این نیکآهنگ مشقش با مغزش نیست همآهنگ!
////////////////////و به همین خاطره که من، بعنوان یک مداخلهگر! از جمله در
////////////////////امور اصلاحطلبان، حرف از جمع شدن اصلاحطلبان واقعی
////////////////////دور یک «شعار حداقل» میزنم.
تازگیها از خودم سُعال میکنم این نیکآهنگ، سرمشق جوانان بشود یا نشود؟! البته منظورم اینه که وقتی از دیگران انتظار داره مشق بنویسند، خوب چرا خودش هم یه مشق ننویسه. حالا قبل از اینکه به مشق آقای کوثر بپردازم، مجبورم یه اطلاعاتی به شما بدم. این نیکی! تازهگیها یه حرفایی زد که تنم را به خارش آورد و چون دل به دل راه داره، بقیهشو هدس بزنید. حال ضمن ابراز تنفر شدید از اونایی که تنشون نمیخاره، ببینیم کجای نیکآهنگ میخاره:
تنخارش نیکآهنگ، شعور در زمان بیشعوری ديگران: «... رئيس جمهوری منتخب آمريکا، از يوتيوب برای برقراری ارتباط با شهروندان آمريکايی استفاده میکند، چيزی که يکهو به فکرم رسيد، عدم استفاده سياسيون ايران از اين وسيله است. باور کنيد حتی اگر خاتمی هفته ای ۵ دقيقه روی يوتيوب برنامه داشته باشد، فايل صوتیاش را به صورت پادکست جايی بگذارد، بخشی از مشکل ارتباطیاش حل خواهد شد.
سياسيون ما بردی که کرده اند، از عدم شفافيتشان بوده و تبديل شدن به چهره هايی "ازما بهتر". پشت پرده بودن چندان فايده ای ندارد.»
تنخارش نیکآهنگ، شعور در زمان بیشعوری ديگران: «... رئيس جمهوری منتخب آمريکا، از يوتيوب برای برقراری ارتباط با شهروندان آمريکايی استفاده میکند، چيزی که يکهو به فکرم رسيد، عدم استفاده سياسيون ايران از اين وسيله است. باور کنيد حتی اگر خاتمی هفته ای ۵ دقيقه روی يوتيوب برنامه داشته باشد، فايل صوتیاش را به صورت پادکست جايی بگذارد، بخشی از مشکل ارتباطیاش حل خواهد شد.
سياسيون ما بردی که کرده اند، از عدم شفافيتشان بوده و تبديل شدن به چهره هايی "ازما بهتر". پشت پرده بودن چندان فايده ای ندارد.»
تنخارش من: ببینم چی شد از این همه سیاسیون ایران، شما به فکر و یاد خاتمی بودید؟ نیک آهنگ جان، پنهان نکن! قلبت بد جوری برای خاتمی میتپه، هر چند ژست میگیری و من هم ژستاتو به نمایش میذارم. تازه یعنی چی «سياسيون ما بردی که کردهاند، از عدم شفافيتشان بوده»؟ سیاسیون شما؟ یا سیاسیون ما؟ آدم سیاسی، آدم سیاسیه! نکنه از نظر شما، فقطاصلاح طلبان حکومتی جزو سیاسیون به حساب میآیند. لطفن اگر میخاهید وصله ای بچسبانید که همه ی سیاسیون غیر شفافن و یا تلقینی بنمایید که سیاسیون مردم، تنها اصلاح طلبانند، خوب بهتره از این کارا نکنی، موش نخورده!
تنخارش نیکآهنگ: «شاهين جان، اشتباه نکن. من موضع خودم را دارم. بارها هم گفته ام خاتمی را به عنوان فرد دوست دارم، اما به عنوان مسوول، نه.
اما مشکل من اين است که جوانان ايرانی طرفدار خاتمی نتوانسته اند قدرتمندانه همراهان مزخرف او را کنار بزنند و کماکان خون پيران محافظه کار در رگهای اصلاح طلبان جريان دارد. »
به هر حال از این صحبتها معلوم شد که این گلپسر یه مشکل داره که بنا بر اون ناراحته که چرا جوانان ایرانی طرفدار خاتمی در مبارزه با خون پیران محافظهکار در رگهای اصلاحطلبان، نتوانستهاند خون جوانان رادیکال را، که خودشان باشند، در این رگها تزریق نمایند. انگار که اصلاحطلبی مساوی است با خاتمیطلبی یا خاتمیطرفی! اما جوانان رادیکال، چندین سال پیش، از خاتمی عبور کردند و آگاهانه هم عبور کردند. یعنی واقعن این نیکآهنگ فکر میکنه امکان داره که خاتمی عوض بشه و مثل جوونای شاداب، محافظهکاری، بیمحافظهکاری؟! البته خودش گفته که از این فکرا نمیکنه که تنها نتیجهگیری از این گفته اینه که مشقش با مغزش جور در نمیآد که ما از نظر سیاسی مجبوریم، مخصوصن در اینجا، طرفدار مغزش باشیم و نه مشقش که کماکان نشاه میده که تنش میخاره:
نیکآهنگ: «به عقيده من، مشکل بزرگ جناح چپ، فقدان استعداد برای بهره گيری از امکانات نويين است. اينان نياز به ايجاد پل ارتباطی با رای دهندگان دارند. انداختن تقصير صرفا به گردن محدوديتهای حکومتی درست نيست. خاتمی اگر واقعا میخواهد کانديدا شود، بايد یک سايت چند رسانه ای را فعال کند. هم برنامه های ويديويی و هم پيامهای صوتی.
... اشتباه نکنيد. من کماکان منتقد خاتمی هستم و هرگز به او رای نخواهم داد. بحث بر سر اين است که جوانترهای پرشور اگر میخواهند تکانی به پيرمردهای تار عنکبوت گرفته بدهند، بهتر از اندکی روی مخ اين گروه کار کنند.»
هرچند مخزنی، عملی بسیار نیکوست، اما اتفاقن! چون این جوونا پرشور هستند، به احتمال زیاد حالشون از این پیرمردهای تارعنکبوتگرفته بههم خورده و میخوره و عملیات تزریق خون و مخزنی را بر آنها کارگر نمیدانند و نه وقتشان را روی آنها تلف میکنند و نه هرگز به خاتمی رَعی خاهند داد.
و در اینجاست که میرویم سر اصل مطلب و ضمن اینکه نیکآهنگ را جوانی پرشور فرض مینمایم که میخاهد خودش هم از طریق روی مخ کارکردن، تکانی بدهد به این پیرمردها و یا حداقل به این جوانان طرفدار پیرمردها و شاید هم به خودش، و دوباره ضمن اینکه بیاناتی از او اراعه میدهم به این شکل:
نیک آهنگ، ايهااناس: «من انتخابات را تحریم نمیکنم. اما به رای خودم احترام میگذارم و حرام کسانی نمیکنم که لیاقتش را ندارند. اما این رای من است، نه رای شما. از نظر شما ممکن است هر کسی لایق باشد.
اما بحث وبلاگی من چیز دیگری است!
جوانانی که دسترسی به کاندیداهای دو طرف دارند، چرا از آنها نمیخواهند به روز شوند؟...
حداقل کاری که من میتوانم بکنم، بالاتر بردن انتظار کسانی است که داخل گود هستند. اینکه به هر چیزی راضی نباشند. باید از سیاسیون سوال کرد. سیاست در ایران از عدم شفافیت رنج میبرد. ... عدم شفافیت در پیران سیاست ما نهادینه شده.
و باز هم ضمن اظهار تعجب از این انتظار که مثلن خاتمی به روز شود! که تنها به روز شدن متصور این است که رنگ عبا و عمامه را عوض کرده و یاد بگیرد که از یوتوب استفاده کند تا که چی بشه؟! باید گفت این نیکآهنگ که در همین جای مرجوع، زیرآب جبههی مشارکت و کارگزاران و سازمان مجاهدین انقلاب و نهضت آزادی روُ هم زد، یا داره کللن اصلاح طلبی روُ کنار میذاره و به جبههی سرنگونی یا برکناریطلبان میپیونده، که در این صورت جز خوشآمدگویی چارهای نیست، و یا طبق « اما به رای خودم احترام میگذارم و حرام کسانی نمیکنم که لیاقتش را ندارند»، باید بره و مشق اصلاحطلبی خودشو بنویسه تا شاید سرمشق جوانان بشه، تا هم خودش و هم اون جوونایی که قراره انتظارشونو بالا ببره، یکی یا چند تا آدم اصلاحطلب نسبتن درست روُ پیدا کنند و بهشون بگن آقاجانان! شما بیایید و این شعار حداقل را بدهید تا ما هم بگوییم که به شما رعی میدهیم و کاری هم نداریم که رد صلاحیتتان بکنند یا نکنند. ما، یعنی اصلاح طلبان نوع نیکی!، دیگر از یک حداقلی کوتاه نیامده و خود و رعی خود را حرام نمیکنیم.
حال باید از نیکآهنگ پرسید که شعار حداقلش چیست و کاندیدایش برای دادن این شعار کیست؟ و باید گفت وقتی کاندید یا کاندیداهایش را که پیدا کرد، طبق رهنمودهایی که به جوانان طرفدار خاتمی میدهد، خودش هم به این رهنمودها عمل کرده و مخ کاندیداهایش را بهکار گیرد و خوب، به روزشان هم بکند اگر میتواند.
/ رند: بابا این نیکآهنگ چاهاشو کنده! الان میاد میگه من سیاسی نیستم!
پ.ن: این نیکآهنگ بعدن حرفهایی زد که چون یه جورایی ربط داره به بحث بالا، همینجا میآورم و ضمن ابرازات وجودی، به نتیجهگیریهایی میرسم که علمی نیست، اما منطقیست، البته تا منطق شما چی باشه؟!
نیکآهنگ، ایهااناس 2 : يکی از دوستان معترض شده که تو چرا شرايطت را برای رای دادن نمیگويی؟ زرشک! مگر من که هستم که شرط بگذارم يا نگذارم؟
حرف من اين است که در ساختار فعلي، به کسی که نتواند برنامهای ارائه کند، چه برای اقتصاد، چه برای محيط زيست، چه برای ايجاد فضای واقعی تفاهم در عرصه بينالمللی(...)، چه برای آزادی واقعی فضای سياسی و اجتماعی و ... رای نخواهم داد»
اتفاقن نه تنها حرف من هم همینه، بلکه این هم هست! که اون «نتواند»، بهتره به «نمیتواند» تبدیل بشه. یعنی در ساختار فعلی (و فعلن سی ساله!)، که تمام شریانهای قدرت سیاسی و اقتصادی در اختیار سلطان و سپاهیانش است، کسی نمیتونه برنامهی درست و با پشتوانهی اقتصادی و محیط زیستی اراعه بده و تصور اینکه کسی برنامهای برای آزادی واقعی سیاسی و اجتماعی اراعه بده و حکومت هم بگه بفرما که کاندیداتورییت را قبول داریم، تازه اون هم با این توازن قوا، کمی تا زیادی خندهآور است. و به همین خاطره که من، بعنوان یک مداخلهگر! از جمله در امور اصلاحطلبان، حرف از جمع شدن اصلاحطلبان واقعی دور یک «شعار حداقل» میزنم.
«من نقطه اشتراک بيشتری با جوانان خواهان تغيير دارم. تعارف ندارد، سيستم در جاهايی دچار بن بست شده، اما جدال تحول خواهان با محافظه کاران که لازم نيست حتما خونين باشد تا نتيجه ای کسب شود.
اين جدال مطمئنا زمان می برد...
گمان من بر اين است که بهترين کار برای فشار بر محافظه کاران، تحميل بحران مشروعيت بر ايشان و تغيير قاعده بازی است.» نیکی، همانجا
دقیقن! باید قاعدهی بازی را تغییر داد تا هرچه زودتر، از بحرانهای شرعی! که بگذریم، بحران «مقبولیت» را بتوان به حکومت تحمیل کرد. باید دید اصلی ترین بنبست تحول جامعهی ایران تو چیه و ضمن جدال برای رفع آن، تمام سعی را هم کرد که این جدال به خونریزی کشیده نشه.
این هم نمونهی عقل من در شعار حداقل دادن به صورت اصلاحطلبانه:
http://rendeaalamsuz.blogspot.com/2008/10/20-20-20.html
آری این چنین بود و نظر شما هم زیرچنین بود:
3 comments:
شاهین جان
خوب مینویسی. برعکس من استعدادت خوب هست اما غلط املایی خیلی داری. به نظرم تو مدرسه مشقاتو خوب ننوشتی. بذار چندتاشو برات بنویسم
غلط-درست
سعال-سوال
رعی-رای
هدس-حدس
نخاهی-نخواهی
بخاهد-بخواهد
میخاهید-میخواهید
درخاست-درخواست
خاهان-خواهان
رعیس-رئیس
قاعل-قائل
از شعرت خوشم اومد. راستی اگه منشی لازم داشتی منو خبر کن
شاهین جان
خوب مینویسی. برعکس من استعدادت خوب هست اما غلط املایی خیلی داری. به نظرم تو مدرسه مشقاتو خوب ننوشتی. بذار چندتاشو برات بنویسم
غلط-درست
سعال-سوال
رعی-رای
هدس-حدس
نخاهی-نخواهی
بخاهد-بخواهد
میخاهید-میخواهید
درخاست-درخواست
خاهان-خواهان
رعیس-رئیس
قاعل-قائل
از شعرت خوشم اومد. راستی اگه منشی لازم داشتی منو خبر کن
تشکر. شکسته نفسی میفرمایید. نفهمیدم از کدوم شعر خوشتون اومد. در مورد غلت املاعی هم به اینجا مراجعه کنید
http://rendeaalamsuz.blogspot.com/2008/01/blog-post_14.html
Post a Comment