ای بیشعور! حالا از یک وبلاگنویس میپرسی منظورش چیه؟!
واقعن که بعضی از این فمینستهای مسلمان دیگه شورشو درآوردهاند!
خورشید خانم: «راستی این خانوم افسانه پایدار نه تنها اخلاق رسانه سرش نمی شه، که اصلا با اخلاق وبلاگ نویسی هم آشنایی نداره. خیلی کار زشت و مسخره ای است اگه از یه وبلاگنویس بپرسی منظورش در مورد فلان نوشته اش چیه. دیگه ما وبلاگ نویسا یاد گرفتیم که از این بچه بازیا در نیاریم و حتی در محیط خصوصی از هم از این سوالا نکنیم، چه برسه به محیط عمومی.»
/ شاهین به خورشیدخانم: ... صحبت من اینه که وبلاگ یا سایتی مثل مال شما یا من، محلی عمومیه. حالا من بیام به همه بگم همهی حرفای من راست و درست و قابل فهم و صریح و خیلی چیزای دیگه هست و شما کار زشت و مسخرهای میکنید اگر از من بپرسید منظورم از فلان حرف چی بوده! نکنه من منظور شما را از نقل قول بالا نفهمیدهام؟
/ نگارعشوهگر: حالا این شاهین نظر ِ بالا روُ برای خورشید فرستاد و او هم نوشت:
/ خورشیدخانم: نظرتون دريافت شد. خيلی ممنونم که نظر گذاشتين. يه خورده طول می کشه تا نظرتون منتشر بشه، چون سيستم اين نظر خواهی اينطوريه که من خودم بايد کامنت ها رو منتشر کنم. يعنی کامنت شما يه جايی ذخيره می شه و بعدش من منتشرشون می کنم. احتياجی به دوباره فرستادن نظرتون نيست.
دليلش هم به خاطر اين نيست که از انتشار نظرهايی که باهاشون حال نمی کنم جلوگيری کنم. تا دلتون می خواد می تونين خلاف نظر من بنويسين و انتقاد کنين اگه واقعا به حرفتون اعتقاد دارين. اين کار رو فقط برای جلوگيری از موتورهای اتوماتيکی که کامنت های اسپم می ذارن و يهويی مثلا بيست تا کامنت اسپم می ذارن درست کردم. فضای وبلاگ من محدوده و اگه از اين کامنت ها زياد بياد ممکنه يهو ترافيک وبلاگم بره بالا و سايتم پا در هوا شه. يه دليل ديگه هم جلوگيری از کامنت کسايی هست که به ديگران توهين می کنن و نفرت پخش می کنن. من دوست ندارم تو خونه ام به کسی توهين بشه!
باز هم ممنونم از وقتی که گذاشتين و نظر دادين،
خورشيد خانوم
/ رند: هرچند این حرفا بیشتر بهانهایست برای سانسور! و بهتر بود ایشون از بعضی از دیگران یاد میگرفتند و با خانندگانشان مثل افراد بالغ برخورد نموده و فکر نمیکردند که اگر کسی آمد و چیزی پخش کرد! (در اینجا: نفرت و توهین)، خانندگان فوری میروند و جمع میکنند! و گمراه میشوند. و چون دیگه از این فکرا نمی کردند! کامنت گذاشتنو آزاد میکردند، ولی فرض کنیم قبول کنیم که قراره توهین و نفرت پخش نشه:
/ خورشید: بی اخلاقی افسانه پایدار خبرنگار شهرزاد نیوز... خیلی نمی شه انتظار داشت که از اخلاق رسانه چیزی سرش بشه!... این چیزی از بدجنسی اش کم نمی کنه ... این خانوم چیزی از اخلاق رسانه سرش نمی شه، خبرنگار بدیه، و بدجنس هم هست. ... این خانوم افسانه پایدار نه تنها اخلاق رسانه سرش نمی شه، که اصلا با اخلاق وبلاگ نویسی هم آشنایی نداره....شاهکار دیگه اش ...
/ املیه: خیلی بی شعور بوده عزیزم. همینو میتونم بگم.
/ گیتی: اگر فقط از اخلاق اجتماعی روزمره هم چیزی می دونست نباید چنین سوالی می کرد... خوب جوابشو دادی صنم جون،فکرشو نکن.
/ کتایون: چقدر قوی هستین که توی چنین موقعیتی می تونین خودتونو کنرل کنین و به این قشنگی جوابشو بدین. ولی واقعن چطور یک انسان می تونه به خودش اجازه ی چنین کاری رو بده؟!
/ خورشید: ... کلا شوته
/ خورشیدخانم: پ.ن. ۴: از کامنت ها و ایمیل ها و پیغام های حمایت آمیزتون ممنونم.
/ جوادِوحشیپاچهگیر: خوب این نوشته ی خورشیدخانم، که نه از شهرزادنیوز خوشش میاد و نه از این خانم، با این کامنتهای منتشر شده، اگه نفرتپراکنی نیست، پس چیه؟ (دعوای فمینیستهای کمونیست با فمینیستهای مسلمون؟)
تو این کامنتها این خانم افسانه پایدار، هم بیاخلاقِ خالی! شده، هم بدجنسه، هم هیچچی از اخلاقرسانهای حالیش نمیشه، هم هیچچی از اخلاق وبلاگنویسی بو نبرده، هم هیچچیزی از اخلاق اجتماعی سرش نمیشه، هم به درجهی حیوانیت ارتقاع! پیدا کرده و هم خیلی بیشعور شده و کلا هم شوت شده.
حالا کدوم پدسوختهای میاد ادعا میکنه که تو خونهاش دوست نداره نفرتپراکنی و توهین بشه؟
/خورشیدخانم: آهای شهرزاد نیوز من به شما اجازه مصاحبه نداده بودم که بی اجازه من مصاحبه «خبرنگارتون» با من رو منتشر می کنین. (البته یه دوستی می گفت تو رو خدا به آدمی که این جور گزارش ها رو نوشته نگو خبرنگار.)
/ صمد: اخمخ! هم اجازهی مباحسه! نمیدی و هم مباحسه میکنی؟ تو دییَه از کدوم دهات در رفتی؟ تازه از کی تا حالا یک سعال و جُواب و در حصور همهی اهالی ده بالا، اسمش شده مباحسه؟ یه چیزی بشش بگُما!
/ نگارعشوهگر: تو یک سمینار یا جلسهی علنی و عمومی یا غیر خصوصی که آدما با گرایشهای مختلفی توش شرکت میکنند، درست نیست که گفته بشه فلان خبرگزاری بیاد و فلان خبرگزاری نیاد و گزارش ننویسه. به هر حال اگر خبرنگاری اجازهی ورود پیدا کرد، یکی از وظایف این خبرنگار یا گزارشگر هم سعال کردنه، حالا چه او را بعنوان خبرنگار قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم. البته هیچ کس هم مجبور نیست به سعالی پاسخ بگه. حالا اگه کسی سعالی پرسید و کسی جواب سعال رو داد و خبرنگار یا گزارشگری، که میتونه همون سعالکننده باشه، این سعال و جواب روُ انتشار داد، به وظیفهاش عمل کرده!
/ شاهین: خورشیدخانم ِ یه مقدار عزیز و یه مقدار خل! لکههای سیاهی بر خورشیدت نشسته است، آنها را بزدا!
/ صمد: لال و مخصوسن بی انگشت از دنیا نری! /
/ سروناز: آری این چنین بود! و نظر شما هم چنین بود:
No comments:
Post a Comment