارم و خوبی خودت و خودم ...
/ صمد: به اضافه ی ننه اقا و لیلای ناقلا و اهالی ده بالا! نه استخفولولا! اهالی ده پایین، ولی حالا به خاطر قافیه هم که شده بود، کوفتشون شد! و شد اهالی ده بالا، ولی بعضیاشون، مخصوصا سامی و لیلی که دوستشون دارُم خیلی/
... را میخام، از پاچه گیریهای دردناک ابائی نخاهم داشت!
/خالی بند: گفت خالی بند پُررو!
(1) دموکراتيزاسيون در برابر سلطانيزاسيون
No comments:
Post a Comment