تجربهی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهرهی دوراندیشتری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنیست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بیشرف نزن، است
رهبری بهدستآوردنیست نه دادنی
مقدسدانستن املای فارسی یا عربیسامیفنیقیهندی، کار خوبی نیست
Sunday, 26 April 2009
ملودیِ زیبایی به نام «جِی هوُ» از فیلم میلیونر زاغه نشین
دوست عزيز، بحث بر سر اين مسائل نيست! بحث من اساسا حتي ربطي به ايران نداره. سوال من كاملا مشخصه و بالطبع جواب مشخص و روشني هم خواهد طلبيد. سوال من اينه: اگر مردم يك استان (يا حتي همون “مجلس سراسري”) راي به جدا شدن يك استان از كشور بدهند، بايد چكار كرد؟؟ اگر بخواهيم به دموكراسي احترام بگذاريم، بخشي از خام ميهن عزيزمون جدا ميشه، و اگر بخواهيم تماميت ارضي ميهن رو حفظ كنيم، بايد ننگ مستبد بودن رو بپذيريم. اين بحث كاملا تئوريكه و من به جنبه پراتيك مبحث كاري ندارم. صرفا ميخوام ببينم اشخاص طرف “دموكراسي” رو ميگيرن، يا “هر چيزي كه در تقابل با دموكراسي باشه”؟؟؟؟؟؟
با توجه یه اینکه دمکراسیِ صد در صدی نداریم، و مجموعه ی مردم از طریق انتخاب نماینده هاشون، تصمیم گیرنده اصلی برای سرنوشت و منافع کشور و استانهایش هستند، وقتی مجلس استان رای به جدائی استان داد و مجلس سراسری هم قبول کرد، خوب جدائی صورت میگیره. منافع یک کشور، همیشه با حفظ تمامیت ارضی تعمین نمیشه. دمکراسی مطلق وجود نداره. اگه به فرض مردم استان خوزستان بخاهند کشور مستقلی بوجود آورند، همونطور که گفتم، به خاطر احتیاج شدید کل مملکت به درامد نفتی، به احتمال خیلی زیاد، باقی مردم ایران قبول نخاهند کرد. در اینجا منافع و حق انتخاب دمکراتیک کل مردم، با منافع و حق انتخاب دمکراتیک جزع کوچکی از آن در تقابل قرار گرفته و حق تصمیم گیری به اکثریت مردم داده شده.
بلاخره زمانی برگذارمیشود مردم باید حقداشتهباشند که
به نظامهای مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری
دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!
حشمت الله طبرزدی: "به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی.میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!
2 comments:
دوست عزيز، بحث بر سر اين مسائل نيست! بحث من اساسا حتي ربطي به ايران نداره. سوال من كاملا مشخصه و بالطبع جواب مشخص و روشني هم خواهد طلبيد. سوال من اينه: اگر مردم يك استان (يا حتي همون “مجلس سراسري”) راي به جدا شدن يك استان از كشور بدهند، بايد چكار كرد؟؟ اگر بخواهيم به دموكراسي احترام بگذاريم، بخشي از خام ميهن عزيزمون جدا ميشه، و اگر بخواهيم تماميت ارضي ميهن رو حفظ كنيم، بايد ننگ مستبد بودن رو بپذيريم. اين بحث كاملا تئوريكه و من به جنبه پراتيك مبحث كاري ندارم. صرفا ميخوام ببينم اشخاص طرف “دموكراسي” رو ميگيرن، يا “هر چيزي كه در تقابل با دموكراسي باشه”؟؟؟؟؟؟
با توجه یه اینکه دمکراسیِ صد در صدی نداریم، و مجموعه ی مردم از طریق انتخاب نماینده هاشون، تصمیم گیرنده اصلی برای سرنوشت و منافع کشور و استانهایش هستند، وقتی مجلس استان رای به جدائی استان داد و مجلس سراسری هم قبول کرد، خوب جدائی صورت میگیره. منافع یک کشور، همیشه با حفظ تمامیت ارضی تعمین نمیشه. دمکراسی مطلق وجود نداره. اگه به فرض مردم استان خوزستان بخاهند کشور مستقلی بوجود آورند، همونطور که گفتم، به خاطر احتیاج شدید کل مملکت به درامد نفتی، به احتمال خیلی زیاد، باقی مردم ایران قبول نخاهند کرد. در اینجا منافع و حق انتخاب دمکراتیک کل مردم، با منافع و حق انتخاب دمکراتیک جزع کوچکی از آن در تقابل قرار گرفته و حق تصمیم گیری به اکثریت مردم داده شده.
Post a Comment