بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Saturday, 31 May 2008


ناامید نشو!
(پنجمین نامه به خانم بیضائی)

دلا در عاشقی ثابت‌قدم باش
که در این ره نباشد کار بی‌اجر
دلم رفت و ندیدم روی دلدار
فغان از این تطاول آه از این زجر
(حافظ )

سلام نیلوفرم! احتمالن شاید با خودتون بگید که "باز این پسره مزاحم شد" و تعجب کنید که بعد از این همه کم‌مهری از طرف‌تان، اینطوری مهربانانه نامه‌ام را شروع نمودم؟! و از همین "نمودم" نوشتنم معلومه که دارم خودمو به خلی میزنم؟
ندا: تو کی خل نبودی؟
هما میرافشار: عشق اگر روز ازل در دل دیوانه نبود
................. تا ابد زیر فلک ناله مستانه نبود .......
شاهین: از قدیم گفته‌اند که عاشق یعنی خل و مجنون و دیوانه و مَد!
......... و بازی! هرچه مجنونانه‌تر، یعنی عاشقانه‌تر! شاید مثل بازی‌یه صمد!
صمد: صمدآقا، صمدآقا. موُ از بس که عاشُق لیلایُم مثل آدُمای عاقل برای این‌ و اون انگشت نمی‌کشُم که! آقا و خانم رو باش! آدُم باید مجنونانه انگشت بکشه تا هم بشِش خوب بچُسبه و هم خوب زهر چشم همه‌ی چُشمای هیز وُ بگیره.
شاهین: نیلوفرم! تو نمی‌دونی که من از دست تو چه‌ها که نمی‌کشم. عاشقمی، ولی پنهان می‌کنی. میخام بیشتر عاشقت بشم، ولی یه کارائی می‌کنی یا نمی‌کنی که برو دیگه دوست ندارم! که یعنی من برم؟!
یه زمانی بی‌خبر از غرق‌بودن شما و تو و عزیزم در بحران جان‌کاهِ ناامیدی، برایتان نامه‌ای نوشتم با امیدی، و در قلب شما جا پیدا کردم. پنهان نکن! ولی شما در جواب، ضمن گفتن "اي كاش در شرايط روحي بهتري برايتان مي نوشتم"، خیلی گله‌های ناامیدانه‌ی برحقی! کردی. اما تقاضاهای باامیدانه‌ی! من هم برحق! بود. و فکر کنم که از اون به بعد، مبارزه‌ای برای غلبه‌ی حق بر حق! و رسیدن به "راه رسیدن به حقوق"، از جمله حق عشق و عاشقی! و بروز نبوغ! بین من و شما اتفاق افتاد، بدون صدای شیپور و بوق! و احتمالن شنیده‌ای که کسی در دریا میریخت یه کاسه ماست تا درست کنه دوغ! و یکی پیدا شد و بهش گفت ای که نرسیده‌ای از نظر فکری به بلوغ، با یه کاسه ماست، دریا دوغ نمیشه و او هم گفت که فکرشو بکن، اگه بشه چی میشه! پس بدون که تو! نمی‌تونی با گفتن اینکه فقط یک‌بار جواب‌مو دادی و شایدم بگی که ای کاش نمی‌دادی، اینا رو انکار کنی! یعنی عشق منو انکار نکن که فایده نداره!
خلاصه شما یا تو، انقدر از ناامیدی گفتی و منو به یاد ناامیدی‌هام انداختی که اقرار کردم که خودمم داعم دچار ناامیدی می‌شم و دوباره گفتم پس دست‌تو بذار تو دستم! اما تو نذاشتی ای ذلیل‌نمرده! البته یه جا گفتی که ما مسئولیم و باید ادامه داد و من هم به نامه‌نوشتن‌آم ادامه دادم! نه از روی احساس مسعولیت و بلکه بخاطر اینکه چاره‌ای جز عشق و عاشقی نداشتم و ندارم! ولی دیگه جواب نامه‌هامو هم ندادی تا در عشق تو بسوزم و بسازم و بازم بعضی‌موقعها ناامید بشم. تازگی‌ها هم یه ذلیل‌نمرده‌ی دیگه‌ای که به‌نظر میومد میخاد یه نظری در مورد پست قبلی‌یم در مورد رفراندوم بده و در کمال پرروئی! نظری نداد، به من گفت که "دونت گیو آپ" و ناامید نشو! که واقعن که! و من هم به یاد ترانه‌ای از پیتر گابریل افتادم که کیت بوش داره بهش دلداری میده. آخ چه خوب می‌شد که تو هم اینطوری به من دلداری بدی! تا من ناامید نشم و به موقعش به تو دلداری بدم! به من دل‌داری بده، دلداری بده، دلداری بده ای دوباره ذلیل نمرده! وگرنه ممکنه بچه‌ی مردم در ناامیدی غرق بشه که حتمن تقصیر تو میذارن! پس ببین و یادبگیر!

Peter Gabriel & Kate Bush - Don't give up


لینک مستقم ترانه
متن اصلی ترانه

11 comments:

Anonymous said...

salam delneshin belakhare peydat kardam .vali khodemoonim kheyli khafani pesar . ey vala. faghat neveshtehat ziyadi gholombe solombe hast va amsale man nemitoonand befahmand. delneshin jaan be mola shookhi mikonam az ma delkhor nashi refigh .payande bashi

Anonymous said...

من که هنوز نرفتم تا این امیر روُ بشناسم، ولی از همین حرفاش معلومه تبلیغاتچیِ "مولا" است و معلوم نیست که از کی تا حالا دنبال من میگشته که انقدر خوشحال شده که منو که مخالف بت پرستی و مولا پرستی و مصدق پرستی و شاه پرستی و امام پرستی هستم، پیدا کرده. واقعن خیلی عجیبه.
منم دارم شوخی میکنم و از فرصت استفاده کردم که تبلیغات ضد پرستشی! راه بندازم. پس قبول کند! که به من دیگه "به مولا" نگد یا نگوید. باشه؟
آفرین به اون پسر خوب
مامانش داغشو نبینه
هر اضهار نظر شما در مورد نوشته های من، جا داره رو سر من، ولی بدان که من خالی بندی پاچه گیرم، و البته سعی میکنم که آنرا به زیبائی بگیرم و تازه، گرفتن آنرا تبلیغ هم میکنم، چرا که پاچه ای که گرفته نشود، افسرده میشود!
سروناز: آری اینچنین بود!

Anonymous said...

سلام ممنونم از اظهار لطف شما ولی من با توجه به اینکه به اعتقادات همه ارزش قائلم خودم هم ارادت خاصی به مولا علی و اقا ابوالفضل دارم . و خدا کنه که مادرم واقعا داغ منو ببینه چون واقعا از این دنیای کثیف متنفرم.ومن اصولا ادم پرحرفی نیستم ولی نوشته های شما واسم جالبه هم میشه از دیدگاه طنزنگاه کرد و هم از دیدگاه واقعی به هر روی اگه از بنده حقیر بی ادبی مشاهده نمودید عذر بنده رابپذیرید

سپاسگزارم.

Anonymous said...

امیر جان
همه ی ما مُبلغ فکرمون هستیم و از این نظر تبلیغاتچی! و من ضد تبلیغات شما، حالا چه آگاهانه یا ناآگاهانه، دست به تبلیغات زدم. و همه ی ما حق داریم که به هر که میخاهیم، ارادت داشته باشیم و هر عقیده ای را که بخاهیم، زیر سعال ببریم و مجبور نیستیم برای همه ی عقاید ارزش قاعل باشیم. ارزش گزاری برای انسانها و حقوق انسانها و از جمله حق عقیده، به معنی ارزش گذاری برای هر عقیده نیست. البته احتمالن این حرفا روُ خودتم قبول داری، اما من چاره ای جز تبلیغات ندارم و سر به سر گذاشتن (در اینجا "ندارم" دوم حذف شده، چون احتیاجی نبوده).ا
دیگه اینکه تو چقدر بی رحمی؟! مادرت چه گناهی کرده که داغ ببینه؟ البته میدونم که اگر در جامعه ای، حق خودکشی را به مردم بدهند، به احتمال خیلی زیاد، جامعه دچار بحران میشه، ولی از نظر من هیچ اشکالی نداره که تو خودتو بکشی!و ناگفته نماند که من هم به تعداد ناقابلی از این افکار به مشامم رسیده، اما هر دفعه پیف پافشون کردم، چون اولن جرعتش نیست و دووّمن زندگی حداقل یه ذره زیباست (البته اگه این نیلوفر یه ذره بخنده، که فکر کنم یه ذره خندونده باشمش) و بقیه اش روُ هم نمیگم تا پشیمونت نکنم
ادامه دارد! فعلن برم ضرف بشورم!
چقدر جدی شد. از جدی بودن این نوشته، صرفنظر کنید!

Anonymous said...

بسیار ممنونم خواهر عزیز خداوند نیلوفر عزیزت را هم نگهدار باشد و فقط چند تا از کلمات را اشتباهی نوشته اید
کلمه ظرف که شما نوشتید ضرف و فعلا که شمانوشته اید فعلن
میخواهیم شما نوشته اید میخاهیم
سئوال شما نوشته اید سعال
احتمالا شما نوشته اید احتمالن
اینا غلط دیکته ای شما بود و نمره شما با 6 غلط املائی که دارید میشود 14

شوخی کردم ابجی گلم امیدوارم همیشه شادکام باشید

Anonymous said...

این امیرجان! هم ما رو گرفته ها! مثل اینکه تنش برای بحث میخاره. امیرجان، مگه ندیدی که من اون بالا نوشتم مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست! یا تو اون ستون بغل دستی نوشته ام که چرا تعهدی به املاع فارسی ندارم! نوشتن یعنی رساندن افکار. شما دقیقن فهمیدید که منظور من از احتمالن چی بوده. ما میتوانیم عادت های خود را اگر به نظرمان دست و پاگیر یا ابلهانه بودند، عوض کنیم. بگذار یه مدت بگذره تا ببینی که مردم دیگر سُعال را سئوال نمی نویسند و اگر هم نوشتند، یعنی اینکه گول مرا نخوردند! خوب مردم حق دارند گول نخورند. اما من به بعنوان "سِروِرِ خالی بندان" گولشون میزنم و بهشون میگم یه ذره به عقلتون مراجعه کنید. جواب یعنی جواب، ولی خواب یعنی خاب! به هر هال اگر باعلاقه! رفتی و اون نوشته رو خوندی، حتمن نظرتو تو همونجا بنویس که بی نظر از دنیا نری، حالا که قراره تو رو به فکر خودکشی بندازم

ادامه دارد

Anonymous said...

خوب امیرجان ببینم اون ادامه داردها
در مورد چه سربه سر گذاشتنی بود؟

مثلن چرا میگی: "اگه از بنده حقیر بی ادبی مشاهده نمودی"؟ چرا میگی بنده ای؟ چرا میگی حقیری؟ یعنی واقعن تو احساس حقارت میکنی؟!! یعنی واقعن احساس بندگی و غلامی و همونطور که منو خاهر خطاب کردی، احساس کنیزی میکنی؟ حالا ناقلا! تا حالا هیچ مردی رو ندیدی که ضرف بشوره؟ که منو آبجی میکنی. راستی این گروه آبجیز هم بدک نیستا. حالا من اگه خاهر و آبجی باشم، فکر نمی کنی که من و نیلوفر، یعنی مائی رو که یک دل نه صد دل عاشق همیم ولی اون انکار میکنه؟! همجنسباز کردی؟

Anonymous said...

سلام ایوالله به شما استاد چند کاره .راستش امروز از بس با این جماعت و مخصوصا با سران اپک بحث کردم .البته بحث یه طرفه چون حقیقتش دیگه کنترل خودمو از دست دادم چونکه برای 20 بار یکی از سایتهامو فیلتر کردن و دیگه هر چه خواست دل تنگم نثار اقایان ارازل نمودم واقعا کم اوردم چونکه دیگه انسانیت مرده و همه به فکر خوشی خودشون هستند و اگه یکی مثل منو میبینند که بی ریادارم با به اصطلاح هموطنام حال میکنم میگن طرف اسکوله . و نمیدونم چی بگم ممنونم

Anonymous said...

سلام شاهین دلنشین
نه خیر من هیچ هم دلم نمیخواد شب بخوابم و صبح بیدار نشوم .اما در مورد نیلوفر بیضائی نمی دانم شوخی می کنید یا راستی راستی عاشقش شدید یعنی این عشق چنان آتشین است که شما را از زندگی بیزار کرده .
شهربانو

Anonymous said...

شهربانوجان
تو نخاه، اما من دلم میخاد! اما تا زمانی که به آرزوی شب خابی و صبح بیدارنشی! برسم، مجبورم به این زندگی پردرد ادامه بدم و برای اینکه خوش بگذره! رو به عشق و عاشقی بیارم. مخصوصن عشق آتشین! تو دوران جوونی، یک حرکت، یک نگاه، یک حالت، عاشقمون میکرد و چه زود آه که چقدر دلم تنگه برایت! اما عشق دوران 40 و خورده ای سالی! حالا خر بیار و بار کن باقالی! باید دوباره عشقو از نو تعریف کنی، بفهمی، درک کنی، رمز و رازشو به دست بیاری. باید تصمیم بگیری عاشق بشی! و از سرنگون شدن! نترسی. میبینی دارم چه جوری به خودم دلداری میدم؟ باید یه سناریوی مورد پسند بنویسی، باید افسانه بسازی یا حداقل خالی بندیشو بکنی. حالا کی توانشو داره؟ هرچند که میدونم نیلوفر عاشق منه، اما در دادگاه عشق باید مدرک رو کنی و من میترسم محکوم بشم! واسه همین شاهد میخام!
شهربانوجان
دستم به دامنت. از هیچ تلاشی دریغ نکن برای رسیدن این دو دلداده . من که دارم تقریبن میشم واداده. میترسم به عشقم خیانت کنم و به دنبال عشقی جدید، راهی کوه و بیابون بشم و اگه تو اون بیابون از تشنگی مردم چی؟ پس همون بهتر که در راه عشق نیلوفر بمیرم
شهربانوجان
از همین جان جان کردنها بفهم که من چقدر عاشقم. برای این نیلوفر، سفیر بفرست و بهش بگو که انقدر بیرحم نباشه. بگو که من چشم به راهش هستم. بگو و اگر هم نگفتی، بازم برای همینکه به فکر من بودی، شایسته ی هزاران بوسه ای
شاهین

آرمین گیله‌مرد said...

سلام و ممنون ... خب بعضی عکس​ها را در هر دو آلبوم گذاشتم... اما خب متوجه هستم ..اين اواخر بعضی را فراموش کردم در البوم اب بگزارم.
منظور شماره دار را نفهميدم. هم صفحه شماره دارد و هم اسم فايل​ عکس​ها به ترتيب شماره هست
gilemard0001 ...
gilemard_fp00001 ...
البوم ابر هم در قسمت
title
شماره​گذاری شده بودند اما حواسم نبود وقتی
frame
بکار ببری عنوان ايندکس فقط قابل مشاهده هست و ديگر تنبلی و ادامه متداول ....اما وقت شد و بيادم ماند حتما تغيير می​دهم.
در مورد کميت ميدانم حق با تو هست اما دلايل خود دارد. اين يک البوم عکاسی حرفه​ای نيست و نخواهد بود بلکه يک صفحه مستند لحظات هست یک آلبوم صبر.
ارم را خیلی کوچکتر کردم و دیگر ازین کوچکتر نمی​شود (شدنی هست اما کارم را زیاد میکند ) و تعیین جایش هم به حال و حوی اون موقع و به عکس ربط دارد.
با تشکر از نقد و امیدوارم وقت کنم که برای آلبوم ابر صفحات را شماره گذاری کنم و در بقیه موارد با توجه به توضیح کوتاه متوجه منظورم شده باشی که غرضم چیست!!؟

شاهین دلنشین
---------------------
تـــــــــو ای
رند عالمسوز خالی‌بندِ
مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
و ماتلی و ماتلی‌مدال
و نـــــدا و صـــمــد و
جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
سروناز: از حضار محترم
بــه خـاطـر گیریدن صفحه
معذرت‌خاهی بعمل میآورم
و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
پاچّه‌گیران جهان
متحد شوید
.
.
جای تقریبی‌ی حروف
فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

.
.
خط جایگزین
XATTE JÁY.GOZIN

$ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
' ع



چرا تعهدی به خت! یا
املاع "فارسی؟!"ندارم؟
CERÁ TA'AHHODI BE
EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
.
JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
MESLE XEILI CIZHÁYE
BANII.BA$.$$ARR
AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
MI$AVAD VA MO$KEL AST
NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
SAMAD: AXMAX
NEVE$TIDANA$!





دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
به مناسبت سومین گردهمآییشان
.
و خاک دو عالم بر سرشان
خاک میگما، خاک



برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
17 ماده ای اتحاد برنامه ی
برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
و رسیــــدن به دمکراســــی
از طریق انقلاب مخملی
.
از جمله تصحیهاتی
که به این برنامه هنوز اعمال نشد
..
در رفراندومی که
بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
مردم باید حق‌داشته‌باشند که
به نظام‌های مختلف، رای دهند
حتا دیکتاتوری


دمکراسیخواهان هم آدمند
یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


حشمت الله طبرزدی:
"به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



ترانه های من
نشنیده ام! را گر تو
مـســـتـان نـشــنـوی
یـا از دل و جان نشنوی
در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
گــر نــان قـنـدی ای تـراست
خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
.
صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
.
البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
بهتر تنظیم و خونده! کنم
.
خواندن ترانه های من آزاد است
پس! آنها را لطف کنید و با صدا
و امکانــات بهتـر، بخوانید
آهنگهای این ترانه ها را
بعضا، احتمالن باید بخرید
برای شنیــــدن این ترانه ها
مجبور به دانلود نیستید

سفره ی عید
بر روی آهنگی ایرانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
نگاه یار
بر روی آهنگی هندی
لاتا، بخانید! و بشنوید
آهــــای مسعــود بــهنــود
بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
نه لاس نه التماس
بر روی آهنگی از ترکیه
و نــاسنتی! بخــوانیــد
و آهنگ اصلی را بشنوید
روسری
بر روی آهنگی هندی
از لاتا، بخوانید و بشنوید
نمیتونی کاری کنی
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید
به بچه های خیابان
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
شعری بگو ترانه
بر روی آهنگی ایرانی
گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
بر روی آهنگی از گروه
کوئین، بخوانید و بشنوید

خــالــق افــســانــه
بر روی آهنگی ترکیه ای
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
صیغه
بر روی آهنگی افغانی
و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
بر روی آهنگی از مایکل جکسون
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید
وقتی ملاحسنی از ناراحتی
بــه زیــر آواز مــیــزنــد
بر روی آهنگی از داریوش
خودتان بخانید
و آهنگ اصلی را بشنوید

بــقیه ی تــرانه ها
فعلا 13 تا، بدون آهنگ



چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
جانی کِلِگ و ساووکا
از پیشتـــــازان مبارزه با
تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


Blog Archive

آخرین نوشته‌ها
ÁXARIN NEVE$TEHÁ
DE LEITEST POSTS!
shaahindelneshin@yahoo.com
.
.


.
.
MOSÁHEBEII BÁ
XODÁÁÁÁ
YE MOSALMÁN
va taráneii dar defá' az
HAQ O HOQUQA$
مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
ی مسلمـــــــــــــــــــان
و ترانه‌ای در دفاع از
حق و حقوقش!

ا
.
..
.
RÁKETE ZIR
MOJAHHAZ BE
BOMBE ATOMI
AAAAAST
XÁLI.BANDE.HERFEII:
XÁLI.BANDI HAM KE
MIKONID
XELI BOZORGVÁRÁNE
BEKONID
TAA BAR
xáli.VAZIFEYE $OMÁ
SAD.HEZÁR TON
PANBE! FE$ÁRIDE
ÁX ÁX
.
.
.
S
ED
ÁYE
PÁYE
XÁLIII
DE
MIÁYAD
BEGU'ID
KE JOFT
KONAND
ALBATTE DAMPÁII
YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
VA BEGOZÁRAND GU$E'I
VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
TEÁTRI
SEDÁYE ERÁDE'I KE
HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
VA DORUUUUUUUUQ
XÁÁTEME BEDAHAD
SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
RAHHHHBARIYEEE
ENNNNQELÁÁÁÁBE
MAXXXXXMALIIIIII
BAR.ALEIIHE.EHEEE
TAZVIIIIIR DAAAAAR
KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
YEKI BE INGILISI
TARJOME KONE!!!
XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
KASÁÁNI KE BARÁYE TO
LOXTTT MI$AVAAAND!
VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


.
.
اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
...
آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
...
موسوی، رعیس جمهور مایی
سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
.
.
.
اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
که تا حالا در موردش نوشته نشده
.
.
.
جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
مردم ایران صددرصد پیروز هستند
ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
گروی دوست و فامیل متزلزل است
با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
با تشویق به عدم تندروی و ندادن
شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
و آشنا و فامیلی چه در ایران
و چه در خارج، زنگ بزن و
...
.
.
.
آقای اوباما
بوش اگه میکرد بمب‌باران
شما بکنید گل‌باران
.
.
.
ای مردم آزاده‌ی کشورهای
دمکراتیک، با تلاش در جهت
اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
در کشورهایتان
...




.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.




























تا می‌توانیم
حرمت ولی فقیه را بشکنیم
حکومت ولی فقیه
یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
از بین رفت و آب گمراه شد
به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
یا سیل پل‌برانداز
حیف اون رودخونه‌های ناز
که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


نامه به خانم نیلوفر بیضائی

تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
.
پاسخی از طرف خانم بیضائی
.
نامه به خانم نیلوفر بیضائی
گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
.
چرا ما انقدر میترسیم؟
اشاره ای به آقای علی میرفطروس
و انتقاداتی به خانم بیضائی
.
.
«ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
رُو خالی‌بندی می‌کنیم
نامه به خانم بیضائی
.
این ستاد منهل شد
.
.
وقتی کسی به دیگران
بی احترامی میکند
در مورد خانم مهستی شاهرخی
.
.
.
اگر آمریکا برای سرنگونی
جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
.
.
مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
.
.
.
آقای گنجی، اول درود
دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (1 )ا
آقای گنجی، گاندی شوید
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (2 )ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (3)ا
آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
ا3- وابستگی یا مزدوری؟
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (4)ا
بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
رهبر کل نیروهای نظامی است
نه دولت متعلق به دوران
مدرن است و نه ایدئولوژی
جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
.
دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
با آقای گنجی (5)ا
کُشتی منو با این سلطانیسم





قرار زیر، مربوط به اتفاقات
سیاسی روز نبوده
و همه‌زمان‌شمول! است
وعده یا قرار یا راندووی
زیر را زودتر از من بپذیر
عشق من! و بشنو این ز من
که تبلیغ قرار عاشقانه
بسی پر ارج بُود در این زمانه
وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
تــــوی خیابانها و میادیــــن
و فراموش نکن نازنین
حق گردش را
و در این روز غریبه ها و آشناها
اگر بدهند به هم سلام و دست
خیـــلی خـــــــــوب است
حتا اگر بکار بَرند دستکش را

ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
و از عصر تا غروبش باشد روزی
که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
و در کــدام خیابــان میــشود
کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا