ما را چه میشود؟!
اخیرا آقای افراسیابی (عمو اروند) مطالبی به من نسبت دادند که باعث شد مقداری شاخ دربیارم. کاش ایشان لطف میکردند و سندی، مدرکی، نقل قولی از من را هم ضمیمه میکردند تا با شاخ از دنیا نمیرفتم. حالا این شما و این سخنان ایشان، تا بعدش چندتا حرف دیگه بزنم. (تغییر رنگها از طرف من است):
من ایرانی فارسزبان هستم و زبان مادریم هم فارسی است.خودم میدانم که آن را خوب میدانم، خوب مینویسم، چَم و خَماش را میشناسم.
اگر به خودت زحمت بدهی به پرسی چرا؟ خواهمت گفت:
چون مادرم با آن زبان با من سخن گفته است و پدرم نیز. در دوران تحصیل از مدرسه تا دانشگاه به آن زبان درس خواندهام، آن زبان را تدریس کردهام حتا به آنانی که زبان مادریشان فارسی نبوده است، ترک و کرد و آشوری و ارمنی و...
روی همین اصل هم هست که آنان را خوب درک میکنم، آنانی راکه زبان مادریشان چون من فارسی نیست ولی به حکم اجبار "پانیستها" از تحصیل به زبان مادریشان محرومند. و دلیل کندیشان را در درک مفاهیم درسی که به زبانی بیگانه به آنان حقنه میشود، میفهمم. روی این اصل هم از صمیم دل دوست میدارم که هر قومی، حداقل دورهی دبستان را بتواند با زبان مادریاش آغاز کند و در کنار زبان مادری این امکان را هم داشته باشد تا از "شکر فارسی" زبان فردوسی و سعدی و حافظ و نیما و شاملو و... نیز بهره برد که زبان ملی ماست.من از هر "ایسم"ی متنفرم حال میخواهد پانترکیسم باشد یا پانفارسیسم یا هر پان کوفت و زهرماری دیگری که میتواند باشد.
لینک دادن من به آنانی که از حق تحصیل به زبان مادری دفاع میکنند نه به مثابه دفاع از پانترکیسم که تو تصور کردهای. اگر بلاگری مییافتم که به زبانهای دیگر معمول در این سرزمین گربهای شکلی که بینهایت نیز دوستش میدارم و به همه جای آن نیز سرکی کشیدهام و یا زمانی در نقاط محرومش کار کردهام و زیستهام، مینوشت، بیشک به او نیز لینک میدادم.
هم میهن من!
در کشوز سوئد مردمانی از ۱۱۴ ملیت مختلف زندهگی میکنند که تمام آنان از دست شما " پانیستها" بدینجا به پناه آمدهاند. ولی همهی آنان از جمله فرزندان من، برابر قانون، قانونی که اگر کسی بدان بیتوجهی کند، چوب توی آستینش میکنند، حق یادگیری و آموزش به زبان مادری خویش را دارد.
قانون اینجا محترم است و تا زمانی که لغو نشده است هیچ مقام اجازهی ندارد به میل خودش آن را نادیده بگیرد و ابدی هم نیست، درست برعکس قانون اساسی کشور من که " تاظهور حضرت قائم لایتغیر است ولی حتا بزرگمردان صاحب قدرت، برایش ارزشی قائل نیستند.
اضافه شده توسط عمو اروند ۱۶:۳۵ ۸۶/۱۲/۳
1- همین کارم مونده بود که بروم از این اون بپرسم که چرا املاع و انشاشون بد یا خوبه.
2- برای اطلاع خاننده ی این سطور باید بگویم که من تا حالا هرگز پیش نیامده که از آقای افراسیابی(عمو اروند) بپرسم چرا به این و آن لینک داده ای. حالا ایشون چه جوری به تصورات من دسترسی پیدا کرده اند را باید از متخصصین امور تله پاتی پرسید. و دیگر اینکه من هیچ وقت شخصا با ایشون هیچ بحثی در مورد امور سیاسی و زبانی (چه مادری و چه غیر مادری) نداشته ام. (به شماره 5 توجه کنید)
3- مواضع من در مورد حق یادگیری و آموزش به زبان مادری در کنار زبان رسمی کشور هم در "برنامه ی 17 ماده ای اتحاد" آمده است. علت عدم تعهدم به املاع مرسوم فارسی؟! (یا به قولی "فنیقی" و یا "سامی" و یا "عربی" و یا "هند و اروپائی") را هم در نوشته ای توضیح داده ام. حالا من چه موجود خود-پناهنده ی منفور "پانیست"ی! هستم که مردم کشورم از دست من فرار کرده اند و به کشوری مثل سوعد پناهنده شده اند، عاقلان دانند.
4- من فکر نمیکنم که مردم کشور سوعد، برای آموزشِ لزوم رعایت قانون، از استلاحات شکنجه آمیزی! نظیر "چوب توی آستینتون میکنند" استفاده کنند. بالاخره انقدر باید تمدن یاد گرفته باشند. حالا چرا آقای افراسیابی در نوشته شون، که مرا طرف صحبتشان کرده اند، از این اصطلاحات بکار می برد، باز هم باید عاقلان فکر کنند. من که چیزی به عقلم نمیرسه!
5- انگار آقای افراسیابی ار انتقادی که زمانی من از ایشون تحت عنوان " کوزه ای عسل و جامی زهر/ آیا تبلیغات محکوم است؟" کردم، خیلی ناراحت هستند و شدیدا از من کینه دل گرفته اند، که به این صورت وحشتناک کینه بروز میدهند.
6- اگر حق دفاع از خود در برابر اتهامات وارده دارم، مسئولین مربوطه به این نوشته در بلاگ نیوز لینک دهند.
اضافه شده توسط عمو اروند ۱۶:۳۵ ۸۶/۱۲/۳
1- همین کارم مونده بود که بروم از این اون بپرسم که چرا املاع و انشاشون بد یا خوبه.
2- برای اطلاع خاننده ی این سطور باید بگویم که من تا حالا هرگز پیش نیامده که از آقای افراسیابی(عمو اروند) بپرسم چرا به این و آن لینک داده ای. حالا ایشون چه جوری به تصورات من دسترسی پیدا کرده اند را باید از متخصصین امور تله پاتی پرسید. و دیگر اینکه من هیچ وقت شخصا با ایشون هیچ بحثی در مورد امور سیاسی و زبانی (چه مادری و چه غیر مادری) نداشته ام. (به شماره 5 توجه کنید)
3- مواضع من در مورد حق یادگیری و آموزش به زبان مادری در کنار زبان رسمی کشور هم در "برنامه ی 17 ماده ای اتحاد" آمده است. علت عدم تعهدم به املاع مرسوم فارسی؟! (یا به قولی "فنیقی" و یا "سامی" و یا "عربی" و یا "هند و اروپائی") را هم در نوشته ای توضیح داده ام. حالا من چه موجود خود-پناهنده ی منفور "پانیست"ی! هستم که مردم کشورم از دست من فرار کرده اند و به کشوری مثل سوعد پناهنده شده اند، عاقلان دانند.
4- من فکر نمیکنم که مردم کشور سوعد، برای آموزشِ لزوم رعایت قانون، از استلاحات شکنجه آمیزی! نظیر "چوب توی آستینتون میکنند" استفاده کنند. بالاخره انقدر باید تمدن یاد گرفته باشند. حالا چرا آقای افراسیابی در نوشته شون، که مرا طرف صحبتشان کرده اند، از این اصطلاحات بکار می برد، باز هم باید عاقلان فکر کنند. من که چیزی به عقلم نمیرسه!
5- انگار آقای افراسیابی ار انتقادی که زمانی من از ایشون تحت عنوان " کوزه ای عسل و جامی زهر/ آیا تبلیغات محکوم است؟" کردم، خیلی ناراحت هستند و شدیدا از من کینه دل گرفته اند، که به این صورت وحشتناک کینه بروز میدهند.
6- اگر حق دفاع از خود در برابر اتهامات وارده دارم، مسئولین مربوطه به این نوشته در بلاگ نیوز لینک دهند.
5 comments:
راستی را بخواهی من اصلن مقالهی " کوزهی عسل و جامی زهر/ آیا تبلیغات محکوم است" را ندیدهام. اگر میدیدم مسلم بدان که عصبانی نمیشدم. انتقاد را باید پاسخی منطقی داد. من با کسی سر دشمنی ندارم و فکر هم نمیکنم که همیشه حق با من باشد. اما میدانم که فارسی را خوب میدانم و خوب مینویسم و این را هم نه بدلیل تعریف از خود که دلیل آموزش زبان مادری آوردهام.
زندان پاسخ اندیشه نیست !
دعوتی رفیق !!!
زمان همدلی است ... نوروز 87 نوروز آزادی خواهد بود ، اگر من و تو بخواهیم ...
سال 1387 سال آزادی زندانیان سیاسی خواهد بود ...
حمایت کنید ...
لوگو را در بلاگ خود قرار دهید !
به هر دلیلی سعی کنید که اختلافات اینترنتی بپرخیزید که دشمن شادکن خواهد شد اصلاح اشتباه هیچوقت انسان را کوچک نمیکند
یک "از" هم جا افتاد که خودتان لطفا اضافه کنید
اسد علیمحمدی(یکی از دو صاحبان اصلی بلاگ نیوز):
"شما می توانید وارد صفحه تماس بلاگ نیوز بشوید و مطلب اعتراضی تان را بفرستید تا اقدام به انتشار کنیم. در ضمن شیوه نوشتار در بلاگ نیوز براساس زبان رسمی فارسی است و ما شدیدا به مسئله پای بند هستیم."
ایشان مطلب بالا را در جواب قسمت ششم نوشته ام در ای-میل نوشته اند و چون جنبه ی عمومی دارد و خوب است که کاربران بلاگ نیوز، با خطی مشی آن بهتر آشنا شوند، در اینجا آوردم.
و چون من بعنوان مثال نمیخاهم که "میخاهم" را به صورت "میخواهم" بنویسم، و حداقل در اینجا نمیخاهم زیر بار بروم، پس ترجیح میدهم اعتراضم را برای مسعولین بلاگ نیوز نفرستم.
آنهااگر خاستند حق دفاع مرا بدون مجبور کردنم به رعایت دیکته ی درست! رعایت کنند، میتوانند به این مطلب اعتراضی ام لینک بدهند!
مانی خان: "اصلاح اشتباه هیچوقت انسان را کوچک نمیکند"
اینطور برخورد کردن، نه تنها دردی از من کم نمیکند، بلکه آنرا افزایش هم میدهد.
به من تهمت بسیار ناجوانمردانه ای زده شده است، ولی طوری برخورد میشود که اصلن معلوم نشود چه کسی اشتباه؟!! کرده است!ا
Post a Comment