به مناسبت سومین گردهمآیی جمهوریخواهان دمکرات و لائیک
(به غلت های املاعی توجه نکنید)
دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچههای «جمهوریخواهان دمکرات و لائیک»!
آنطور که به من الهام شده است، بهزودی جنبش شما جمهوریخاهان دمکرات و لاعیک به واسطهیه یک سری رویدادهای گذشته و حال و آینده، از جمله جدایییه افرادی از شما، پختهتر شدنتان بخاطر تجربههای 7 ساله، مصوبات بعد از این عاقلانهترتان، پیامهای امثال من که کی باشم پس بدین وسیله از کلیهیه جمهوریخاهانی که معروف هستند دعوت بعمل میاورم! که پیشرفت این جنبش را جزعی از پیشرفت کل جنبش جمهوریدمکراتیکپارلمانیخاهی بدانند و سعی کنند خود نیز سمت و سویی بهتر و بزرگییه بیشتری به این جنبش بدهند و به این خاطر پیامی برای این گردهمآیی بفرستند؟ و البته آنها هم حتا اگر از چنین دعوتی و مطلبی مطلع شوند احتمالن خاهند گفت که تو دیگه کی هستی که ما روُ دعوت کنی و نقشههای من نقش بر آب گشته و دوباره ماتلیام سقوط کند و ماتلیمدالم مدالاشو پس بگیره و الهامی که در اول از آن سخن گفتم موهومی از آب درآید. پس! یکی دیگر از رویدادهایی که از بعضی از آنها نام بردم، به انزوا کشانده شدن سریعتر مشروطهطلبان میباشد و خلاصه بیشتر از این شرایط جَووی را لو ندهم!
خانمها و آقایان، و برای تبعیض قاعل نشدن، آقایان و خانمها
ضمن گفتن خسته نباشید و ابراز تشکر از تلاشهایتان در جهت حل مشکلات و کمبودهای اپوزیسیون دمکرات و به مناسبت سومین گردهمآییتان و به منظور تعسیرگذاری در نتیجهیه این گردهمآیی، اول یه ذره سربهسرتون بذارم. آخه اینم شد اسم که رو خودتون گذاشتید! کدوم دمکراتییه که لائیک نباشه؟ الآن مقام شریف سلطنتبعدازاین موروثییه حالا بدش نمیاد که فرماندهیه ارتش هم باشه و شتر در خاب بیند پنبهدانه هم یقه جر میدهد که لاعیک است! وقتی که عقبافتادهترینها که نه و نفهمترینها که نه ولی هواداران متقلب آن چیزی که صدسال پیش انقلابی بود و اکنون بسیار ارتجاعی، یعنی مشروطهخاهترین آدمها، لاعیک بودن خود را ابزاری برای کسب وجههیه دمکراتیک کردهاند، چرا شما نکنید؟ که بعد از این علامت سعال، جای دو علامت تعجب خالیست! من زمانی یه چیزایی شبیه این براتون نوشته بودم:
شما چرا توجه نمیکنید که جدائی ِ دین از حکومت فقط یکی از خاسته های دمکراتیکه. یه دفعه اسمتونو میذاشتید:
«جمهوریخاهان دمکرات و لاعیک و طرفدار حق استفاده از ماتیک و هر جور لباس دِمُده یا شیک و آزادییه قلم با خودکار بیک و آزادییه بیان با بلندگوی پاناسونیک و چندتا نقطه» که تحقیقات به عمل آمده نشان میدهد که اسم باحالی است!
خوب از این شوخی که اصلن هم بیعلت نبود و عواقبش در پایین دامانتان را خاهد گرفت که بگذریم، شما جمهوریخاه هستید و میدانید که رضاشاه هم اول جمهوریخاه بود، یعنی اسم جمهوری روُ شنیده بود و به خودش گفته بود «رعیس جمهور شدن هم بد نیستها، چونکه خوب من که میتونم یه کاری کنم رعیسجمهور مادامالعمر بشم که قدرت نظامی روُ عشق است» ولی آدمای نابابی تلاشهای مقصودانهای کردند و او هم از تاج پادشاهی خیلی خوشش آمد که پس بیاندازد و سروَری خاندانش را ادامهدار و نتیجهی منطقی این حرفا چیست؟
جمهوریخاهی شما یک جو ارزش ندارد اگر قدرت پارلمانی که دورهای و با آزادی انتخاب میشود را قدرت محوری جامعه قرار ندهید و شرایط قانونیای را فراهم نیاورید که رعیس جمهور نتواند با کنترل نیروهای مسلح، کشور را تبدیل به روسیه یا آذربایجان یا مصر و سوریه کند.
جمهوریخاهی شما یک جو ارزش ندارد اگر بر روی دمکراسی پارلمانی تعکید نکنید و با کمونیستهایی که هنوز طرفدار بهاصطلاح دمکراسی شورایی و جمهوری شوراها هستند لاس بزنید!
این حقیقتی غیرقابل انکار است که بعضی از شما برای پیشرفت جنبش مطلوبتان، بعضی دیگرتان را و آن بعضی دیگرتان هم برای پیشرفت جنبش مطلوبشان، شما را مورد سوء استفاده قرار دادند. بیخود نیست که تعدادتان تا حالا هر روز آب و آبتر! رفته. اما شما باید آب میرفتید که اگر آنرا به دیوار ترجمه کنیم، یعنی تا اونجایی خراب می شدید که راست بودید که البته همهچی نسبیست و میشود دیوار راستتری بود!
آقای مهرداد درویشپور در جایی فرمودهاند:
«شخصا بر اين باور نيستم که نيروئی که به هردليلی به جمهوری اعتقاد ندارد و يا به آن برداشتی که ما از جمهوری داريم باور ندارد، اصلا دمکرات نيست... حرف من اين بود چرا ما جمهوری و دمکراسی در ايران را اجزائ لايتجزای يکديگر می دانيم.»
« ما نه فقط بسود جمهوری خواهان بلکه بسود جامعه نيز نمی دانيم که به جای تاکيد شفاف برجمهوری مبتنی بر انتخابات آزاد، تفکيک قوا و جدائی دين از دولت، پروژه های ديگری را در پيش بگيريم که نسبت به شکل و يا مضمون آن با زبان الکن صحبت کنند و يا آن را مسکوت بگذارند.»
« ما نه فقط بسود جمهوری خواهان بلکه بسود جامعه نيز نمی دانيم که به جای تاکيد شفاف برجمهوری مبتنی بر انتخابات آزاد، تفکيک قوا و جدائی دين از دولت، پروژه های ديگری را در پيش بگيريم که نسبت به شکل و يا مضمون آن با زبان الکن صحبت کنند و يا آن را مسکوت بگذارند.»
خوب میگن یه سوزن به خودت بزن و بقیهشو حدس بزن! اگر زبان پروژهیه جمهوریخاهییه شما الکن نبود، کلمهیه «پارلمانی» را در تعکید شفاف بر جمهوریتان از قلم نمیانداختید! البته حواستون باشه منظور من جمع شماست، وگرنه آقای درویشپور که معتقد به حکومت پارلمانیست، چون از کلمهی «ما» استفاده کردهاند، مجبور به تعکیدِ تار! بر جمهوری شدهاند.
اگر زبان پروژهیه جمهوریخاهییه شما الکن نبود، چطور میتونست این اتفاق بیفته که صاحب سایت «صدای ما، تارنمای جمهوریخواهان دمکرات و لائیک»، یعنی آقای بهمن سیاوشان از جبههی آقایان مهران پاینده و ناصر مهاجر، که من نمیدانم چرا به یاد کمونیست و فسیل میافتم، سایت صدای شما را از کار بیاندازد؟ هرچند که این سایت ارگان شما نبود!
اگر زبان پروژهی جمهوریخاهی دمکراتیک شما الکن نبود، نمیآمدید و رهنمود نمیدادید که:
« ۲- فراخواندن مجلس مؤسسان را لازمهی گذار دموكراتيك به نظام جمهوری جانشين میدانيم. مجلس مؤسسان منتخب همهی مردم است و بر مبنای انتخابات آزاد و با رأی مخفی و همگانی و در شرايط آزادی كامل مطبوعات، رسانههای گروهی، احزاب و سازمانهای سياسی تشكيل میشود. مجلس مؤسسان نوع نظام جمهوری آينده را تعيين میكند و قانون اساسی آن را تدوين میكند و به همهپرسی عمومی میگذارد.»
سند سياسی مصوبه نخستين گردهمايى١٣- ١٥ شهريور ١٣٨٣ (٣- ٥ سپتامبر ٢٠٠٤)
من که در جایی ندیدهام شما گفته باشید این سند دیگر معتبر نیست و بر طبق سند ساختارتان مصوبهی فوریه 2006 هانوفر، برای هرگونه تغيير در سندسياسی ويا سند ساختار،حضوربيش ازسه چهارم همراهان ضروری است و تصميمات با اکثريت بيش از شصت درصد همراهان حاضر به تصويب می رسد. پس شاید بتوان به این نتیجه رسید که حدود 40 و خوردهای درصد از شما میخاهید جمهوری را به زور به تصویب مردم ایران برسانید و تازه حتا با یک رایگیرییه همگانی به تصویب نرسانید و آن را دو مرحلهای کرده تا مجلس موعسسان نوع نظام جمهوری آينده را تعيين كند! به عبارت دیگر اگر به خاست آن 40 و خوردهای درصد شما باشد: مجلس مؤسسان منتخب ایرانیانی خاهد بود که طرفدار جمهوری میباشند.
البته مثل اینکه بعد از 7 سال نطفه بستن و 4 سال تولد دارید یه مقدار یاد میگیرید که به زبان الکن صحبت نکنید و در پیش نهاد بیانیه سیاسی گردهمایی سراسری سومتان رضایت دادهاید که «نوع نظام آینده را رأی آزاد مردم تعیین میکند» که باید بهتون تبریک گفت.
حال اگر دیگر نمیخاهید که الکن صحبت کنید، اول اینکه بگویید که دیگر سند سیاسی شهریور 1383 را قبول ندارید و دوم اینکه بند دوم سند ساختار اسفند 1385 را دستکاری نموده و صریحن به همگان بگویید رکن اصلی دمکراسی یا ستون اصلی جمهوری دمکراتیک مورد نظر شما، پارلمان است. وگرنه حرف آقای مهرداد دروشپور در مورد «آن برداشتی که شما از جمهوری دارید» دوباره الکن خاهد بود!
پس لطفن دوباره متولد شوید!
و به فهمیدهتراتون!: اگر زبان پروژهیه جمهوریخاهییه شما مثل زبان پروژهی سلطنتطلبی! الکن نباشد، به فرد، حال چه نامش مقام سلطنت باشد یا مقام ریاست جمهوری، قدرت نمیدهد! پس خاهان جمهورییه دمکراتیکی باشید که در آن رعیسجمهور تشریفاتیست تا یک بار برای همیشه خود را از شر کسانی که البته چون مردم ایران اصلا و ابدا اهل گولخوردن نیستند، اونا هم همه پاک و بیشیلهپیله و فداکار چه کمونیست و چه لیبرال و سرمایهدار و پولهای هنگفت تبلیغاتی و رشوه و خلاصه یه موقعی شاید که پوتین یا موگابه خفته باشد! و یا حسنشمبارک! و جای قیرقیزستان و آذربایجان و سوریه را هم کی جغرافیش خوبه؟
در پایان ضمن اظهار امیدواری به شفافیت هرچه بیشتر و فعالیت پیگیرتر و امیدوارانهتر و موفقیتآمیزتر شما، به سه نکته اشاره کرده و زحمت را کم کنم:
1- شما وقتی میتوانید جمهوریخاه دمکرات سرسختی باشید که بتوانید ضمن فرق قاعل شدن بین مشروطهیه ارتجاعی سلطنتی بزرگارتشداران و دمکراسی سلطنتی تشریفاتی، خود را درست و حسابی قانع کرده باشید که طرفدار دمکراسییه سلطنتی نباشید! و وقتی میتوانید ایدهی جمهوریخاهییه دمکراتیک را درست و حسابی به میان مردم ببرید که در لایتجزا بودن دمکراسی و جمهوری در ایران استدلال کنید. جای چنین استدلالات جمع و جور و فرمولهشدهای در اسناد یا پیامها یا اطلاعیه های شما خالیست.
2- دست از فمینیسم افراطیتان یا مساواتطلبییه کمونیستیتان بردارید. هیچ کجای دنیا رسم نیست که سهم تبعیضگذاری مثبت یا ارفاقی 50 درصدی برای خانمها قاعل شوند. چنین امری نه عملیست، نه خدمت به خانمها است و نه وقعی به شایسته بودن میگذارد. البته فراهم کردن شرایط بهتر دختر پسر بازی بد نیست، ولی بیعقلی سیاسی هم انقدرها خوب نیست. لطفن این 50 درصد را به 30 درصد کاهش دهید و اگر نگاهی به مادهی 8 این برنامه هم بییندازید بد نیست.
3- ضمن امیدواری به اینکه فعالیت شما کمتر به دادن اطلاعیه و پیام و تدارک گردهماییهای سراسریتان محدود شود باید توجه شما را به یکی از مهمترین عرصههای گسترش اندیشهی جمهوری دمکراتیک و پارلمانی و اگر اِسرار دارید، لاعیک را هم در آخرش اضافه کنید، عرصهی وبلاگنویسی و شرکت در بحثهای روز وبلاگها و سایتهاست. جنبشی که حضوری گسترده در این زمینه نداشته باشد، پیشرفت آنچنانیای! نخاهد کرد. در ضمن شدیدن به شما پیشنهاد میشود که در پای هر نوشتهای در سایتتان، ندای آزادی، که متعسفانه باز هم ارگان شما نیست، امکان اظهار نظر بگذارید. امیدوارم حداقل به آن قدرت و انسجام برسید که ارگانی برای خود داشته باشید.
در سرنگونییه مسالمتآمیز حکومت اسلامی و برقرای «حکومتپارلمانیدورهایانتخابیباآزادی» پیروز باشیم!
با احترام
شاهین دلنشین
2 comments:
سلام شاهین جان حرفای شما کاملا درسته اما احتیاط در حد معمول شرط عقله احتیاط نه جو گیر شدن :)در مورد آی پی هم که گفتین توسط پرژنبلاگ و بلاگفا گزارش میشه،یه بار برام یه ایمیل اومده بود که ما میدونیم توی کانادا زندگی میکنی ولی اونجا هم داریم کسایی رو که یه حالی بهت بدن:))) من آی پیم رو تونل میکنم و اون چیزی که بلاگفا یا پرژنبلاگ از من میبینه یه آی پی مربوط به آمریکا و بعضی وقتها کاناداست[نیشخند]بعد این باهوشها خیال کرده بودن من کانادا هستم;) خلاصه این جور احتیاط کردنها هم یه جور بازی و سرگرمیه هم این که اگر یه روز واقعا براشون مهم شدم نمیتونن پیدام کنن.
آن چه که در مورد سند گفتین به همراهان الهام شد و اجرا کردند.
Post a Comment