بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Monday, 10 March 2008


سوسیال‌دمکراتها چه میگویند؟
(به غلت!های املاعی! توجه نکنید)

آقای مهرداد مشایخی یکی از سوسیال‌دمکراتهای ایرانی‌ست که آشنائی با عقایدش برای شناخت گرایشی سوسیال‌دمکراتیک میتونه مفید باشه. ایشان در نوشته ی زیر به درستی بر وجه تمایز سوسیال‌دمکارتها با چپ‌های لنینیست-استالینیست یا مائوئیست و غیره انگشت میگذارد، اما به نظر میاید که از عقاید مارکسیستی یا عقاید کمونیستی فاصله‌ای نمی‌گیرند و تنها با مارکسیسم انقلابی مرزبندی دارند. و در اینجا، انقلاب یعنی سرنگونی نظام سرمایه داری. یعنی همانطور که در ضمن صحبتهای ایشان به آن اشاره میکنم، آرمانهای کمونیستی، از جمله جامعه ی بی‌طبقه را احتمالن قبول دارند، منتها راه رسیدن به آنرا ایجاد رفرمهای متوالی در نظام سرمایه‌داری میدانند. اما به نظر من ِ سوسیال‌دمکرات، برای تثبیت یک جنبش سوسیال‌دمکراتیک، باید یک‌بار برای همیشه از هرچی مارکسیسم و کمونیسم و لنینیسم و غیره، اعلام جدائی کنیم، تا اگر حزب سوسیال‌دمکراتی بوجود آمد با دردسرهای تندرَوی و اطلاف انرژی و انشعاب مواجه نباشیم.
یک مطلب دیگر که در گفتار آقای مشایخی هم شاهد آن هستیم، وجود دو مانع در جلوی جمع شدن همه‌ی سوسیال‌دمکراتهای ایرانی‌ست که در رابطه با نظام آینده‌ی ایران و نحوه‌ی برکناریِ جمهوری اسلامی خود را نشان می‌دهد، هر چند که سوسیال‌دمکراسی ربطی به جمهوری دمکراتیک یا دمکراسی سلطنتی و انقلابی‌گری یا رفرمیسم در رویارویی با جمهوری اسلامی ندارد!
اینطور که به نظر میاید، آقای مشایخی در رابطه با جمهوری اسلامی معتقد به رفرم و استحاله‌ی آن است، برخلاف من که معتقد به انقلاب مخملی هستم. در رابطه با جمهور‌خاهیِ ایشان هم به نظر من بدنیست ایشان بگویند که طرفدار داشتن رئیس‌جمهوری تشریفاتی هستند یا رئیس‌جمهوری مثلن مثل رئیس‌جمهور ‌آمریکا که میتواند تصمیم مجلس را وتو کند. اگر قرار است از یک سلطنت تشریفاتی بترسیم، باید از یک رئیس‌جمهور با قدرت هم بترسیم.
اما آیا سوسیال‌دمکراتها نمی‌توانند تشکیلاتی همه‌گیر درست کنند، بدون اینکه در مورد نوع نظام آینده موضع‌گیری کنند و یکدیگر را ملزم به تبلیغ نوع مشخصی از نظام دمکراتیک نمایند و یا جلوی تبلیغ یکدیگر را برای نظام آینده بگیرند؟
/رند: حالا مگه چندتا سوسیال‌دمکرات داریم که بخاهند سر هر قضیه‌ای از هم جدا باشند؟/

خوب، حالا این شما و این هم گفته‌های آقای مشایخی، که من هم بعضی حرفامو ضمن آوردن بخشهائی از صحبتهای ایشان، میزنم:

رابطه جمهوری‌خواهی و سوسيال‌دموکراسی
گفتگوی شهرام فرزانه‌فر با دکتر مهرداد مشايخی

مشایخی: در دو دهه پس از سقوط رضا شاه گرايش‌های سوسيال‌دموکراتيک را می‌شد در افکار افرادی از جريان انشعابی از حزب توده (نيروی سوم) مشاهده کرد. پس از آن هرچه بود قرائت‌های لنينيستی ـ استالينيستی، مائوئيستی و نظائر آن در جنبش چپ است...
در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ که دوران تکوين مبارزات چريکی شهری است، با غلبه ارزش‌هائی مواجهيم که در تضاد با سنت سوسيال‌دموکراسی است: مبارزه مسلحانه، انقلاب، عمل گرائی، پوپوليسم، تفکر ضد روشنفکری، گرايش‌های ضد دموکراسی ليبرال، و بی‌اعتنايی به خواست‌‌های طبقه متوسط شهری...
بنابراين، همه چيز موکول گرديد به بقايای چپ در جامعه برونمرزی. آن بخش از فعالان چپ، که از مارکسيسم انقلابی گسست کردند، قاعدتاً می‌بايد زودتر از اينها به سوسيال‌دموکراسی برسند؛ در واقع، بيش از دو دهه فرصت برای فعالان سياسی چپ سابق، به ويژه آنها که در اروپای غربی ـ شمالی سکنی گزيده‌اند، موجود بوده است که در بازنگری‌های خود به مبحث سوسيال‌دموکراسی رغبتی نشان دهند. ولی چنين نشد (تا همين چند سال اخير). مبحث رفرم هم عمدتاً، تحت تأثير حرکت اصلاح‌طلبانه دوم خرداد در جامعه برونمرزی زمينه‌ای برای بازتاب گسترده يافت. به هر رو، اين گرايش، ولو با تأخير، امروز نمايان شده است. اميدوارم که در اين فرصت، فعالان سياسی ترقی‌خواه که از انقلابی‌گری و مارکسيسم ـ لنينيسم فاصله گرفته‌اند، بتوانند در اين راستا کوشش‌های مثبتی انجام دهند... سوسيال‌دموکراسی، در بُعد تاريخی خود، يک سنت تلفيقی از سوسياليسم و ليبراليسم است. سوسيال‌دموکراسی بيانگر يک انشعاب تاريخی در جنبش سوسياليستی، ميان کسانی است که خواهان تحقق تدريجی آرمان‌های سوسياليستی در چارچوب نهادهای ليبرال و اقتصاد سرمايه‌داری بوده‌اند، در برابر سوسياليست‌های انقلاب، که همان آرمان‌ها را از طريق غلبه بر نهادهای ليبرال ـ سرمايه‌دارانه، با توسل به قهرانقلابی، جستجو می‌کردند./

یکی کردن "آرمانها"ی(که من ترجیح میدهم در مورد سوسیال دمکراتها بجای آن از "خاسته ها" صحبت کنم) سوسیال دمکراتها با کمونیستها یا سوسیالیستهائی که میخاهند سرمایه داری را سرنگون کنند، کار غلطی ست. دوران شعارهائی نظیر "جامعه ی بی طبقه" و "برابری انسانها" (منظور در مقابل قانون نیست)، "به هر کس به اندازه ی نیازش و از هر کس به اندازه ی توانائی یش" (که شامل همه‌ی مردم و نه افرادی که به هر دلیلی محتاج کمکهای مالی دولت هستند و از اینرو تحت کنترل دولتهای رفاه قرار میگیرند، میشود) دیگر گذشته است.

در رابطه با بی‌اعتنايی به خواست‌‌های طبقه متوسط شهری هم باید بگویم که به نظر من، ایران امروز احتیاج به رشد سرمایه‌داری از طریق اراعه‌ی وامها و تسهیلات دولتی به صاحبان طرح‌ها و پروژه‌های در درجه ی اول تولیدی دارد، و سوسیال‌دمکراتها باید علاوه بر تلاش در رسیدن به دولت رفاه، به این موضوع توجه داشته باشند. یعنی ما نه فقط به خاسته‌های اقشار پایین جامعه توجه نشان میدهیم و به خاسته‌های طبقه‌ی متوسط بی‌اعتا نیستیم، بلکه حتا به فکر رشد طبقه‌ی مرفه سرمایه‌دار هم باید باشیم. رفاه حقوق‌بگیران با رفاه صاحبکاران گره خورده است، همانطور که ورشکستگی یک سرمایه‌دار مساویست با بیکاری عده‌ای حقوق بگیر. نقش سوسیال‌دمکراتها هرچند در درجه‌ی اول دفاع از حقوق کارگران و حقوق‌بگیران در مقابل منفعت‌طلبی صاحبکاران و سرمایه‌داران است، اما این دفاع در تضاد با کمک به رشد سرمایه نیست.

مشایخی: موانع گذار به نظام دموکراتيک يکی و دوتا نيستند و فقط به موضوع مورد بحث ما محدود نمی‌شوند. و اين تا آنجا که به مشارکت گروه‌های اجتماعی در مبارزات مربوط به منافع گروهی مربوط است با نکته مورد نظر شما موافقم. بدين معنی که اگر حکومت اقتدارگرا به هر دليلی ساقط شود، استحاله پيدا کند و يا اعلام سياست‌های جديد کند، بديل سياسی آتی احتمالاً دموکراتيک نخواهد بود. برای گذار به يک دموکراسی تحکيم يافته ضروری است که نيروهای جامعه مدنی، بر مبنای مطالبات ويژه خود، درگير چالش حکومت شود. به عنوان مثال، معلمان برای حقوق صنفی خود، کارگران برای تشکيل اتحاديه و سنديکا، زنان برای رفع تبعيض، جوانان برای حق برخورداری از سبک زندگی مورد علاقه‌شان و نظائر آن. مبارزه برای انتخابات آزاد نيز جزئی از اين مجموعه هست و می‌بايد در مرحله‌ای با اين مبارزات برای حق و يا خواست‌های اقتصادی همسو شود و پيوند بخورد.
گره اصلی کار طبعاً در اينجاست که چگونه اين الگو و طرح را از سطح روشنفکری به سطح مبارزات روزمره مدنی انتقال دهيم./


در اینجا دیگر بحث بر سر سوسیال دمکراسی نبوده و از نحوه ی گذار به دمکراسی صحبت میشود. در اهمیت تشکل یابی نیروهای جامعه ی مدنی در تحقق خاسته های صنفی و دمکراتیکشان، بحثی نیست، اما این هم یک واقعیت آشکار است که این حکومت وحشیانه به این تشکلها حمله میکند و تشکل یابی ِ قدرتمند و استوار نیروهای جامعه ی مدنی را منوط به سرنگونی یا استحاله ی خود کرده است. در صحبتهای آقای مشایخی مفهوم استحاله مخدوش شده است. تا آنجا که من میفهمم، استحاله ی یک رژیم دیکتاتوری، یعنی تغییر تدریجی و طولانی مدت آن به یک حکومت دمکراتیک، که در آن صورت گفتن اینکه اگر این رژیم به هر دلیلی استحاله پیدا کند، بدیل سیاسی آن احتمالن دمکراتیک نخاهد بود، غلت است. اگر با نگاه به کارنامه ی 30 ساله ی جمهوری اسلامی بخاهیم به استحاله ی این حکومت دل خوش کنیم، احتمالن باید 100 سال دیگر هم به عمر این رژیم اضافه کنیم، که با توجه به تنشهای موجود در جامعه ی ما، امری بعید به نظر میرسد.
"سقوط جمهوری اسلامی به هر دلیل" هم حرفی بی معنی به نظر میاید. میتوان گفت که اگر فرضَن کودتائی و یا حمله ی نظامی ای صورت گیرد، بدیل سیاسی احتمالن دمکراتیک نخاهد بود، اما اگر این سقوط بوسیله ی جنبشهای زنان، جوانان، معلمان، کارگران، کارمندان، دانشجویان و ... و با حضور میلیونی در خیابانها صورت گیرد، بدیل سیاسی، احتمالن دمکراتیک خاهد بود. و اینکه در اینجا هم صحبت از احتمالن میکنم به این خاطر است که بسیاری از دیکتاتورها یافت میشوند که تحت نام آزادی و دمکراسی‌خاهی فعالیت میکنند و منتظرند که موقعیتی پیدا کنند تا حکومت را در دست بگیرند. و در اینجاست که اهمیت ایجاد یک ستاد رهبری دمکراتیک، خود را نشان میدهد.

مشايخی - جمهوری‌خواهی تنها بيانگر يک بُعد از هويت ما است. تأکيد روی نوع نظام، به مثابه مهم‌ترين وجه تمايز ما، اشتباهی جدی است. برای سوسيال‌دموکرات‌ها، پيوند دادن الگوی دموکراسی ليبرال با مبارزات مدنی نيروهای متنوع اجتماعی کشور مضمون حرکت ما را تشکيل می‌دهد. بدين ترتيب، ما سوسيال‌دموکرات‌هائی هستيم که در عين حال، نظام جمهوری را مناسب‌ترين شکل سياسی برای تحکيم دموکراسی در ايران می‌بينيم.
تشکل‌هائی که (صرف‌نظر از نام‌شان)، محتوای توافق‌شان، روی چند اصل کلی مثل جمهوری‌خواهی، اصلاح‌طلبی، دموکراسی، سکولاريسم و نظائر آن بنا شده باشد صرفاً می‌توانند از کارکردی جبهه مانند برخوردار باشند. ولی قادر نخواهند بود که خدمتی به مبارزات اجتماعی و مدنی گروه‌های اجتماعی بکنند. /
آقای مشایخی در اینجا مقدار کم یا زیادی بی انصافی میکنند. یک حزب، حتا فقط با نام "حزب دمکرات" هم میتواند خدمات زیادی به مبارزات اجتماعی و مدنی ایرانیان بکند.
مشایخی: احزاب سياسی (از جمله سوسيال‌دموکرات‌ها) نياز مبرم جامعه ايرانی برای تحقق حقوق تحقق نيافته صد ساله خود است./
من در اینجا کاملن با ایشان موافقم، و یه نقل قول هم از خودم!:
"احزاب واقعی یعنی احزابی که خاسته های مشخص ِ سیاسی،اقتصادی، اجتمائی،فرهنگی دارند، و با اطلاع نسبتن دقیق از میزان درامد و کمبودهای کشور، برنامه ای برای تقسیم بودجه در زمینه های گوناگون اراعه میدهند. صِرف جمهوری‌خاهی یا سلطنت‌خاهی دمکراتیک، کمکی به اوضاع فردای ایران نمیکند. فرض کنید که اینها رفتند و مردم آمدند و رای دادند که اسم دمکراسی ِ ما چه باشد، اونوقت چی؟ اونوقت معلومه که خوشحالیم، معلومه که از شادی داریم بال درمیاریم، ولی چه دولتی و با چه برنامه ای میخایم رو کار بیاریم؟ این همه احزاب تو اروپا را میبینید ؟! مبنای حزب بودن آنها و به عضویت درامدن در آنها جمهوری‌خاهی یا سلطنت‌خاهی نیست! پس بروید!! که لازم است حزبِ درست بسازید! تا مردم بدانند که شما چگونه میخاهید اقتصاد و اجتماع و فرهنگ ما را توسعه دهید.

No comments:

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا