بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Wednesday, 29 April 2009


آقای اشکوری، اینه درستی و دقت و صداقت؟ اینه قصد داوری نداشتن؟
(به غلت‌های املاعی توجه نکنید)

اخیرَن آقای حسن یوسفی اشکوری در نوشته‌ای به نام «تصویر جمهوری اسلامی در سه قاب»، ضمن اینکه در واپسین کلامشان فرمودند:

اشکوری: «واپسين کلام اين است که براي رفع هر گونه سوء تفاهم بگويم که در اين گفتار نه قصد داوري در مورد حاکمان ‏ايران و اپوزيسيون آن در کار است و نه اثبات و نفي هيچ چيز و هيچ کس و يا گروهي، فقط مي خواستم به يک ‏آسيب مهم اجتماعي در ايران اشاره کنم و آن افراط و تفريط در کارها و يا سياه و سفيد ديدن همه چيز ازجمله امر ‏سياست و داوري در باره "خود" و "ديگري" است که به گمان من تا کنون از اين آسيب بسياز زيان ديده و خواهيم ‏ديد. اگر در بر همين پاشنه بچرخد، سوگمدانه بايد گفت: "اين قافله تا به حشر لنگ است"! ‏»

به نحوی ناصادقانه و باور نکردنی‌ای که باید باور کرد، به داوری پرداختند و کُللی برای اصلاح‌طلبان، که خودشان هم جزو آن‌ها هستند، کف زدند:

اشکوری: «در اين ميان بخش عمده اي از مردم ايران و شمار قابل توجهي از روشنفکران و هنر مندان و سياستمداران و ‏استادان و نوسيندگان ايراني در داخل و خارج از کشور هستند که در قاب ذهن و در زبان قلم و رفتار شان تصوير ‏متفاوتي از نظام جمهوري اسلامي و مجموعه واقعيتهاي جاري در ايران دارند. اينان که بخش بزگترش در داخل ‏زندگي مي کنند و کم وبيش سي سال است که با جمهوري اسلامي زيست دارند، واقعيتها را سياه و سفيد نمي بينند و ‏حداقل تا آنجا که به آگاهي و اختيار مربوط مي شود، مي کوشند واقعيتها را همان گونه که واقعا هستند ببينند تا ‏بتوانند تصميم درست بگيرند و در سرنوشت خود نقش آفرين باشند. اينان به خوبي مي دانند و سخنگويانشان بارها ‏به آن اشاره کرده اند که نه ايران جمهوري اسلامي لزوما بدترين جامعه در کره زمين است و نه مردم ايران از ‏بسياري از آفات اخلاقي و فرهنگي و اجتماعي مبرا هستند ونه مخالفان و اپوزيسيون برانداز و غير برانداز نظام ‏لزوما در تمام موارد نادرست مي گويند. اين جريان طيف گسترده اي از مردم با ديدگاههاي گوناگون و در پاره اي ‏موارد متضاد را در مي گيرد. بخشي مردم عادي کوچه و بازارند و بخشي ديگر از فرهيختاگان و درس خوانده ها ‏و به طور کلي از طبقه متوسط و بالا تر از متوسط جامعه کنوني ايران است. نمود سياسي اين جريان را در طيف ‏وسيع اصلاح طلبي مي توان ديد که با همه تنوع و ديدگاه هاي رنگارنگ و گاه متباين در اصل اصلاح تدريجي و ‏به راه آوردن حاکميت در مسير قانون و آزادي و عدالت و حقوق بشر باور دارند و در اين زمينه با استفاده از هر ‏امکاني تلاش مي کنند.‏ »

ایشان در به تصویر کشیدن و اراعه‌ی تصورات اپوزیسیون یا مخالفان جمهوری اسلامی (1) – البته درست و دقیق و بی‌طرفانه! - یادشان میرود که به بخش عمده‌ای از مردم که مخالف این حکومت و خاهان برکناری آن هستند و در یک انتخاب آزاد، به برکناری آن رعی (90 درصدی) میدهند، اشاره‌ای کنند، ولی در هنگام بررسی طیف اصلاح‌طلبان یادشان هست که چنین اشاره‌ای را فراموش ننماید! هواستون باشه‌ها، بخش عمده‌ای از مردم، اصلاح‌طلبند!

ایشان در ادامه‌ی بررسیهای صادقانه‌شان! ضمن اینکه یادشان میرود که برای رعایت تعادل هم که شده، از شمار غیرقابل‌توجه؟! روشنفکران و هنرمندان و سیاستمداران و استادان و نویسندگان ایرانی در داخل و خارج کشور که مخالف این حکومت و خاهان برکناری آن هستند، سخنی به میان آرند، اما در مورد طیف اصلاح‌طلبان، به صورت درست و دقیق و بی‌طرفانه‌ای! یادشان هست که بگویند که هواستون باشه که شمار قابل‌توجهی از روشنفکران و هنرمندان و سیاستمداران و استادان و نویسندگان ایرانی در داخل و خارج کشور طرفدار اصلاح تدريجي و ‏به راه آوردن حاکميت هستند!

ایشان وقتی پای مخالفین این حکومت درمیون‌میاد، حرفی از تلاش در واقع‌بینی نمی‌زنند، ولی در تعریف و تمجید از اصلاح‌طلبان اشکالی ندارد که در نهایت بی‌طرفی! بگویند آنها
«می‌کوشند واقعیتها را همان‌گونه که واقعا هستند ببینند تا بتوانند تصمیم درست بگیرند و در سرنوشت خود نقش‌آفرین باشند. اینان به خوبی میدانند...»

صمد: «! خاک فر سر شماها افوزیسیون بُزبخت که نمی‌کوششین که واخریت روُ ببینین و آبروتون‌و این آقای حسن‌آقا کوشید که بریزه. آخه اخمخا، چرا کشش و کوشش ندارید که واخریت روُ همونطور که واخریت داره ببینید و همیشه‌ی خدا میخاین واخریت روُ یا نبینید یا اونطوری که واخریت نداره ببینید؟ حالا حقتونه که بزنُم تو چشتون تا شاید مهالجه بشید و بی‌تِر ببینید یا نه؟ چرا نمیخاین بتونید درست تصمیم بگیرین ای حیف نونا. مگه کورید که نمی‌ببینید اینایی که افوزیسیون نیستن، چقذه میخان سرنفشت خودشونو نقاشی کنن و توش نقش‌بازی و نقش‌آفرینی هم به عمل بیارن نه ؟ شماها عمرن اگه از این چیزا بخاین! جدّن این آقای حسن‌آقا حق داره به اینایی که مخالف یا افوزیسیون نیستن و هنوز این حرفای بی‌ترفیتی‌ی «ایشالا سرنگون و بخت‌نگون و ته‌نگون بشی و برو بابا بزار باد بیاد، حکومت ملا کسی نمیخاد» روُ یاد نگرفتن بگه که «خیلی خوب میدونن». هه، آقا و خانوم رُو باش. مهلومه که اینا خوب می‌دونن. خیال کردی افوزیسیون خوب میدونه؟ برو، برو روت‌و کم کن و یه کار نکن که داوری بشد نشون بدُم‌آ.»

ایشان در ادامه‌ی بررسی‌‌ی صادقانه و بی‌طرفانه‌شان! ضمن اینکه یادشان نمی‌رود که به طیف‌ گسترده و با دیدگاه‌های گوناگون جریان اصلاح‌طلبی اشاره نمایند، نه تنها هیچ اشاره‌ای به طیف‌های مختلف اپوزیسیون (چه دیکتاتور و چه دمکرات، چه کمونیست و چه مشروطه‌خاه یا جمهوریخاه دمکرات) و اختلاف عقیده و طرز فکر آنها نمی‌کنند، بلکه حتا برای یکسان نشان‌دادن مواضع آنها به دروغ‌پردازی و جعل واقعیت می پردازند:

اشکوری: «در رخداد غزه ... مخالفان حاکميت که گويا قسم خورده اند با ‏هر آنچه حاکميت مي گويد و مي کند مخالفت کنند، از لج جمهوري اسلامي به گونه اي ديگر دست به سانسور و ‏قلب واقعيت و فاجعه زدند و حتي مستقيم و غير مستقيم از فاجعه آفرينان جانبداري کرده و به توجيه فاجعه ‏پرداختند »

بله عزیزان، بدانید که این مخالفان حاکمیت، علاوه بر افراطی بودن و همه چیز را سیاه و سفید دیدن و واقع‌بینی هم نداشتن، سانسورچی هم هستند و در فاجعه‌ی غزه هم، مستقیم و غیر مستقیم از اسراعیل جانبداری کردند. حالا چون من قصد داوری ندارم! چطوره اصلن خودتون داوری کنید! راستی، اصلاح‌طلبان فرهیخته و درس‌خانده را هم فراموش ننمایید که زیادند. درضمن، من که هرچی گشتم، تعداد افراد فرهیخته‌ی درس‌خانده‌ی قابل‌توجهی در میان مخالفان ندیدم وگرنه اگر واقعیت داشت، حتمن ذکر میکردم!

ای افراطیونِ ضد حکومتی، ای کسانی که جزو اپوزیسیون و مخالف این حکومت هستید، به‌خدا ايرانِ جمهوري اسلامي لزوما بدترين جامعه در کره زمين نیست! من یک طرفه برخورد نمی کنم و گفتم که حاکمان ایران هم همه چیز را سیاه و سفید می بینند و کارشان افراط و تفریط است. پس دوباره تکرار میکنم: تا زمانی که حاکمان ایران و اپوزیسیون آن، افراط و تفریط نموده و همه چیز را سیاه و سفید می بینند، آش همین آش و کاسه همین کاسه است.

صمد: هااااا، خاک فر سر شما افوزیسیون! که با چس مسقال آدُم، اصلن اهمیت خاک برسری هم ندارین ای بزبخت‌ها. آقا روُ باش. هنوز نفهمیده که این انگشتِ تیزه که اهمیت داره و انگشت این رعیس رعیس رعیس همه‌ی کدخداها، اونی که دین اسلامش از همه بی‌تِره‌ها، و حقشه تا آخر عمرش حاکم ایران باشه ها، آره، اون انگشتش خیلی تیزه و خیلی اهمیت داره و تا موقعی که بخاد کدخدای کدخداها باشه و بخاد که به قول این آقای حسن‌آقا "اين قافله تا به حشر لنگ باشه" که یهنی همیشه بساط آش خوشمزه خوریش برقرار باشه، خوب کاری که نداره اخمخ! افلاطی می‌مونه نه!


(1): اشکوری: «در تصوير دوم ايراني که مخالفان بر انداز و اپوزيسيون تمام عيار ( اپوزيسيوني که جز به سقوط جمهوري ‏اسلامي راضي نمي شود و تمام هم و غم شان سرنگوني رژيم است ) نشان مي دهد، ايراني است عقب نگهداشته ‏شده بوسيله نظام ديني حاکم، استبدادي مطلق که هرکسي را به صرف دگر انديشي زندان مي کنند و يا مي کشند، ‏حاکميتي است اصلاح ناپذير به گونه اي که رهايي ملت و تحقق آزادي و دموکراسي و حقوق بشر جز با سرنگوني ‏نظام ممکن نيست، مظاهر و آدابي مانند انتخابات و مجلس و رياست جمهوري و مطبوعات و اختلافات سياسي ‏جناحها بازي است و نامي جز جنگ قدرت ندارد، فقر و فساد و بي عدالتي و انحطاط اخلاقي در سراسر کشور ‏بيداد مي کند و... ‏
در اين تحليل و در نتيجه تصوير، تئوري شناخته شده "ملت خوب و دولت بد" حاکم است و تمام بديها از حکومت ‏مذهبي است و مردم ايران، جز چند درصد وابستگان به حاکميت، مخالف و در پي سرنگوني جمهوري اسلامي اند. ‏بقاي نظام تا کنون صرفا با سرکوبي و خشونت ممکن شده است.‏
چنان که ملاحظه مي شود تصويرپردازان دو تصوير، که کوشش کردم درست و دقيق گزارش کنم، در دو نقطه ‏مقابل قرار دارند [حاکمان ایران و اپوزیسیون]، اما در تحليل و تصوير نظام سياسي حاکم و کشور ايران از يک روش استفاده مي کنند و آن ‏روش "صفر و صد" و يا "سياه و سفيد" است...»


2 comments:

koorosh raad said...

عزيز من! بحث من اصلا سر ايران نيست. گفتم كه بحث من كاملا تئوريكه! اصلا به دنياي واقعي تعميم اش نده!
تو گفتي: وقتی مجلس استان رای به جدائی استان داد و مجلس سراسری هم قبول کرد، خوب جدائی صورت میگیره.
خب اگه به همين راحتي باشه پس تكليف ارزشهايي مثل مام ميهن و خاك مقدس ايران و…. چي ميشه؟؟! اگر ما به همين راحتي بپذيريم (هر شخصي در درون خودش) كه تكه اي از خاك كشورمون جدا بشه كه كار به جاهاي باريك كشيده ميشه. در اصل يك فرد در تقابل ناسيوناليسم و دموكراسي، مورد دوم رو انتخاب كرده و خط بطلاني كشيده بر تمام مفاهيمي كه هميشه زير علمشون سينه ميزده!

شاهین said...

شما هم عزیز من! چرا هی «به همین راحتی»، «به همین راحتی» میکنی؟ شما میخای این مسعله روُ برای خودت حل کنی دیگه. در کامنت پست قبلی نوشتی: «اگر بخواهيم تماميت ارضي ميهن رو حفظ كنيم، بايد ننگ مستبد بودن رو بپذيريم.» منم که دارم میگم در یک کشور آزاد و دمکراتیک، اکثریته که حکومت میکنه و وقتی اکثریت مردم از طریق نماینده هاشون، هم در مجلس استان و هم در مجلسس سراسری، رعی به جداعی استانی دادند، باید به این رعی احترام گذاشت و اگر هم احترام نمیگزاری، مجبور به پذیرش آن هستی، مگر اینکه بخای ننگ مستبد بودن را بپذیری و بخای حکومت را با کودتا سرنگون کنی. من که میگم حتمن لازم نیست آدم زیر آن علمی که همیشه ی عمرش سینه! میزده، سینه! بزنه

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا