فردا کسی را در دو قدمی ی خانهات دار می زنند. میروی به تماشا؟
آیا صحنهی اعدام را تنها کسانی به تماشا میروند که از آن لذت میبرند؟ آره، عدهای به تماشای اعدام میروند تا لذت ببرند، و یه عده رو هم شاید با ماشین ببرند تماشا تا اظهار لذت کنند، اما این دلیل نمیشه که همه روُ با یک چوب بزنیم. وجدانن بگویید، آیا صحنهی قبل از اعدام صدام را از تلویزیون ندیدید؟ اگر هم ندیدید میلیونها نفر دیدند که از میان آنها صدها هزار نفر کللن مخالف اعدامند. من و خیلی از کسای دیگه اگه در دور و بر محل زندگیمون جنگ و دعوایی بشه یا کسی روُ اعدام یا سنگسار کنند، ممکنه بریم تماشا و اصلن شاید خیلی غیرعادی باشه اگه این کار روُ نکنیم. با در را به روی خود بستن و ندیدن مگه چه مشکلی حل میشه؟ اما با حظور در این صحنه، شاید چهرهی اندوهگین یا سخنی سرزنشآمیز، دو نفر را از خندیدن باز بدارد.
بعضیها آنچنان به ضعف و ناتوانی خود اعتراف دارند که اصلن قید اخبار بد را زدهاند، بعضیها هم فقط سر را از چارچوب کوچک پنجره بیرون می کنند تا احوالات مملکت را از رهگذران بپرسند و بعضیها هرچند که با اعدام مخالفند به تماشای آن هم میروند، که آنها هم عضوی از این مردمند و سهمی دارند در همه چی!
فردا کسی را در دو قدمی ی خانهات دار می زنند. میروی به تماشا؟
9 comments:
سلام رند عالمسوز
نه خیر نمی روم به تماشا وقتی فیلمش را می بینم شب به زور قرص خواب آور چشمانم بسته می شود . مگر گرفتن جانی که خدا داده تماشا دارد ؟
من شیرین عبادی را دوست دارم باز هم آن نوشته این اعصاب ننه مرده مرا درب و داغان کرد
با احترام فراوان
شهربانو
شهربانو
امان از دست تو! کلی چیز نوشتم و حتا اَشکیدم! و هنوز تموم نشده یه جای دیگه یه کامنت باز کردم و همه ی نوشته باد فنا شد. پس تا بعد
شاهین
شهربانو
قبل از اینکه دربارهی به تماشا رفتن حرف بزنم، بگم که میدونی من هم شیرین عبادی را دوست دارم و اگر به نوشتهیای لینک بدهم به این معنی نیست که محتویات نوشته روُ دربست و غیر دربست قبول دارم. اگه میخای مسعله روشنتر بشه اقلن بنویس این آقای سرکوهی چی نوشته که انقدر اعصابت داغون شده که از اون موقع تا حالا انگار داغ به دلت گذاشتن. من ناراحتم که شما را اینطوری ببینم.ا
ا/ ندا: مادر! عزیزم چرا انقد اعصابتو خراب میکنی؟ چرا فکر میکنی که فرج، شیرین عبادی روُ دوست نداره. بیچاره فرج! چرا اسمشو خسرو نذاشتن؟ ناز من، مگه نمیدونی این شاهین وقتی که پیبرد که در قلب فرج، خسرویی فریاد میکنه، نقشهای ریخت که در بقل شیرین قرار بگیرد و بنابراین ماتلیمدال جشنی برپا کرد و به افتخار نامزدی عضویت آنها در ستاد رهبری انقلاب مخملی و دولت جانشین به گردن آنها مدال انداخت و به آنها گفت خوش باشید و قدری در کنار هم بنشینید و گپ بزنید. کاش بودی و میدیدی چشمان خسرویی! فرج را. عزیزم، آخه حیف اعصاب تو. آدما که کامل نیستن که. هر کی یه عیبی داره. شیرین داره، خسرو، ببخشید، فرج داره، من دارم و تو که خیلی داری! نه نه، عزیزم دارم سربهسرت میذارم. اصلن همش تقصیر اون جواده که دلم از دستش خونه و هی خلاف میکنه و میبرنش زندان. موهام سر این یکی سفید شد! و بازار ایگورارویال سیاه! چقد گرون میدن! خلاصه هرچی این بچه سگ شد، عوضش شاهین ملوس شد که نمیگم چی./ا
دوم اینکه خیلی چیزا باعث میشه که آدما دور یه چیزایی رو قلم بکشن. شیشه تحمل سنگ رو نداره. بعضیها تحمل شنیدن یا دیدن اخبار بد رو ندارن چون شاید ندای وجدانشون خیلی قویتر از ضعفهاشون باشه. شما هم که خودت فیلم اعدام دیدی ولی بدون قرص نتونستی بخابی. ما هیچ کدوممون نه بهطور مساوی تحمل داریم و نه قدرت یا کینه یا خرییت! یا اعصاب یا شهامت و یا خیلی چیزای دیگه. دیدن چهرهی خونین یک زن کتک خوردهی بدحجاب اسلامی به امر ولایت فقیه، تماشا داره (که برای خیلیها به معنییه تماشایی نیست) و شما هم که به احتمال قوی دیدهای. منتها کسانی لذت میبرند، کسانی نفرت و غیرت میخرند، کسانی چقدر به دست و پای بستهی خود پیمیبرند و کسانی هم شاید بیافتند به فکر چاره که یعنی هستند بیچاره، یعنی فعلن، که به معنییه در آن موقع است!ا
ا/ ندا: عزیز مادر! اگه قراره به قرص خوردن بیفتی، میخام صد سال سیاه، نه! صد سال سفید اصلن اعدامی وجود نداشته باشه که تو تلویزیون هم نبینی. جنگ هم نباشه، کشت و کشتار هم نباشه. هالا این شاهین هم منظورش فقط تماشای گرفتن جان نبود. /ا
راستی اگه جگرگوشهی شما روُ میخاستن اعدام کنن، میتونستی با قاطعیت بگی که نمیرفتی و با چشمان خونبار به اونایی که از تماشای آن لذت میبرند، و خودشون هم تقصیری ندارن، نهیب نمیزدی که اعدام عملی وحشیانه است و کسی حق ندارد که جان دیگری را بگیرد که در غیر این صورت خود قاتل است و در درون یا برون جیغ نمیزدی که کجایند آن چشمان خونبار که مرا تنها گذاشتهاند. جدی جدی چشام پر اشک شد.ا
سلام شاهین عزیز
مرسی از جوابت .من شیرین را به اندازه همین لینکها و اخبار ی که می خوانم می شناسم به خاطر جایزه نوبلی که برد و دفاع از مردمش دوست دارم . البته که هر کسی یک عیبی دارد و من که نگو سی صد عیب دارمو سعی می کنم عیب و ایرادهایم را تصحیح کنم که آنهم نمی شود .اما شیرین عبادی با من زن کم سواد دست و پا شکسته خیلی فرق دارد انتظارمان از او بیشتر است
من میخوام صد سال سیاه کشت و کشتار نشه و مردم در صلح و آرامش زندگی کنند و هیچ فیلم اعدامی و کتک زنان وجود نداشته باشه الهی.
من شجاع نیستم اصلن شجاع نیستم و اگر روزی فرزندم را پای چوبه دار می بردند خون می گریستم و فغان سر می دادم و به زمین و زمان نفرین می کردم و کنار چوبه دار در لحظه لحظه جان کندنش امیدوارانه نگاهش می کردم بلکه در آخرین لحظه دلی به انصاف بیاید و یا معجزه ای رخ دهد واز مرگ نجاتش دهد . و این ربطی به میزان گناهش ندارد مگر آنان که می کشند خود معصومند .می بینی در حالی که این جملات را می نویسم اشک در چشمانم حلقه زده و راه دیدم را گرفته
شهربانو
در ضمن من یکی از خوانندگان پر طرفدار بلگ نیوز هستم و فقط سعی می کنم یوتیوبها رو که بدونم بوی خون و مرگ می دهند نگاه نکنم چون اعصابم خیلی داغان شده و سعی می کنم قرص خواب آور کمتر بخورم
شهربانو
شهربانو، حالا انقدرها هم طرفدار بلاگ نیوز نباشی برای اعصاب من بهتره!ا
شاهین
سلام . خوشحالم از دیدن وب لاگت و مطالب جالبت
شعری برای یعقوب مهرنهاد
http://zariyaddastha.blogspot.com/2008/08/blog-post_09.html
وای شاهین عزیز ، حالا طرفدار بلاک نیوز می مانم و موجب رنجش خاطرتون نمیشم به خدا
شهربانو
دختر! زخم قلب منو انقد باز نکن. میخای زیادی طرفدارشون باشی خوب باش، که خوش به سعادتت ای بلا به جونت نیفته!
و کوروش جنایتکار هم بود!!!
شاهین
Post a Comment