آقای ابراهیم نبوی لطفا به اندازهی 27 سال از نلسون مندلا عذرخاهی کنند!
البته این پُست از اول همچین تیتری نداشت، ولی چون تعخیری در لینکدادن که همان لینکیدن به این پُست باشد، اعمال شد! و یه مقدار با توجه به کامنتهای تا این موقع، یعنی 21 جولای، اعصابخوردی پیش اومد، گفتم چه بهتر حالا که عصبانی هم هستم، تلافیاش را سر آقای نبوی بیارم! و فقط به نقل قولی که در شمارهی 2ی این پُست اوریجینال! (که برای اینکه به اوریجینال بودن آن کمتر لطمه بخورد، این مطالب غیراوریجینالی را با همین رنگی که میبینید اظافه میکنم) از آقای نبوی آوردهام بسنده نکنم و از ایشون بخاهم به جرم اینکه گفتهاند: «غربت مثل زندان، آدمها را حقیر و آرزوها را کوچک و دنیا ها را سخیف می کند»، از کلیهی کسانی که مدتی تا سالها را در غربت و یا در زندان گذراندهاند و حقیر نشدهاند معذرتخاهی کنند. البته این غربتیها! و این زندانیدگان! که همان زندانیشدگان باشند، باید بتوانند در اثبات عدم حقارتشان، مدرک رو کنند. و هرچند انگار کسانی که نه در غربت و نه در زندان بودهاند هیچکدام حقیر نشدهاند، اما به انگارش کاری ندارم و حالا که قرار است مدرک رو شود، خود ایشون مدارک عزت و شرف و اعتلای روحی و روانی و شخصیتییه این بخش غربت نکشیده و زندان نرفته را اراعه دهند. و چون ایشون به اشخاصی چون مندلا که 27 سال را در زندان سپری کردهاند، توهین بزرگی نمودهاند، حداقل از ایشان میخاهم که به اندازهی 27 سال زندان، از آقای مندلا عذرخاهی کنند، که خاک بر سر بقیهی توهینشدگان!
/ فیلسوفدیوانه: و آیا خود این حقارت نیست که از کسی که حداقل خودش قبول داره 5، 6 سال در غربت مدارج حقیریت را پیموده، انتظار داشت که همه رو یکی نکنه و معذرتخاهی هم بکنه؟ و کللن حقارت چند نوع است و آیا نسبتی و میزانی دارد؟ و 27 سال چندبرابر 6 سال است از نقطهنظر حقیر شدن، یعنی گراف آن آیا تابعی از ایکس (که در اینجا سال باشد) به توان یک و خطی است و یا ایکس به توان 2 و حتا بیشتر و آیا ... آخ آخ آخ /
/ سروناز: که معنیاش را میدانید! /
خوب حالا شما و این هم این پُست نسبتن اوریجینال با تیتر مربوطه:
و اینا خواستند باطبی را بین این دو ترانه سرگردان کنند!ا
ا1- شاهین دلنشین در نقش همنشین ناباب! با ترانهی «بتاب»ا
ا2- ابراهیم نبوی در نقش مامان مری در ترانه ی «بی خیالش» توسط گروه بیتلزا
1- ترانهی «بتاب» بر روی ترانهای از امیر صبوری به نام «سرزمین من» و به خانندگییه «وجیهه» خانندهی معروف افغانتاجیک خانده شده است. این ترانه را چندین و چند خاننده و با ریتمهای مختلفی خاندهاند که متعسفانه اینی که من پسندیدم، و باهاش میشه رقصید، توی یوتوب نیست. این دو صدا و شعر، که برای نمونه اراعه میشود، مکمل هم شده اند چون هر دو به یک زبان خانده و شنیده! میشوند. مثلن: در یک زمان هم میشنوید: «سرزمین من، خسته خسته از جفایی، سرزمین من، دردمند بیدوایی، سرزمین من، بیسرود و بیصدایی، سرزمین من» و هم «ای نـازنینم، حــرف تو باشه درمیان، خاست دیرینم، باشی افتخار وُ خاهان، بگو ببینم، کِی میایی به بزممان، بگو ببینم». خانندگانی که میخاهند در استودیو این ترانه را بخانند، خوب بخاهند که توانستن از آن میاید!
بشنوید
بتاب
عزیزدردانهی من، بشو جوانهی من
کِی میشه تو بخونی، زیباترانــهی من
بیتو سنگینه بارم، سنگینه انتظارم
چقدر بگو تحمل؟ به آغوش دربیارم
ای نـازنینم، حــرف تو باشه درمیان
خاست دیرینم، باشی افتخار وُ خاهان
بگو ببینم، کِی میایی به بزممان
بگو ببینم
نذار غمگینم، میخام تو رو من ببینم
گــل نسرینم، از لبات غنچـه بچینم
ای مهجبینم، خودمو تو نور ببینم
بتاب ببینم
با تو چکیدهی من، نور دو دیدهی من
بیتو به ارث نمیره، بوی جریدهی من
بـا تو بهانهی من، تکـیهی شـانهی من
دل دلت آزادییه، پر از نشانهی من
ای کمروی من، حالا نگیر تو جدایی
تو همبوی من، عـطر مهر وُ روشنایی
سبزهروی من، سبزییه کشتزار مایی
چرا جدایی؟
همغرور من، با تو غرور بیشتر دارم
ای سُـرور من، بــی تو همبازی کم دارم
شر و شور من، بر حریف شکست بیارم
کمه زور من
2- ابراهیم نبوی: احمد عزیز! ... برو و بنشین سر کلاس، چه می دانم، برو موسیقی ات را بنواز، یا شعرت را بنویس. ... سیاست در کشور ما سحر شده است و تو قدرت باطل کردن این سحر را نداری، نه تو، که هیچکس چنین قدرتی ندارد. جنگ را تمام کن... یادت باشد که غربت مثل زندان، آدمها را حقیر و آرزوها را کوچک و دنیا ها را سخیف می کند. تو نه سال را باخته ای، بقیه را از دست نده... از جمعی که می خواهند بازی با تو را ادامه دهند کنار بگیر. برو سراغ درس و بخوان، موسیقی و عکس و سینما را جدی بگیر.... تو کارت را کرده ای.
The Beatles - Let It Be
لینک مستقیم
وقتی که درگیر یه سری مشکلات میشم
مامان مری میاد پیشم
و میگه عقلت کجا رفته، بیخیالش
و موقعی که با تاریکی دستبهگریبانم
درست روبروی من وامیسته
و میگه عقلت کجا رفته، بیخیالش
فکر نکن، بیخیالش
فکر نکن، بیخیالش
نجوای کلماتی خردمندانه، بیخیالش
و وقتی مردم دل شکستهی این دنیا
قبول دارند که بلعخره راهی پیدا میشه
پس بیخیالش
آخه هرچند که اونا ممکنه دسته دسته شده باشند
اما هنوز یه شانسی وجود داره بفهمند
که بلعخره یه جوابی پیدا میشه
پس بی خیالش
فکر نکن، بیخیالش
فکر نکن، بیخیالش
آره بلعخره یه جوابی پیدا میشه، بیخیالش
فکر نکن، بیخیالش
فکر نکن، بیخیالش
نجوای کلماتی خردمندانه، بیخیالش
فکر نکن، بیخیالش
و وقتی آسمان شب، ابریست
هنوز نوری هست که بر من میتابه
تا فردا میتابه
پس بیخیالش
و وقتی که به ندای موزیک بیدار میشم
مامان مری میاد پیشم
و میگه بلعخره غم و درد از بین میره، بیخیالش
فکر نکن، بیخیالش
فکر نکن، آره بیخیالش
بلعخره جوابی پیدا مشه
ولش کن، بیخیال
فکر نکن، بیخیالش
فکر نکن، بیخیالش
فکر نکن، آره بیخیالش
نجوای کلماتی خردمندانه، بیخیالش
17 comments:
شاهین عزیز
بارها آمدم تا بخوانم و مطلبی را برای لینک دادن برگزینم
ضمن احترام به سبک نگارش و دید شما به مسائل ، آنچه به ذهنم می رسد خدمتت عرض می کنم
خوشحال می شوم اگر ضمن هدف قرار دادن اشخاص ، گاهی هم به خط و ربط فکری بصورت عام توجه کنی و دیدگاه ها را نقد نمائی
بعنوان مثال در مورد همین پست ، اگر بجای باطبی و نبوی ، به جریان خروج از کشور ، چه موافق و چه مخالف ، می پرداختی ، قطعا بسیاری از دوستان با تمایل فراوان به آن لینک می دادند
قصد جهت دادن به مطالبت را ندارم که خود صاحب اختیاری ، اما دوستانه می خواهم نظرم را در مورد قلمت بگویم که حیف است فقط به افراد نگاه کنی
امیدوارم هر روز مطالب جالب و زیبایت ، زینت بخش وبلاگت باشد
با احترام فراوان
فرهاد
آقای دلنشین
همانطور که میدانید طبق اساسنامه بلاگ نیوز شما حق دارید در ماه فقط یک لینک به وبلاگ شخصیتان بدهید . شما در تاریخ هشتم تیرماه از این حق استفاده کرده اید. اینک بتاریخ بیست و پنجم تیرماه مجددا به نوشته خویش در وبلاگتان لینک داده اید که از بلاگ نیوز حذف شد.
مدیریت بلاگ نیوز
سلام بر آقای شاهین عزیز دلنشین
به سردبیر و مسئول بلاگنیوز آقای اسدالله علیمحمدی
من از اونجا که در فرنگ زندگی میکنم، با ماههای فرنگی خودم را تنظیم کرده ام و بر اون مبنا در ماه به خودم یک لینک میدهم. شما یا کسی که بعنوان مدیریت، لینک مرا حذف کرده، باید تا حالا اینو فهمیده باشید.
پس لطف نموده و لینک مرا سرجای خودش بگذارید یا بگذارند!ا
در ضمن، در اساسنامه ی بلاگ نیوز، کلمه ای به نام مدیریت وجود ندارد. لطف کرده اسامی این مدیریت را به اطلاع همگان برسانید. به نظر میاد کسانی خود را پشت این نام مخفی میکنند. اگر کسی با من بعنوان مدیر حرف میزند، میخاهم بدانم که با چه کسی طرفم.
سلام دوستم
ممنون از لینک بی اجازه ت ;)
خیلی ارادتمندیم
شاهین عزیز
در موردی که صحبت کرده بودی ، اشتباه می کنی
من نبودم
اما مقررات را باید رعایت نمود
می توانی به مدیریت بلاگ نیوز ای میل بفرستی
آقای فرهاد حیرانی یه مقدار عزیز!
1- شما مجبور نیستید که به سبک نگارش من و دیدم به مساعل احترام بذارید. اگر هم به نظرتون اومده که من فقط به افراد نگاه میکنم و اونها را هدف قرار دادهام، احتمالن طرز لباس پوشیدنشان را و نه دیدگاه و طرز فکر و خط سیاسی و رفتار و کردار آنها، خوب دیگه این نظر شماست.
2- من که از شما هیچوقت نخاستهام به من لینک بدهید که یه دفعه دچار عذاب وجدان شدهاید و اومدید توضیح میدید اگه اینطوری و اونطوری مینوشتی قطعا بسیاری از دوستان با تمایل فراوان به آن لینک می دادند. از کدوم «بسیاری از دوستان» حرف میزنی؟ دوستانی که مثلن به پستهای اقای اسد علیمحمدی دوبار دوبار لینک میدهند؟ یا بطور مستمر و سرقفلیشده! به پستهای خودت لینک میدهند؟
فرهاد جان! شما وقتی به عکس بیلی سگ با وفای اسد لینک میدهید حتمن فکر کردهاید که خیلی با ارزشتر از این پست منه! که البته هر کسی حق هر تفکری روُ داره و دیگران هم مجبور به احترام گذاشتن به هر تفکری نیستند.
3- شما که از رعایت مقررات حرف میزنید، میتونید بعنوان یکی از مقامات! بگید که تو کجا نوشته شده که باید مطابق ماههای ایرانی عمل کنیم؟ جناب مدیریت بلاگنیوز هم به اعتراض من وقعی نگذاشته است. حالا تکلیف من چیه؟
آقای شاهین عزیز
من بعنوان یک خواننده و یک ناظر بیطرف، یخنی با شما دارم که حالا میخواهی از سخنم پند بگیر یا که ملال. هیچ هم لازم نیست پاسخ مرا بنویسی، همان بس که کلاهت را قاضی کنی و به حرفم گوش بدهی. من هم مثل شما در بلاگ نیوز لینک میدهم ولی تاکنون هرگز به نوشته های خودم و به وبلاگ خودم لینک نداده ام. برای اینکه من در بلاگ نیوز عضو نشدم تا حتما هر ماه یک لینک به خودم بدهم و برای دادن آن لینک مثل شما زمین و زمان را به هم بریزم. دوم اینکه اهل پز دادن نیستم اگر نوشته ای در وبلاگ من مورد علاقه دیگران قرار گرفت خودشان لینکش را میدهند اگر هم ندادند خوب پس تقصیر از دیگران نیست لابد از بدی نوشته خودم بوده است. این یکی، دوم اینکه بلاگ نیوز یک سایت ایرانی و فارسی است و بیشترین خواننده هایش در ایران زندگی میکنند و با تاریخ ایرانی مأنوس هستند و در خود بلاگ نیوز هم همه جا از تاریخ هجری شمسی استفاده شده است پس چه جای تغجب است که گردانندگانش ملاک را تاریخ وطن قرار دهند؟ شما در کامنتی که در وبلاگ خودتان خطاب به سردبیر و مسؤل بلاگ نیوز گذاشته اید مینویسید: "من از اونجا که در فرنگ زندگی میکنم، با ماههای فرنگی خودم را تنظیم کرده ام و بر اون مبنا در ماه به خودم یک لینک میدهم". یعنی اون کسی که در قطب شمال زندگی میکند حق دارد خودش را با تاریخ اسکیموها تنظیم بکند و یا اگر کسی در ژاپن و چین یا در قبایل آمازون زندگی بکند حق دارد خودش را با تاریخ آن محل تنظیم بکند و بلاگ نیوز باید خودش را با همه تاریخ ها و ساعتهای محلی در جهان تطبیق بدهد. حتا شنیده ام در بعضی از کشورهای اسلامی از تارج هجری قمری استفاده میشود یا مثلا در روسیه انقلاب اکتبرشان نه در ماه اکتبر که در حقیقت به ماه نوامبر یا شاید هم ماه سپتامبر می افتد. اشتباه نکنید من سخنگوی بلاگ نیوز نیستم خودشان میتوانند از خودشان دفاع بکنند ولی وقتی این چیزها بفکر ما خوانندگان عادی میرسد چرا به ذهن شما نرسیده است؟ شما در کامنت خودتان همچنین خطاب به سر دبیر مسؤل بلاگ نیوز میگویید: که لطف کرده اسامی مدیران (و شاید هم سردبیران و ویراستاران) را به اطلاع همگان برساند تا مردم بفهمند با کی طرفند. عجبا ! شما خودتان از بیم آدمکشان جمهوری اسلامی با اسم مستعار وبلاگ باز کرده اید و مطلب مینویسید شاید هم به این علت که مبادا فامیل تان در ایران مورد آزار و اذیت قرار گیرند، که البته حق با شماست، کما اینکه خود من هم با اسم مستعار مطلب مینویسم، خوب پس چگونه انتظار دارید مسؤل بلاگ نیوز بیاید از همکارانش، که کارشان اکثرا انتقاد از حکومت اسلامی است، بخواهد که نام و آدرس و مشخصات شان را بنویسند تا مأمورین اسلامی، آنها را یا خانواده شان را ذبح اسلامی بکنند؟ و اگر میگویید آنها هم یک اسم مستعار انتخاب بکنند خوب شما فرض کن این یکی علی است و آن دیگری هم نقی و بقیه هم حسن و حسین و فلان و بهمان نام دارند ... آیا این مشکل شما را حل میکند؟ به فرهاد حیرانی میگویی سرقفلی به همه نوشته هایش لینک میدهند. تا آنجا که من اطلاع دارم فرهاد حیرانی خودش یکی از سردبیران بلاگ نیوز است و اینجور که من میبینم خیلی هم فعال است و بر عکس جنابعالی که بیشتر به وبلاگ خودت لینک میدهی، انگار شق القمر کرده ای، او همیشه به نوشته های خوب و پر محتوای دیگران لینک میدهد. نوشته های خودش هم بسیار ارزشمند هستند ولی من هرگز ندیده ام از حقش استفاده بکند و بخودش لینک بدهد، و من این را از فروتنی او میبینم. پس چه ایرادی وجود دارد که به پاس تشکر از زحمات و فعالیت های او، همکارانش به نوشته های پرمحتوایش لینک بدهند؟ آیا اگر به نوشته های او لینک داده نشود شما خوشحال میشوید؟ و مشکلتان حل میشود؟ چرا اینقدر حسود و تنگ نظر هستید آقا؟ شما هم بروید مطلب خوب بنویسید مطمئن باشید کسانی پیدا خواهند شد که به آن لینک بدهند. شما از بس بابت لینک به وبلاگتان آه و ناله راه انداخته اید که گویا مشکل دیگری در زندگی ندارید...
با احترام، یک هموطن
آقا یا خانمی که حتا جرعت نداری با اسم مستعارت بیطرفانه!! حرف بزنی. شما که تا کنون هرگز به خودتان لینک ندادهاید و به آن افتخار میکنید و یادتون نمیره که بگید اهل پز دادن نیستید و اومدید اینجا با وقاحت تمام ادعا میکنید که من تنها به این خاطر عضو بلاگنیوز هستم که در ماه یک بار به خودم لینک بدهم و لینک ندادن دیگران را به من مساوی با بد یا بیمحتوا بودن نوشتههایم میدانی. آره خیلی خیلی عزیزم! نوشتههای من بد و بیمحتوا است و به همین خاطر با سرافکندگییه تمام از حقوقم استفاده میکنم و هر ماه به خودم یه لینک میدهم. یاد دشمنیهای آقای محمد افراسیابی افتادم. شما که انقدر بیطرفید، بد نیست این نوشته و کامنتهای مربوطهاش را در مورد جناب عمو اروند بخانید:
http://rendeaalamsuz.blogspot.com/2008/02/blog-post_22.html#links
و لطف کنید بگید اونموقع کجا بودید که بعنوان ناظر بیطرف سخنی بگویید؟!
جنابجان! موضوع اعمال قدرت و نشون دادن قدرت و اذیت و آزار و شکستن آدمهاست و شما احتیاج نبود این همه سطور را سیاه کنید و حرف از ماههای قطب شمال و شوروی و جنگلهای آمازون بزنید و تعجب کنید که وقتی این چیزها بفکر ما خوانندگان عادی میرسد چرا به ذهن من نرسیده است؟ آره من یه ذره خنگ تشریف دارم! من آدمی رو دیدهام که در بدو ورودش دو روز پشت سرهم به خودش لینک داده و وقتی اعتراض کردهام، آقای فرهاد حیرانی لینک دوم را حذف کرده و همونجا به جاش، به ادامه آن نوشتهی طرف، لینک داده!! حالا در مورد من که بر حسب ماههای مسیحی به خودم لینک میدادهام و کسی هم نمیتونه منکرش بشه، نمیشد مثلن ایشون که اجازهی نامحدود برای لینک دادن داره، ضمن تذکر و ارجاع به قانون نوشته نشده، و چشم و اطاعت میشود از طرف من، بجای حذف لینک، خودش لینک میداد؟ تصویر سگ اسد علیمحمدی، پرمحتواتر از این پست بود؟
شما که تحت لوای کلماتی مثل احترام و عزیز، با گفتن «جنابعالی که بیشتر به وبلاگ خودت لینک میدهی، انگار شق القمر کرده ای» خیلی بیطرفانه! میخای به من ضربه بزنی، میوتنی بگی چطور میشه به قول آقای سعید حاتمی در حدودای 3 هفته پیش، و در جریان حذف و بازگشت لینک ماه قبلیام، که توضیحاتش بماند، کاربر فعالی باشم و در عین حال بتونم بیشتر به خودم لینک بدهم؟ یک بار در ماه به خود لینک دادن انقدر برای شما چشمگیر شده؟ یا قلبتو به درد آورده؟ تودهای هستی یا محمدرضاشاهی یا ... ویا فقط یه آدم یه مقدار پَست؟
آره منی که به قول شماعی که شما باشید، حسود هستم و فروتن نیستم! و به قول خودمم هم با کسی بده بستون ندارم و متعسفانه دستمالبدستی هم بلد نیستم، انتظار دارم آدمها خودشان را پشت اسامیای مانند مدیریت پنهان نکنند و هیچ هم انتظار ندارم که نام واقعی و مشخصات و آدرسشان را در اختیار کسی بگذارند. ولی این که نمیشه نه اسم واقعی داشته باشی و نه اسم مستعار و منو بذاری تحت شکنجهی روحی و اذیت و آزار!
خاهان وجدان آسودهتری برای شما. یعنی آدمتر شوید!
حالا خودمونیم! آدرس سایت یا وبلاگت با اسم مستعارت چیه؟
شاهین عزیز رنجیده خاطر
من نه قصد اصلاح نوشته هایت را دارم و نه تقاضای تجدید نظر در افکارت
بلکه همانگونه که گفتم ، بارها آمده ام تا از نوشته هایت لذت ببرم و برده ام
اما نکته ای که به ذهن من رسیده بود را خدمتت عرض کردم
ببین دوست بسیار عزیزم
فرض کن من به این نوشته ات لینک دهم ، چه باید در شرحش بنویسم ؟ جز اینکه شاهین دلنشین عزیز شعری برای باطبی سروده یا در مورد مطلب قبلی باید بنویسم مشاجره یا مناظره شاهین با خورشید خانم ، همنطور که نمی توان در لینکهای برگزیده ، یادداشتهای روزانه کسی را درج کرد که یادداشتهایی اینچنینی که بار آموزنده یا اشاره ای تاریخی به وقایعی که امروز بتوان از آنها درس گرفت ، ندارد . مثلا دوستی در وبلاگش نوشته : امروز رفتم کلاس ، امتحان داشتم سخت بود ، رد شدم و .. حالا خسته ام ! مطلب شاید برای دوستانش جالب باشد اما مسلما نمی توان آنرا بعنوان لینک برگزیده منتشر کرد . منظور من این است که اگر همین مطالب را از دید دیگری بنویسی ، بنظر من ، مخاطب بیشتری جذب می کنی ( همانطور که من انتقادت را در مورد جمله بندی های مطالبم پذیرفتم که البته جای تشکر بسیار هم داشت و دارد ). ما بعنوان خانواده بزرگ وبلاگی باید از نظرات هم استفاده کنیم که من از نقدت بهره بردم و تو هم می توانی بشنوی و صد البته مختاری به قبول یا ردش اما منطقی نیست که از نقد من ، که بسیار دوستت دارم ، رنجیده شوی
در هر صورت ، بجهت علاقه ، نظرم را گفتم ، امیدوارم از من دلگیر نباشی و امیدوارم مثل همیشه از مطالبت استفاده کنم
با احترام
فرهاد
آقای فرهاد حیرانی
شما و فقط شما تا حالا توی بلاگنیوز (با بالاترین کاری ندارم) و در عرض این 6، 7 ماهی که با آن همکاری میکنم، یک بار به پستی از من لینک دادهاید و اونم چه پستی؟ پستی به نام «ویوا اسپانیا»:
http://rendeaalamsuz.blogspot.com/2008/06/fernando-torres-spain-euro-2008-artist.html#links
در چه موقعی؟ موقعی که یه نسبتن بیشرفی! اومده بود و لینک مطلب از نظر خودم بسیار پراهمیتی به نام «ستاد رهبری انقلاب مخملی رو خالیبندی میکنیم» رو به دلایل بسیار بسیار مهمی! حذف کرده و به دلایل بیاهمیتی دوباره رفع حذف شد!
اگه به نظر شما این پست «ویوا اسپانیا» بار آموزنده یا اشاره ای تاریخی به وقایعی که امروز بتوان از آنها درس گرفت ، دارد، وگرنه بهش لینک نمیدادی، ( حالا باید لینک دادن شما به تصویر سگ اسد را یه جوری توجیه کرد!) خاهش میکنم نیا اینجا بگو این پست مربوط به باطبی و نبوی با اون دو ترانه ربطی و باری و اشارهای به چیزی نداره و بیمحتواست و به دردی نمیخوره، وگرنه بهش لینک میدادم.
شما همون بهتر که داعم به شهلاخانم الهه مهر لینک بدهید چون ایشون مطالب بسیار پر محتوایی مینویسند (حالا دیگه بیشتر خجالتت نمیدم و نمیرم نمونهی شاهکارهای این خانم روُ به رخت نمیکشم) و دوباره چون ایشون بارها و بارها تو کامنتهای شما ابراز دستمال نمودهاند!
میگی «فرض کن من به این نوشته ات لینک دهم ، چه باید در شرحش بنویسم ؟ جز اینکه شاهین دلنشین عزیز شعری برای باطبی سروده». اول اینکه یاد بگیر و وقتی به مطلب کسی لینک میدهی، حداقل تو صفحهی اصلی به اون طرف اظهار عشق یا نفرت نکن و بیطرفی را رعایت کن و تعریف از عزت طرف و قلم شیوای طرف یا نوازش و بدهبستون را بگذار برای بلاگ خودت یا تو قسمت پیامها. دوم اینکه مجبور نیستی برای مطالب شرح بنویسی. من دیگه خودم هیچوقت، مگر اینکه مجبور باشم، برای لینک مطلبی از خودم شرح نمینویسم و تکههایی از مطلب را انتخاب میکنم. و اینم باز بخاطر رعایت حتالمقدور بیطرفی و جلوگیری از بروز سوءتفاهمات است.
دوم اینکه شخصیت شما برای من زیر سعال رفته و الان هم حوصله ندارم یه چیزایی رو به روت بیارم.
من هیچوقت از شما تقاضای لینک نکردهام و دیگر هم به هیچوجه راضی نیستم که به من لینک بدهید. فهمیدید! خاهش میکنم که دیگر وقت مرا نگیرید! (جشن بعضیها)
آقای شاهین دلنشین عزیز، ببخشید غیر عزیز!
من نفهمیدم چرا در پاسخ نوشته ام به من بد و بیراه گفته ای؟ من که حرف بدی نزدم اگر ناراحتی که من چرا اسمم را ننوشته ام بفرما این هم اسمم: کرکس دلزده
حالا راضی شدی؟ اگر میخاهی بدانی در کجا قلم میزنم برو اینجا:
http://www.iranglobal.info/
حالا راضی شدی؟
خوب، اینکه دیگه توهین لازم نداره
میخاستم پیشنهاد بکنم حالا که من بخودم لینک نمیدهم بجای من تو به خودت دو تا لینک بدهی و از حق من استفاده بکنی، البته اول باید از آقایون بلاگ نیوزی ها اجازه بگیری و سعال کنی امکان پذیر هست یا نیست؟ دوم اینکه شاهین جان، چرا اینقدر خودت را کوچیک میکنی برای یک لینک؟ تو میدونی این چند روزه چقدر زر زدی؟ چقدر آه و ناله کردی! از دست زمین و آسمون شکایت کرده ای؟ حتا نسبت به سگ بی زبون (بیلی) هم حسادت میکنی.ما تو وبلاگشهر فقط همین یک توله سگ را داریم باقیش همه آدمها هستن، چکار داری با این سگ بی زبون؟ جای ما را که تنگ نکرده، صد تا لینک میدن به آدمها یکیش هم برای یک سگ، چه ایرادی داره؟ چه چیز از ما انسانها کم میشه؟
شاهین جان زشته، عیبه، نکن اینجور، مساز اینجور. والله بالله اگه مطلبت به دلم چسبیده بود خودم بهت لینک میدادم ولی میدونی من هم از اون خانمه که باهاش دعوا کردی خوشم نمیاد، خیلی ادا در میاره، خیلی خودشو مهم میدونه. من چون ازاون خانومی خوشم نمیاد به مطلبت لینک ندادم. چون بنظرم خانم زشتیه، زن باید قشنگ باشه تا آدم رغبت بکنه بهش لینک بده. اگر مثلا با یک خانم هنر پیشه هالیوودی زیبا و خوشریخت مصاحبه کرده بودی اونوقت فرق میکرد. اونوق شرط میبندم همه لینک میدادند.
امیدوارم همانطور که ازمن خواسته بودی کمی آدم تر شده باشم و در مجموع کمی خوشحالت کرده باشم و دیگه از من ناراحت و دلخور و دلگیر نباشی. من دوستت دارم شاهین جان، همه ما سالها است که از خانه و کاشانه و از میهن دور هستیم و دیگه اعصاب چندانی برامون باقی ما باید همدیگر را طاقت بیاوریمی دلخوریها و سوع تفاهم ها را را کنار بگذاریم و آرزوی دشمنانمان را بر آورده نکنیم که نفاق ما را میخاهند.
قربانت
کرکس دلزده ( اسم مستعار)
حالا گازانبری هم حمله میکنند.
جناب کرکس دلزده
1- لطفن اگر دست بخشندهای دارید، حق و حقوقتون روُ ببخشید به گدای سر محل!
2- ای دلزدهای که ذلیل بشه اونی که دلتو زده! تو که یادت نمیره تعکید کنی که «کرکس دلزده» یه اسم مستعاره!! لطف کنید و لینک چندتا از نوشتههاتونو با این اسم مستعار در همینجا بذارید تا بهتر برای خودتون و ایرانگلوبالجونتون تبلیغ بشه. همین دیروز این اسم مستعار رو خودت گذاشتی؟ گوگولی مگولی! حالا شما با چه اسم مستعار دیگهای عضو همکاران بلاگنیوز هستید و لینک میدهید؟ تا اونموقع باز هم میگم که:
حتا جرعت نداری با اسم مستعارت بیطرفی!! کنی.
/ ندا: مادر فدات بشه! چی خورده به دلت؟ شاهین تو کی آدم میشی؟ چرا بهش میگی بیجرعت؟ چرا انقدر بهش توهین میکنی؟ کاش اون شیر من خشک میشد و شیرخشک میخوردی! جدن حیف اون شیره!
/ رند: حالا فوقش این کرکسجان! اسم مستعار واقعیشو رو کنه. خوب که چی؟!
/ ماتلیمدال: ای رند احمق! حالا نمیتونی ببینی منم «جشن مدالیدن»ی که همون جشن مدالدادن باشه برپا کنم و یه مدال «شما جرعت دارید با اسم مستعارتون بیطرفی!! کنید» به ماتلییه این کرکس دلزده بدم و از دلش در بیارم؟! ای جشنبرهمزن!
/ سروناز: ای رند عزیز! من تشنهی خوندن نوشتههایی با امضای کرکس دلزده هستم.
3- / ندا: قلبم به درد اومد وقتی خوندم که وطنتو اشغال کردن و دیگه اعصابی برات باقی نمونده! تو که صمیمانه با ابراز دوستی به شاهینجان! خاستی روی این دردت مرحم بذاری! امیدورام که این باندهای تحمیل قدرت هرچه زودتر به خاک کشیده بشن تا آه و نالهی شاهین روُ بصورت این همه زر زر نشنوی! البته بد نیست که گوشاتو هم بدی یه چک کنن.
4- /جواد: شما جناب کرکس! بهجای قربونصدقهی شاهین رفتن، بهتره برید قربون عمهتون!ا
شاهین عزیز
چشم ، دیگر نمی آیم
اما در مورد سوالت که چرا به ویوا اسپانیا لینک دادم
قهرمانی اسپانیا در جام ملتهای اروپا ، موضوع روز بود ، منهم که مدتها بود دنبال بهانه می گشتم برای لینک دادن به مطالبت تا تصور نکنی خدای نکرده از تو رنجیده خاطر هستم ، پس مطلبت را انتخاب کردم
در مورد سگ اسدخان ، چه مورد قبولت باشد و چه خیر ، سگ اسد بیش از بسیاری از نوشته های امروزی وبلاگ نویسان ، مورد توجه است
شکیبائی لازمه زندگی ست
امیدوارم با بیان سوالت ، شخصیت مرا از تحمل سوالی که زیر آن رفته ، نجات دهی
دوستدارت
فرهاد
شرمنده ، یادم رفت
در مورد مطالب الهه مهر ، تمام مطالب انتخابی از این وبلاگ ، صرفا به آنجهت بوده و هست که نویسنده با گردآوری اطلاعات در مورد موضوعی واحد که اکثریت قریب به اتفاق آن بر محور ایران شناسی ست ، سعی در نشر اطلاعات عمومی و بالا بردن آگاهی در زمینه ایران عزیز را دارد
موارد دیگری هم اگر باشد ، ممنون می شوم اشاره کنی تا توضیح دهم
با احترام
فرهاد
از کرکس دلزده به شاهین دلنشین
آقای شاهین
واقعا که دل زدهام کردی با این ادبیاتت برو یکبار دیگر نوشته های مرا بخان و با جواب هایی که داده ای مقایسه بکن. ( آدم تر شوید، قربون عمه تان بروید....) و از این حرفها که خودت بهتر از من میدانی چه نوشته ای. تو نه تنها مثل سید علی خامنه ای همه جا و تو هر کوچه پس کوچه دشمن میبینی بلکه ادبیات حرف زدن و نوشتنت هم آخوندی شده. از من میخاهی چند تا از نوشته هایم درگلوبال را اینجا لینک بدهم تا بقول خودت : " تا بهتر برای خودتون و ایرانگلوبالجونتون تبلیغ بشه" خواننده های وبلاگ جنابعالی که چهارتا و نصفی بیش نیستند چجوری تبلیغ بشه برای نوشته های من؟ چه کسی راهش را گم کرده تا بیاید اینجا و لینکهای مرا بخاند؟ شوخی میکنی جناب؟
آقای شاهین، اگر ادبیات آخوندیت را تغییر ندهی دوستدار و خیرخاهی مثل مرا از دست خواهی داد و دیگر کسی نیست که تو را نصیحت و راهنمایی بکند. فرهاد حیرانی نازنین را هم که از خودت دلخور کرده ای، پس سعی کن کمی معدب تر بنویسی و با مردم دعوا نکنی و مثل آخوندها در هر کسی یک دشمن نبینی.
دیگه حرفی ندارم
بقول شاعر باقی بقایت جانم فدایت
خدا نگهدار
کرکس خیلی دلزده
آقای فرهاد حیرانی
1- من کی گفتم که به اینجا نیایید؟ مگه شما فقط برای لینک دادن، به وبلاگی میروید؟ من میگم اگه قراره پُستِ برای من با اهمیتی به نام «ستاد انقلاب مخملی روُ خالیبندی میکنیم» را در بهترین حالتش فقط به صرف نشون دادن قدرت حذف کنند و شما هم بیایید و به «ویوا اسپانیا» لینک بدهید و یا 20 دقیقه قبل از حذف لینک همین پست، بیایید بگید بارها آمدهام که لینک بدهم و غیره، آره اون موقع من یه فکرایی میکنم و شخصیتتان یه مقداری برای من زیر سعال میره، و یا وقتی کسی میاد و میگه میلیونها نفر از ملیتهای مختلف از دست امثال منِ "پانیست"!!! از وطنشان فرار کردهاند و شما جیکتان درنمیاد، آره اونموقع بازم شخصیتتان یه مقداری برام زیر سعال میره.
اما انسان کامل کجاست؟ و من هم الان میخام با توجه به اینکه بارها به من گفتهاید عزیز و محترم و به چند نوشتهام هم در بالاترین لینک دادهاید که بلعخره نشون میده جذب یه سری حرفها و شخصیتها! شدهاید، بجای فضانوردی در نیمهی خالی، در قسمت پر جام شما دریانوردی کنم! و
راه دوستی را از طرف خودم اینطوری نبندم و نگویم که دیگر به من لینک ندهید.
باز هم بارها بیایید و بارها و بارها. و اگر هم میخاستی لینک بدهی و در شرحش مشکل داشتی، بلعخره یه چیزی بنویس و فوقش منم میگم اینطوری بهتره.
من هم نشستم دارم ماستمو میخورم! و با اینکه بعضیها میخاهند استفاده از حق یک بار لینک دادن در ماه به خود را عملی شنیع یا پَست و آبرو برنده و غیره جلوه دهند، بخاطر بدهکار نشدن و سُر نخوردن در احتمالات بدهبستونی، از این حقم تا عدم اطلاع ثانوی همیشه استفاده خاهم کرد!
راستی بد هم نیست از اینایی که بنا به دلایل مختلف یه بار در ماه به خودشون لینک میدن، یه اعادهی حیثیتی! به عمل بیاد.
2- داستان سگ اسد هم به این خاطر مطرح شد که شما از « بار آموزنده یا اشاره ای تاریخی به وقایعی که امروز بتوان از آنها درس گرفت» حرف بزنید. وگرنه من به سگ مردم چیکار دارم!
عزت و صداقت شما و من زیادتر
جناب کرکس
1- حالا برای احترام به همون چهار تا و نصفی! خاننده هم که شده، بد نبود یه اسم مستعار واقعی!! اراعه میدادید، همراه با چندتا لینک مطلب.
2- ادبیات آدمها در مقابل آدمها و در شرایط مختلف فرق میکنه و به خیلی چیزا وابسته است.
3- همهی آدمها به یک درجه آدم نیستند و میشه آرزو کرد که آدما، آدمتر شوند که ضد حیوانترشدن است. حالا اگه این ادبیات، ادبیات آخوندیست، خوب چه عرض کنم؟! مثل دفعهی قبل امیدوارم باوجدانتر هم بشوید!
4- کلمات قربانرفتن و عمه و قربان عمهتون بروید را هم فکر نکنم آخوندها اختراع کرده باشن! تازه شما خودتون حرف از قربانت زدید که با توجه به محتوای موزیانهی کلیهی حرفاتون منو یاد ادبیات دورویی و تذویر چاکرتم، مخلصتم، نوکرتم و غیره انداخت و گفتم قربان عمهتان بروید! حالا البته شما حق دارید قربان خالهتان هم بروید و شایدم یواشکی قربان دخترخالهتان!
5- آخوندها هم انواع و اقسام دارن و اینکه کسی در هیچ کس یا در کسانی و یا در هر کسی دشمن ببیند، بازم فکر نکنم حق انحصاری گروهی باشه. من هم با اجازهتون در هر کسی دشمن نمیبینم، و سعی میکنم به آدمها تمامن سیاه و سفید نگاه نکنم...
/ جواد: مگر اینکه حقشون باشه!
شاهین: ... و بخش سفیدشان را گسترش دهم حتا اگر حکومت محمدرضاشاهی بخاهند که البته غلت کردهاند که برای بعضیشان به معنییه اشتباه است. پس برای شما روسفیدییه بیشتری آرزومندم.
عزت شما هم زیاد
/ جواد: و بگذار یک کم باد بیاد! که این فقط برای قافیه بود و شاید برای قیف هم بود!
Post a Comment