بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Wednesday, 17 September 2008


به مناسبت سومین گردهمآیی جمهوریخواهان دمکرات و لائیک
(به غلت های املاعی توجه نکنید)
دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های «جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!

آنطور که به من الهام شده است، به‌زودی جنبش شما جمهوریخاهان دمکرات و لاعیک به واسطه‌یه یک سری رویدادهای گذشته و حال و آینده، از جمله جدایی‌یه افرادی از شما، پخته‌تر شدنتان بخاطر تجربه‌های 7 ساله، مصوبات بعد از این عاقلانه‌ترتان، پیامهای امثال من که کی باشم پس بدین وسیله از کلیه‌یه جمهوریخاهانی که معروف هستند دعوت بعمل میاورم! که پیشرفت این جنبش را جزعی از پیشرفت کل جنبش جمهوری‌دمکراتیک‌‌پارلمانی‌خاهی بدانند و سعی کنند خود نیز سمت و سویی بهتر و بزرگی‌یه بیشتری به این جنبش بدهند و به این خاطر پیامی برای این گردهمآیی بفرستند؟ و البته آنها هم حتا اگر از چنین دعوتی و مطلبی مطلع شوند احتمالن خاهند گفت که تو دیگه کی هستی که ما روُ دعوت کنی و نقشه‌های من نقش بر آب گشته و دوباره ماتلی‌ام سقوط کند و ماتلی‌مدال‌م مدالاشو پس بگیره و الهامی که در اول از آن سخن گفتم موهومی از آب درآید. پس! یکی دیگر از رویدادهایی که از بعضی از آنها نام بردم، به انزوا کشانده شدن سریعتر مشروطه‌طلبان میباشد و خلاصه بیشتر از این شرایط جَووی را لو ندهم!

خانم‌ها و آقایان، و برای تبعیض قاعل نشدن، آقایان و خانم‌ها

ضمن گفتن خسته نباشید و ابراز تشکر از تلاشهایتان در جهت حل مشکلات و کمبودهای اپوزیسیون دمکرات و به مناسبت سومین گردهمآیی‌تان و به منظور تعسیرگذاری در نتیجه‌یه این گردهمآیی‌، اول یه ذره سربه‌سرتون بذارم. آخه اینم شد اسم که رو خودتون گذاشتید! کدوم دمکراتی‌یه که لائیک نباشه؟ الآن مقام شریف سلطنت‌بعدازاین موروثی‌یه حالا بدش نمیاد که فرمانده‌یه ارتش هم باشه و شتر در خاب بیند پنبه‌دانه هم یقه‌ جر میدهد که لاعیک است! وقتی که عقب‌افتاده‌ترین‌ها که نه و نفهم‌ترین‌ها که نه ولی هواداران متقلب آن چیزی که صدسال پیش انقلابی بود و اکنون بسیار ارتجاعی‌، یعنی مشروطه‌خاه‌ترین آدم‌ها، لاعیک بودن خود را ابزاری برای کسب وجهه‌یه دمکراتیک کرده‌اند، چرا شما نکنید؟ که بعد از این علامت سعال، جای دو علامت تعجب خالی‌ست! من زمانی یه چیزایی شبیه این براتون نوشته بودم:

شما چرا توجه نمی‌کنید که جدائی ِ دین از حکومت فقط یکی از خاسته های دمکراتیکه. یه دفعه اسمتونو میذاشتید:
«جمهوریخاهان دمکرات و لاعیک و طرفدار حق استفاده از ماتیک و هر جور لباس دِمُده یا شیک و آزادی‌یه قلم با خودکار بیک و آزادی‌یه بیان با بلندگوی پاناسونیک و چندتا نقطه» که تحقیقات به عمل آمده نشان میدهد که اسم باحالی است!

خوب از این شوخی که اصلن هم بی‌علت نبود و عواقبش در پایین دامانتان را خاهد گرفت که بگذریم، شما جمهوریخاه هستید و میدانید که رضاشاه هم اول جمهوریخاه بود، یعنی اسم جمهوری روُ شنیده بود و به خودش گفته بود «رعیس جمهور شدن هم بد نیست‌ها، چونکه خوب من که میتونم یه کاری کنم رعیس‌جمهور مادام‌العمر بشم که قدرت نظامی روُ عشق است» ولی آدمای نابابی تلاشهای مقصودانه‌ای کردند و او هم از تاج پادشاهی خیلی خوشش آمد که پس بیاندازد و سروَری خاندانش را ادامه‌دار و نتیجه‌ی منطقی این حرفا چیست؟

جمهوریخاهی شما یک جو ارزش ندارد اگر قدرت پارلمانی که دوره‌ای و با آزادی انتخاب میشود را قدرت محوری جامعه قرار ندهید و شرایط قانونی‌ای را فراهم نیاورید که رعیس جمهور نتواند با کنترل نیروهای مسلح، کشور را تبدیل به روسیه یا آذربایجان یا مصر و سوریه کند.
جمهوریخاهی شما یک جو ارزش ندارد اگر بر روی دمکراسی پارلمانی تعکید نکنید و با کمونیستهایی که هنوز طرفدار به‌اصطلاح دمکراسی شورایی و جمهوری شوراها هستند لاس بزنید!

این حقیقتی غیرقابل انکار است که بعضی از شما برای پیشرفت جنبش‌ مطلوبتان، بعضی دیگرتان را و آن بعضی دیگرتان هم برای پیشرفت جنبش مطلوبشان، شما را مورد سوء استفاده قرار دادند. بیخود نیست که تعدادتان تا حالا هر روز آب و آب‌تر! رفته. اما شما باید آب میرفتید که اگر آنرا به دیوار ترجمه کنیم، یعنی تا اونجایی خراب می شدید که راست بودید که البته همه‌چی نسبی‌ست و میشود دیوار راست‌تری بود!

آقای مهرداد درویش‌پور در جایی فرموده‌اند:
«شخصا بر اين باور نيستم که نيروئی که به هردليلی به جمهوری اعتقاد ندارد و يا به آن برداشتی که ما از جمهوری داريم باور ندارد، اصلا دمکرات نيست... حرف من اين بود چرا ما جمهوری و دمکراسی در ايران را اجزائ لايتجزای يکديگر می دانيم.»
« ما نه فقط بسود جمهوری خواهان بلکه بسود جامعه نيز نمی دانيم که به جای تاکيد شفاف برجمهوری مبتنی بر انتخابات آزاد، تفکيک قوا و جدائی دين از دولت، پروژه های ديگری را در پيش بگيريم که نسبت به شکل و يا مضمون آن با زبان الکن صحبت کنند و يا آن را مسکوت بگذارند.»

خوب میگن یه سوزن به خودت بزن و بقیه‌شو حدس بزن! اگر زبان پروژه‌یه جمهوریخاهی‌یه شما الکن نبود، کلمه‌یه «پارلمانی» را در تعکید شفاف بر جمهوری‌تان از قلم نمی‌انداختید! البته حواستون باشه منظور من جمع شماست، وگرنه آقای درویش‌پور که معتقد به حکومت پارلمانی‌ست، چون از کلمه‌ی «ما» استفاده کرده‌اند، مجبور به تعکیدِ تار! بر جمهوری شده‌اند.

اگر زبان پروژه‌یه جمهوریخاهی‌یه شما الکن نبود، چطور میتونست این اتفاق بیفته که صاحب سایت «صدای ما، تارنمای جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»، یعنی آقای بهمن سیاوشان از جبهه‌ی آقایان مهران پاینده و ناصر مهاجر، که من نمیدانم چرا به یاد کمونیست و فسیل می‌افتم، سایت صدای شما را از کار بیاندازد؟ هرچند که این سایت ارگان شما نبود!

اگر زبان پروژه‌ی جمهوریخاهی دمکراتیک شما الکن نبود، نمی‌آمدید و رهنمود نمی‌دادید که:

« ۲- فراخواندن مجلس مؤسسان را لازمه‌ی گذار دموكراتيك به نظام جمهوری جانشين می‌دانيم. مجلس مؤسسان منتخب همه‌ی مردم است و بر مبنای انتخابات آزاد و با رأی مخفی و همگانی و در شرايط آزادی كامل مطبوعات، رسانه‌های گروهی، احزاب و سازمانهای سياسی تشكيل می‌شود. مجلس مؤسسان نوع نظام جمهوری آينده را تعيين می‌كند و قانون اساسی آن را تدوين می‌كند و به همه‌پرسی عمومی می‌گذارد.»
سند سياسی مصوبه نخستين گردهمايى١٣- ١٥ شهريور ١٣٨٣ (٣- ٥ سپتامبر ٢٠٠٤)

من که در جایی ندیده‌ام شما گفته باشید این سند دیگر معتبر نیست و بر طبق سند ساختارتان مصوبه‌ی فوریه 2006 هانوفر، برای هرگونه تغيير در سندسياسی ويا سند ساختار،حضوربيش ازسه چهارم همراهان ضروری است و تصميمات با اکثريت بيش از شصت درصد همراهان حاضر به تصويب می رسد. پس شاید بتوان به این نتیجه رسید که حدود 40 و خورده‌ای درصد از شما میخاهید جمهوری را به زور به تصویب مردم ایران برسانید و تازه حتا با یک رای‌گیری‌یه همگانی به تصویب نرسانید و آن را دو مرحله‌ای کرده تا مجلس موعسسان نوع نظام جمهوری آينده را تعيين كند! به عبارت دیگر اگر به خاست آن 40 و خورده‌ای درصد شما باشد: مجلس مؤسسان منتخب ایرانیانی خاهد بود که طرفدار جمهوری‌ میباشند.

البته مثل اینکه بعد از 7 سال نطفه بستن و 4 سال تولد دارید یه مقدار یاد می‌گیرید که به زبان الکن صحبت نکنید و در پیش نهاد بیانیه سیاسی گردهمایی سراسری سوم‌تان رضایت داده‌اید که «نوع نظام آینده را رأی آزاد مردم تعیین میکند» که باید بهتون تبریک گفت.

حال اگر دیگر نمیخاهید که الکن صحبت کنید، اول اینکه بگویید که دیگر سند سیاسی شهریور 1383 را قبول ندارید و دوم اینکه بند دوم سند ساختار اسفند 1385 را دستکاری نموده و صریحن به همگان بگویید رکن اصلی دمکراسی یا ستون اصلی جمهوری دمکراتیک مورد نظر شما، پارلمان است. وگرنه حرف آقای مهرداد دروش‌پور در مورد «آن برداشتی که شما از جمهوری دارید» دوباره الکن خاهد بود!
پس لطفن دوباره متولد شوید!

و به فهمیده‌تراتون!: اگر زبان پروژه‌یه جمهوریخاهی‌یه شما مثل زبان پروژه‌ی سلطنت‌طلبی! الکن نباشد، به فرد، حال چه نامش مقام سلطنت باشد یا مقام ریاست جمهوری، قدرت نمی‌دهد! پس خاهان جمهوری‌یه دمکراتیکی باشید که در آن رعیس‌جمهور تشریفاتی‌ست تا یک بار برای همیشه خود را از شر کسانی که البته چون مردم ایران اصلا و ابدا اهل گول‌خوردن نیستند، اونا هم همه پاک و بی‌شیله‌پیله و فداکار چه کمونیست و چه لیبرال و سرمایه‌دار و پولهای هنگفت تبلیغاتی و رشوه و خلاصه یه موقعی شاید که پوتین یا موگابه خفته باشد! و یا حسنش‌مبارک! و جای قیرقیزستان و آذربایجان و سوریه را هم کی جغرافی‌ش خوبه؟

در پایان ضمن اظهار امیدواری به شفافیت هرچه بیشتر و فعالیت پی‌گیرتر و امیدوارانه‌تر و موفقیت‌آمیزتر شما، به سه نکته اشاره کرده و زحمت را کم کنم:

1- شما وقتی میتوانید جمهوریخاه دمکرات سرسختی باشید که بتوانید ضمن فرق قاعل شدن بین مشروطه‌یه ارتجاعی سلطنتی بزرگ‌ارتش‌داران و دمکراسی سلطنتی تشریفاتی، خود را درست و حسابی قانع کرده باشید که طرفدار دمکراسی‌یه سلطنتی نباشید! و وقتی میتوانید ایده‌ی جمهوریخاهی‌یه دمکراتیک را درست و حسابی به میان مردم ببرید که در لایتجزا بودن دمکراسی و جمهوری در ایران استدلال کنید. جای چنین استدلالات جمع و جور و فرموله‌شده‌ای در اسناد یا پیامها یا اطلاعیه های شما خالی‌ست.

2- دست از فمینیسم افراطی‌تان یا مساوات‌طلبی‌یه کمونیستی‌تان بردارید. هیچ کجای دنیا رسم نیست که سهم تبعیض‌گذاری مثبت یا ارفاقی 50 درصدی برای خانمها قاعل شوند. چنین امری نه عملی‌ست، نه خدمت به خانمها است و نه وقعی به شایسته بودن میگذارد. البته فراهم کردن شرایط بهتر دختر پسر بازی بد نیست، ولی بی‌عقلی سیاسی هم انقدرها خوب نیست. لطفن این 50 درصد را به 30 درصد کاهش دهید و اگر نگاهی به ماده‌ی 8 این برنامه هم بی‌یندازید بد نیست.

3- ضمن امیدواری به اینکه فعالیت شما کمتر به دادن اطلاعیه و پیام و تدارک گردهمایی‌های سراسری‌‌تان محدود شود باید توجه شما را به یکی از مهمترین عرصه‌های گسترش اندیشه‌ی جمهوری دمکراتیک و پارلمانی و اگر اِسرار دارید، لاعیک را هم در آخرش اضافه کنید، عرصه‌ی وبلاگ‌نویسی و شرکت در بحث‌های روز وبلاگها و سایت‌هاست. جنبشی که حضوری گسترده در این زمینه نداشته باشد، پیشرفت آنچنانی‌ای! نخاهد کرد. در ضمن شدیدن به شما پیشنهاد میشود که در پای هر نوشته‌ای در سایت‌تان، ندای آزادی، که متعسفانه باز هم ارگان شما نیست، امکان اظهار نظر بگذارید. امیدوارم حداقل به آن قدرت و انسجام برسید که ارگانی برای خود داشته باشید.

در سرنگونی‌یه مسالمت‌آمیز حکومت اسلامی و برقرای «حکومت‌پارلمانی‌‌دوره‌ای‌انتخابی‌با‌آزادی» پیروز باشیم!

با احترام
شاهین دلنشین


2 comments:

Anonymous said...

سلام شاهین جان حرفای شما کاملا درسته اما احتیاط در حد معمول شرط عقله احتیاط نه جو گیر شدن :)در مورد آی پی هم که گفتین توسط پرژنبلاگ و بلاگفا گزارش میشه،یه بار برام یه ایمیل اومده بود که ما میدونیم توی کانادا زندگی میکنی ولی اونجا هم داریم کسایی رو که یه حالی بهت بدن:))) من آی پیم رو تونل میکنم و اون چیزی که بلاگفا یا پرژنبلاگ از من میبینه یه آی پی مربوط به آمریکا و بعضی وقتها کاناداست[نیشخند]بعد این باهوشها خیال کرده بودن من کانادا هستم;) خلاصه این جور احتیاط کردنها هم یه جور بازی و سرگرمیه هم این که اگر یه روز واقعا براشون مهم شدم نمیتونن پیدام کنن.

Anonymous said...

آن چه که در مورد سند گفتین به همراهان الهام شد و اجرا کردند.

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا