بعضی موقع‌ها عقب‌نشینی یا آتش‌بس، مفید است
تجربه‌ی دوران خاتمی را هرگز از یاد نبریم. "رهبر" را دیگر باید با قدرت و مصالحه، عوض کرد و چهره‌ی دوراندیش‌تری را جایگزینش نمود و سپاهیان را هم با تضمین شغل و حقوق، در ارتش ادغام
حق گرفتنی‌ست و جواب مشتِ قوی، فقط یه بار، دو بار، سه بار، چهار بار، پنج بار، شش بار، ... بار، جون مادرت نزن، چرا میزنی، نزن، گفتم نزن، بی‌شرف نزن، است
رهبری به‌دست‌آوردنی‌ست نه دادنی
مقدس‌دانستن املای فارسی یا عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی، کار خوبی نیست

Monday, 24 November 2008


این نیک‌آهنگ مشقش با مغزش نیست هم‌آهنگ!

////////////////////و به همین خاطره که من، بعنوان یک مداخله‌گر! از جمله در
////////////////////امور اصلاح‌طلبان، حرف از جمع شدن اصلاح‌طلبان واقعی
////////////////////دور یک «شعار حداقل» میزنم.

تازگی‌ها از خودم سُعال میکنم این نیک‌آهنگ، سرمشق جوانان بشود یا نشود؟! البته منظورم اینه که وقتی از دیگران انتظار داره مشق بنویسند، خوب چرا خودش هم یه مشق ننویسه. حالا قبل از اینکه به مشق آقای کوثر بپردازم، مجبورم یه اطلاعاتی به شما بدم. این نیکی! تازه‌گی‌ها یه حرفایی زد که تنم را به خارش آورد و چون دل به دل راه داره، بقیه‌شو هدس بزنید. حال ضمن ابراز تنفر شدید از اونایی که تنشون نمیخاره، ببینیم کجای نیک‌آهنگ میخاره:

تن‌خارش نیک‌آهنگ، شعور در زمان بیشعوری ديگران: «... رئيس جمهوری منتخب آمريکا، از يوتيوب برای برقراری ارتباط با شهروندان آمريکايی استفاده میکند، چيزی که يکهو به فکرم رسيد، عدم استفاده سياسيون ايران از اين وسيله است. باور کنيد حتی اگر خاتمی هفته ای ۵ دقيقه روی يوتيوب برنامه داشته باشد، فايل صوتیاش را به صورت پادکست جايی بگذارد، بخشی از مشکل ارتباطیاش حل خواهد شد.
سياسيون ما بردی که کرده اند، از عدم شفافيتشان بوده و تبديل شدن به چهره هايی "ازما بهتر". پشت پرده بودن چندان فايده ای ندارد.»

    تن‌خارش‌ من: ببینم چی شد از این همه سیاسیون ایران، شما به فکر و یاد خاتمی بودید؟ نیک آهنگ جان، پنهان نکن! قلبت بد جوری برای خاتمی میتپه، هر چند ژست میگیری و من هم ژستاتو به نمایش میذارم. تازه یعنی چی «سياسيون ما بردی که کردهاند، از عدم شفافيتشان بوده»؟ سیاسیون شما؟ یا سیاسیون ما؟ آدم سیاسی، آدم سیاسیه! نکنه از نظر شما، فقطاصلاح طلبان حکومتی جزو سیاسیون به حساب میآیند. لطفن اگر میخاهید وصله ای بچسبانید که همه ی سیاسیون غیر شفافن و یا تلقینی بنمایید که سیاسیون مردم، تنها اصلاح طلبانند، خوب بهتره از این کارا نکنی، موش نخورده!

    تن‌خارش‌ نیک‌آهنگ: «شاهين جان، اشتباه نکن. من موضع خودم را دارم. بارها هم گفته ام خاتمی را به عنوان فرد دوست دارم، اما به عنوان مسوول، نه.
    اما مشکل من اين است که جوانان ايرانی طرفدار خاتمی نتوانسته اند قدرتمندانه همراهان مزخرف او را کنار بزنند و کماکان خون پيران محافظه کار در رگهای اصلاح طلبان جريان دارد. »

    به هر حال از این صحبتها معلوم شد که این گل‌پسر یه مشکل داره که بنا بر اون ناراحته که چرا جوانان ایرانی طرفدار خاتمی در مبارزه با خون پیران محافظه‌کار در رگهای اصلاح‌طلبان، نتوانسته‌اند خون جوانان رادیکال را، که خودشان باشند، در این رگ‌ها تزریق نمایند. انگار که اصلاح‌طلبی مساوی است با خاتمی‌طلبی یا خاتمی‌طرفی! اما جوانان رادیکال، چندین سال پیش، از خاتمی عبور کردند و آگاهانه هم عبور کردند. یعنی واقعن این نیک‌آهنگ فکر میکنه امکان داره که خاتمی عوض بشه و مثل جوونای شاداب، محافظه‌کاری، بی‌محافظه‌کاری؟! البته خودش گفته که از این فکرا نمیکنه که تنها نتیجه‌گیری‌ از این گفته اینه که مشقش با مغزش جور در نمیآد که ما از نظر سیاسی مجبوریم، مخصوصن در اینجا، طرفدار مغزش باشیم و نه مشقش که کماکان نشاه میده که تنش میخاره:

    نیک‌آهنگ: «به عقيده من، مشکل بزرگ جناح چپ، فقدان استعداد برای بهره گيری از امکانات نويين است. اينان نياز به ايجاد پل ارتباطی با رای دهندگان دارند. انداختن تقصير صرفا به گردن محدوديتهای حکومتی درست نيست. خاتمی اگر واقعا میخواهد کانديدا شود، بايد یک سايت چند رسانه ای را فعال کند. هم برنامه های ويديويی و هم پيامهای صوتی.
    ... اشتباه نکنيد. من کماکان منتقد خاتمی هستم و هرگز به او رای نخواهم داد. بحث بر سر اين است که جوانترهای پرشور اگر میخواهند تکانی به پيرمردهای تار عنکبوت گرفته بدهند، بهتر از اندکی روی مخ اين گروه کار کنند.»

    هرچند مخ‌زنی، عملی بسیار نیکوست، اما اتفاقن! چون این جوونا پرشور هستند، به احتمال زیاد حالشون از این پیرمردهای تارعنکبوت‌گرفته‌ به‌هم خورده و میخوره و عملیات تزریق خون و مخ‌زنی را بر آنها کارگر نمی‌دانند و نه وقتشان را روی آنها تلف می‌کنند و نه هرگز به خاتمی رَعی خاهند داد.
    و در این‌جاست که میرویم سر اصل مطلب و ضمن اینکه نیک‌آهنگ را جوانی پرشور فرض مینمایم که میخاهد خودش هم از طریق روی مخ کارکردن، تکانی بدهد به این پیرمردها و یا حداقل به این جوانان طرفدار پیرمردها و شاید هم به خودش، و دوباره ضمن اینکه بیاناتی از او اراعه میدهم به این شکل:

    نیک آهنگ، ايهااناس: «من انتخابات را تحریم نمیکنم. اما به رای خودم احترام میگذارم و حرام کسانی نمیکنم که لیاقتش را ندارند. اما این رای من است، نه رای شما. از نظر شما ممکن است هر کسی لایق باشد.
    اما بحث وبلاگی من چیز دیگری است!
    جوانانی که دسترسی به کاندیداهای دو طرف دارند، چرا از آنها نمیخواهند به روز شوند؟...
    حداقل کاری که من میتوانم بکنم، بالاتر بردن انتظار کسانی است که داخل گود هستند. اینکه به هر چیزی راضی نباشند. باید از سیاسیون سوال کرد. سیاست در ایران از عدم شفافیت رنج میبرد. ... عدم شفافیت در پیران سیاست ما نهادینه شده.

    و باز هم ضمن اظهار تعجب از این انتظار که مثلن خاتمی به روز شود! که تنها به روز شدن متصور این است که رنگ عبا و عمامه را عوض کرده و یاد بگیرد که از یوتوب استفاده کند تا که چی بشه؟! باید گفت این نیک‌آهنگ که در همین جای مرجوع، زیرآب جبهه‌ی مشارکت و کارگزاران و سازمان مجاهدین انقلاب و نهضت آزادی روُ هم زد، یا داره کللن اصلاح طلبی روُ کنار میذاره و به جبهه‌ی سرنگونی یا برکناری‌طلبان میپیونده، که در این صورت جز خوش‌آمدگویی چاره‌ای نیست، و یا طبق « اما به رای خودم احترام میگذارم و حرام کسانی نمیکنم که لیاقتش را ندارند»، باید بره و مشق اصلاح‌طلبی خودشو بنویسه تا شاید سرمشق جوانان بشه، تا هم خودش و هم اون جوونایی که قراره انتظارشونو بالا ببره، یکی یا چند تا آدم اصلاح‌طلب نسبتن درست روُ پیدا کنند و بهشون بگن آقاجانان! شما بیایید و این شعار حداقل را بدهید تا ما هم بگوییم که به شما رعی میدهیم و کاری هم نداریم که رد صلاحیتتان بکنند یا نکنند. ما، یعنی اصلاح طلبان نوع نیکی!، دیگر از یک حداقلی کوتاه نیامده و خود و رعی خود را حرام نمی‌کنیم.
    حال باید از نیک‌آهنگ پرسید که شعار حداقلش چیست و کاندیدایش برای دادن این شعار کیست؟ و باید گفت وقتی کاندید یا کاندیداهایش را که پیدا کرد، طبق رهنمودهایی که به جوانان طرفدار خاتمی میدهد، خودش هم به این رهنمودها عمل کرده و مخ کاندیداهایش را به‌کار گیرد و خوب، به روزشان هم بکند اگر میتواند.

    / رند: بابا این نیک‌آهنگ چاهاشو کنده! الان میاد میگه من سیاسی نیستم!


    پ.ن: این نیک‌آهنگ بعدن حرفهایی زد که چون یه جورایی ربط داره به بحث بالا، همینجا میآورم و ضمن ابرازات وجودی، به نتیجه‌گیری‌هایی میرسم که علمی نیست، اما منطقی‌ست، البته تا منطق شما چی باشه؟!

    نیک‌آهنگ، ایهااناس 2 : يکی از دوستان معترض شده که تو چرا شرايطت را برای رای دادن نمیگويی؟ زرشک! مگر من که هستم که شرط بگذارم يا نگذارم؟
    حرف من اين است که در ساختار فعلي، به کسی که نتواند برنامهای ارائه کند، چه برای اقتصاد، چه برای محيط زيست، چه برای ايجاد فضای واقعی تفاهم در عرصه بينالمللی(...)، چه برای آزادی واقعی فضای سياسی و اجتماعی و ... رای نخواهم داد»


    اتفاقن نه تنها حرف من هم همینه، بلکه این هم هست! که اون «نتواند»، بهتره به «نمیتواند» تبدیل بشه. یعنی در ساختار فعلی (و فعلن سی ساله!)، که تمام شریان‌های قدرت سیاسی و اقتصادی در اختیار سلطان و سپاهیانش است، کسی نمیتونه برنامه‌ی درست و با پشتوانه‌ی اقتصادی و محیط زیستی اراعه بده و تصور اینکه کسی برنامه‌ای برای آزادی واقعی سیاسی و اجتماعی اراعه بده و حکومت هم بگه بفرما که کاندیداتوری‌یت را قبول داریم، تازه اون هم با این توازن قوا، کمی تا زیادی خنده‌آور است. و به همین خاطره که من، بعنوان یک مداخله‌گر! از جمله در امور اصلاح‌طلبان، حرف از جمع شدن اصلاح‌طلبان واقعی دور یک «شعار حداقل» میزنم.

    «من نقطه اشتراک بيشتری با جوانان خواهان تغيير دارم. تعارف ندارد، سيستم در جاهايی دچار بن بست شده، اما جدال تحول خواهان با محافظه کاران که لازم نيست حتما خونين باشد تا نتيجه ای کسب شود.
    اين جدال مطمئنا زمان می برد...
    گمان من بر اين است که بهترين کار برای فشار بر محافظه کاران، تحميل بحران مشروعيت بر ايشان و تغيير قاعده بازی است.» نیکی، همانجا


    دقیقن! باید قاعده‌ی بازی را تغییر داد تا هرچه زودتر، از بحران‌های شرعی! که بگذریم، بحران «مقبولیت» را بتوان به حکومت تحمیل کرد. باید دید اصلی ترین بن‌بست تحول جامعه‌ی ایران تو چیه و ضمن جدال برای رفع آن، تمام سعی را هم کرد که این جدال به خون‌ریزی کشیده نشه.

    این هم نمونه‌ی عقل من در شعار حداقل دادن به صورت اصلاح‌طلبانه:

    http://rendeaalamsuz.blogspot.com/2008/10/20-20-20.html

    آری این چنین بود و نظر شما هم زیرچنین بود:

    3 comments:

    سودایی said...

    شاهین جان
    خوب می‌نویسی. برعکس من استعدادت خوب هست اما غلط املایی خیلی داری. به نظرم تو مدرسه مشقاتو خوب ننوشتی. بذار چندتاشو برات بنویسم
    غلط-درست
    سعال-سوال
    رعی-رای
    هدس-حدس
    نخاهی-نخواهی
    بخاهد-بخواهد
    میخاهید-می‌خواهید
    درخاست-درخواست
    خاهان-خواهان
    رعیس-رئیس
    قاعل-قائل
    از شعرت خوشم اومد. راستی اگه منشی لازم داشتی منو خبر کن

    سودایی said...

    شاهین جان
    خوب می‌نویسی. برعکس من استعدادت خوب هست اما غلط املایی خیلی داری. به نظرم تو مدرسه مشقاتو خوب ننوشتی. بذار چندتاشو برات بنویسم
    غلط-درست
    سعال-سوال
    رعی-رای
    هدس-حدس
    نخاهی-نخواهی
    بخاهد-بخواهد
    میخاهید-می‌خواهید
    درخاست-درخواست
    خاهان-خواهان
    رعیس-رئیس
    قاعل-قائل
    از شعرت خوشم اومد. راستی اگه منشی لازم داشتی منو خبر کن

    Anonymous said...

    تشکر. شکسته نفسی میفرمایید. نفهمیدم از کدوم شعر خوشتون اومد. در مورد غلت املاعی هم به اینجا مراجعه کنید
    http://rendeaalamsuz.blogspot.com/2008/01/blog-post_14.html

    شاهین دلنشین
    ---------------------
    تـــــــــو ای
    رند عالمسوز خالی‌بندِ
    مــهربـــان‌پــاچــه‌گــیــر
    و ماتلی و ماتلی‌مدال
    و نـــــدا و صـــمــد و
    جوادِزندانی‌وحشی‌پـاچه‌گیر
    تا مـیتوانی پــــاچه بگیر! که تا
    کـــه تــا، کـــه تــا، کـــه تــا
    سروناز: از حضار محترم
    بــه خـاطـر گیریدن صفحه
    معذرت‌خاهی بعمل میآورم
    و نــتــیـــــــــــجه! ایـــنــکه
    پاچّه‌گیران جهان
    متحد شوید
    .
    .
    جای تقریبی‌ی حروف
    فارسی‌عربی‌سامی‌فنیقی‌هندی

    چ ج ح خ ه ع غ ف ق ث ص ض
    پ گ ک م ن ت ا ل ب ی س ش
    و ئ د ذ ر ز ط ظ پ

    .
    .
    خط جایگزین
    XATTE JÁY.GOZIN

    $ ش .. Q ق .. E اِ .. R ر .. T ت
    Y ی .. U اوو .. I ای .. O اُ .. P پ
    S س .... D د .. F ف .. G گ ... H ه
    J ج ... K ک .. L ل .. Z ز ... X خ
    C چ .. V و .. B ب .. N ن .. M م
    ' ع



    چرا تعهدی به خت! یا
    املاع "فارسی؟!"ندارم؟
    CERÁ TA'AHHODI BE
    EMLÁ'E FÁRSI NADÁRAM
    هــمــراه بــــا تــرانــه‌ی الــفبـــا
    HAMRÁH! BA TARÁNEYE ALEFBÁ
    .
    JAVÁDE KUDETÁCIYÁN:
    IN XAT AGAR.CE XO$GEL AST
    MESLE XEILI CIZHÁYE
    BANII.BA$.$$ARR
    AMMÁ ÁDAM! XEILI AZIYAT
    MI$AVAD VA MO$KEL AST
    NÁDAN!: CI MO$KEL AST?
    SAMAD: AXMAX
    NEVE$TIDANA$!





    دو کلمه و نصفی حرف هساب! با برو بچه‌های
    ا«جمهوری‌خواهان دمکرات و لائیک»!ا
    به مناسبت سومین گردهمآییشان
    .
    و خاک دو عالم بر سرشان
    خاک میگما، خاک



    برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد
    17 ماده ای اتحاد برنامه ی
    برنامه برنامه ی اتحاد اتحاد
    برنامه ی 17 ماده ایِ اتحاد

    در راه برکناری ِ جمهوری اسلامی
    و رسیــــدن به دمکراســــی
    از طریق انقلاب مخملی
    .
    از جمله تصحیهاتی
    که به این برنامه هنوز اعمال نشد
    ..
    در رفراندومی که
    بلاخره زمانی برگذارمی‌شود
    مردم باید حق‌داشته‌باشند که
    به نظام‌های مختلف، رای دهند
    حتا دیکتاتوری


    دمکراسیخواهان هم آدمند
    یک دمکرات میتونه یه مقدار قدرت طلب، یه مقدار خودخواه، یه مقداردیکتاتور، یه مقدار نفهم و بیشعور و کلأ هزار جور عیب و ایراد داشته باشه. / ندا: بجز من! / مبنای اتحاد دمکراسیخواهان، که در اینجا منظور آن بخش طرفدار انقلاب مخملی است، نه اعتماد و دوستی شخصی و گروهی، و بلکه ادعای پایبند بودن به اصول دمکراتیک و توافق با اصول دمکراسی و خواسته های مشترک میباشد. و طبیعی ست که هر کس مسئول ادعاها و حرفها و اعمال خود است. دنبال رسول یا عقل کل یا فرشته نگردیم. خوبیِ دیگران را قدر بدانیم و به بدیهای آنها وحشیانه یا مهربانانه ودر کل، همه جورانه! حمله کنیم و با احدی تعارف نداشته باشیم. / صمد: بورو بابا، چی چی رو تحارف نداشته باش! هر کس اگه جلوی مُو چلوکُباب بخوره و تحارف نکنه، ایشالله کوفت و زهر مارش بشه. حالا اگه تو تحارف نداشته باشی، ای اخمخ زبون نفهم، دوست داری کوفت و زهر مار بِشِد بخورونن؟ دوست داری؟ خوب بخور، بخور تا کوفتت بشه / سرو ناز: آری اینچنین بود!


    حشمت الله طبرزدی:
    "به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نيستيم دعوای بيهوده و تکراری ۲۸ مرداد و کوفت و زهرمار رو کنار بذاريم و فکری به حال اين ملت بيچاره و اين دانشجويان زندانی بکنيم... من تنفر خودم رو از اپوزيسيونی که گرفتار دعوای ۲۸ مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفين قلابی و اپوزيسيون دروغين حالم به هم می خوره. رهبر من نه مصدق، نه شاه، بلکه رهبر من اکبر محمدی است....... با شما ها هستم. آره! خود شما، شمايی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سياست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهمتره. من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آويخته می شن يا تو سلول انفرادی تحقير می شن يا از فقرو بيچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بيشتر دوست دارم"
    هـــزاران درود بـــر تـــو آقای طبرزدی. میدونم عصبانی هستی، ولی بحث کردن اشکالی نداره، اگه کارهای مهمتر روُ رو زمین نذاشته باشیم!



    ترانه های من
    نشنیده ام! را گر تو
    مـســـتـان نـشــنـوی
    یـا از دل و جان نشنوی
    در داخل فهرست بی‌ذوقان شوی
    گــر نــان قـنـدی ای تـراست
    خـــــاهم! که آن را گم کـــنی
    دیگر خبر زآثار آن نان نشنوی
    .
    صمـد: بَــه اَه بَـــه! چه اَفــیاتی
    مُو آهنگ دوست دارُم، مخصوسن
    اگه لیلا هم دوســــــت داشته باشه
    کنار مُو بشینه و آهنگ گــوش کنه
    انقذه سُفا یا صُفا میده که نگو که مُـو
    خودُم میگُم! یه آهنگی براش بزارُم
    که تـــو عمــرش نشـــنیده باشه. ای
    بیچاله های هَسود. هسلت بخورید
    کــه مثـــــــل مُو لیــــــــلا ندارید
    .
    البته این ترانه‌ها روُ باید کم‌کم
    بهتر تنظیم و خونده! کنم
    .
    خواندن ترانه های من آزاد است
    پس! آنها را لطف کنید و با صدا
    و امکانــات بهتـر، بخوانید
    آهنگهای این ترانه ها را
    بعضا، احتمالن باید بخرید
    برای شنیــــدن این ترانه ها
    مجبور به دانلود نیستید

    سفره ی عید
    بر روی آهنگی ایرانی
    و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
    نگاه یار
    بر روی آهنگی هندی
    لاتا، بخانید! و بشنوید
    آهــــای مسعــود بــهنــود
    بر روی آهنگ آهای دختر چوپون
    سیاوش صحنه. بخانید! و بشنوید
    نه لاس نه التماس
    بر روی آهنگی از ترکیه
    و نــاسنتی! بخــوانیــد
    و آهنگ اصلی را بشنوید
    روسری
    بر روی آهنگی هندی
    از لاتا، بخوانید و بشنوید
    نمیتونی کاری کنی
    بر روی آهنگی از گروه
    کوئین، بخوانید و بشنوید
    به بچه های خیابان
    بر روی آهنگی ترکیه ای
    و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
    شعری بگو ترانه
    بر روی آهنگی ایرانی
    گروه کامکارها، بخوانید و بشنوید
    تــــــنــــــهـــا نـــمـــــــــان
    بر روی آهنگی از گروه
    کوئین، بخوانید و بشنوید

    خــالــق افــســانــه
    بر روی آهنگی ترکیه ای
    و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
    صیغه
    بر روی آهنگی افغانی
    و ناسنتی! بخوانید و بشنوید
    مــایکل بــز چــمــوش سُم!: مع
    بر روی آهنگی از مایکل جکسون
    خودتان بخانید
    و آهنگ اصلی را بشنوید
    وقتی ملاحسنی از ناراحتی
    بــه زیــر آواز مــیــزنــد
    بر روی آهنگی از داریوش
    خودتان بخانید
    و آهنگ اصلی را بشنوید

    بــقیه ی تــرانه ها
    فعلا 13 تا، بدون آهنگ



    چهـــار تـــرانـه ی زیبا از گــروه
    جانی کِلِگ و ساووکا
    از پیشتـــــازان مبارزه با
    تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی


    Blog Archive

    آخرین نوشته‌ها
    ÁXARIN NEVE$TEHÁ
    DE LEITEST POSTS!
    shaahindelneshin@yahoo.com
    .
    .


    .
    .
    MOSÁHEBEII BÁ
    XODÁÁÁÁ
    YE MOSALMÁN
    va taráneii dar defá' az
    HAQ O HOQUQA$
    مصـــاحـبـــه‌ای بـــا خــــــــدا
    ی مسلمـــــــــــــــــــان
    و ترانه‌ای در دفاع از
    حق و حقوقش!

    ا
    .
    ..
    .
    RÁKETE ZIR
    MOJAHHAZ BE
    BOMBE ATOMI
    AAAAAST
    XÁLI.BANDE.HERFEII:
    XÁLI.BANDI HAM KE
    MIKONID
    XELI BOZORGVÁRÁNE
    BEKONID
    TAA BAR
    xáli.VAZIFEYE $OMÁ
    SAD.HEZÁR TON
    PANBE! FE$ÁRIDE
    ÁX ÁX
    .
    .
    .
    S
    ED
    ÁYE
    PÁYE
    XÁLIII
    DE
    MIÁYAD
    BEGU'ID
    KE JOFT
    KONAND
    ALBATTE DAMPÁII
    YÁÁ KAAAAAAF$ RÁÁ
    VA BEGOZÁRAND GU$E'I
    VA BA'D VÁRED $ÓDE VA
    BENESÍNAND BE TAMÁ$ÁYE
    TEÁTRI
    SEDÁYE ERÁDE'I KE
    HÁLÁ BEGU PANJ HEZÁR
    SÁL DÁ$TE GAVI MI$ODE
    TÁ BAR HOKUMATE ZANJIR
    VA DORUUUUUUUUQ
    XÁÁTEME BEDAHAD
    SETÁÁÁÁAÁÁDEEEE
    RAHHHHBARIYEEE
    ENNNNQELÁÁÁÁBE
    MAXXXXXMALIIIIII
    BAR.ALEIIHE.EHEEE
    TAZVIIIIIR DAAAAAR
    KOLLLLE JAHÁÁÁÁNN
    RÁ XÁLI.BANDI.MIKONIM
    VA QÓL MIDAHIM KE BE HADAF
    BERESIM! ALBATTE, XÁIBANDÁNE
    YEKI BE INGILISI
    TARJOME KONE!!!
    XÁLIBADE BESYÁR HERFE'II
    BÁ $ERKATE BESIYÁÁRI AZ
    DELBARRRÁN, DELBÁZZZÁN
    MAXSUSAN E$Q.PI$EGÁN
    KASÁÁNI KE BARÁYE TO
    LOXTTT MI$AVAAAND!
    VA MIRAVAAAND BE HAMMMAM TÁ
    VAGTTTI KE DAAR KENÁÁ.ÁRE TO
    HASTAAAND ... ÁX ÁX ÁX.ÁÁÁÁH
    LÁÁÁZEM BE TAZZAKKOR NIST!
    KE IIIIIIN ÁÁÁX.ÁÁX.ÁX.HÁÁÁ
    NATIIIJEYEEE DOXUUU.ULE
    ANGO$$$$$$TE SAMAADÁÁGÁ
    DAAAAR CE$MÁÁÁÁÁAÁÁÁÁNE
    KIIIIIIIIIIIIIIIIIIIII BUÚUUD?


    .
    .
    اولین اطلاعیه‌ی رسمی‌ی سخنگوی
    ستادِرهبری‌‌‌خالی‌مجازی‌ی انقلاب‌مخملی
    ...
    آقای نبوی، هرچند که عضو ستادی
    ...
    موسوی، رعیس جمهور مایی
    سَلل الا محممد، منتظری خوش آمد
    .
    .
    .
    اگر خامنه ای با مصالحه! کنار نرود
    دماری از روزگار کل حکومت درخاهدآمد
    که تا حالا در موردش نوشته نشده
    .
    .
    .
    جوادِ ناعصبانی!: هرچند که میدانم
    مردم ایران صددرصد پیروز هستند
    ولی سرنوشت این انقلاب‌مخملی در
    گروی دوست و فامیل متزلزل است
    با اقناع، خاهش، التماس، ترقیب، تشویق
    حتا تهدید به قهر، برو دیگه دوست ندارم
    و خیلی حیله‌های! مختلف و مخسوسن
    با تشویق به عدم تندروی و ندادن
    شعار «مرگ بر جمهوری اسلامی»ا
    البته در تجمعات یا تظاهرات بزرگی
    که از قبل اعلام شده، و هنوز بهش حمله
    نشده! او را به‌صورتی بسیار مخملی، به
    خیابان دعوت کن. این روح حاکم بر اکثریت
    ملت ایران است که حکومت ایران را تعیین
    می‌کند. به این اکثریت، با سلابت تمام اضافه
    کن. مرسی ممنون. پس یللی تللی بسه
    ندا: این جواد داره با خودش حرف می‌زنه
    جواد: تلفن را بردار و به هر دوست
    و آشنا و فامیلی چه در ایران
    و چه در خارج، زنگ بزن و
    ...
    .
    .
    .
    آقای اوباما
    بوش اگه میکرد بمب‌باران
    شما بکنید گل‌باران
    .
    .
    .
    ای مردم آزاده‌ی کشورهای
    دمکراتیک، با تلاش در جهت
    اخراج کلیه‌ی کارمندان سفارت ایران
    در کشورهایتان
    ...




    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .




























    تا می‌توانیم
    حرمت ولی فقیه را بشکنیم
    حکومت ولی فقیه
    یعنی که ما هم صغیریم و هم سفیه
    اصلن نخاستیم! حرمت نداشته‌ی
    ولایت فقاهت رو نمیخاد بشکنی
    اما حداقل بگو که انتخابی باید گردد


    یادش به خیر، یه زمانی تو رودخونه‌های
    شمال چقدر آب بود. انقدر اومدن ماسه‌های
    کنار رودخونه‌ها و بعد زمینهای کشاورزی
    رُو کشیدن و بردن، که خصلت طبیعی‌ی زمین
    از بین رفت و آب گمراه شد
    به زمین فرو نرفت، یا راحت بخار شد
    یا سیل پل‌برانداز
    حیف اون رودخونه‌های ناز
    که چه ماهیگیری‌ای در آنها میشد آغاز
    و از شنا که نگو! اوهو! اوهو


    نامه به خانم نیلوفر بیضائی

    تو میتوانی نقشت را بهتر بازی کنی
    .
    پاسخی از طرف خانم بیضائی
    .
    نامه به خانم نیلوفر بیضائی
    گیاه بدون گل و جامعه ی بدون قهرمان
    .
    چرا ما انقدر میترسیم؟
    اشاره ای به آقای علی میرفطروس
    و انتقاداتی به خانم بیضائی
    .
    .
    «ستادِ رهبریِ انقلاب‌ِ مخملی»
    رُو خالی‌بندی می‌کنیم
    نامه به خانم بیضائی
    .
    این ستاد منهل شد
    .
    .
    وقتی کسی به دیگران
    بی احترامی میکند
    در مورد خانم مهستی شاهرخی
    .
    .
    .
    اگر آمریکا برای سرنگونی
    جمهوری اسلامی، به ایران حمله کند
    .
    .
    مسعود بهنود بهتره یا نازلی کاموری؟
    .
    .
    .
    آقای گنجی، اول درود
    دوم این ننه من غریبم بازی چی بود؟
    .
    دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
    با آقای گنجی (1 )ا
    آقای گنجی، گاندی شوید
    .
    دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
    با آقای گنجی (2 )ا
    آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
    دلایل مخالفت شما با پول خارجی:ا
    ا1- اپوزیسیون دیکتاتور تقویت میشود
    ا2- ژیم بهانه پیدا میکند
    .
    دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
    با آقای گنجی (3)ا
    آقای گنجی، دلارهای کجائی؟
    از دیگر دلایل مخالفت با پول خارجی:ا
    ا3- وابستگی یا مزدوری؟
    .
    دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
    با آقای گنجی (4)ا
    بنیادگرائی پدیده‌ی جدیدی نیست
    جمهوری اسلامی، رژیمی فاشیستی
    و توتالیتر یا تمامخواه، تحت فرماندهی
    رهبر کل نیروهای نظامی است
    نه دولت متعلق به دوران
    مدرن است و نه ایدئولوژی
    جمهوری اسلامی از بسیاری جهات
    فرهنگی و اقتصادی، ارتجاعی ست
    .
    دو کلمه و نصفی حرف هساب!ا
    با آقای گنجی (5)ا
    کُشتی منو با این سلطانیسم





    قرار زیر، مربوط به اتفاقات
    سیاسی روز نبوده
    و همه‌زمان‌شمول! است
    وعده یا قرار یا راندووی
    زیر را زودتر از من بپذیر
    عشق من! و بشنو این ز من
    که تبلیغ قرار عاشقانه
    بسی پر ارج بُود در این زمانه
    وعده ی ما، جمعه ی اولِ هرماه
    ازعصر تا غروب یا شبِ بعد از ظهر
    تــــوی خیابانها و میادیــــن
    و فراموش نکن نازنین
    حق گردش را
    و در این روز غریبه ها و آشناها
    اگر بدهند به هم سلام و دست
    خیـــلی خـــــــــوب است
    حتا اگر بکار بَرند دستکش را

    ای مردم بیچاره! آیا خوب نیست
    که برای مبارزه با افسردگی، یکدیگر
    را به ابراز وجود دعوت کنید که یعنی
    هر هنری دارید- حتا همون راه رفتن
    که مدل‌های فراوان دارد- خوب چرا
    به نمایش عمومی نگذارید در خیابان
    و در مقابل چشم تماشاچیان فزول؟! و
    چـه بهتر که جمعه‌ی اول هـر ماه
    و از عصر تا غروبش باشد روزی
    که همه در خیابان گردش کرده و نگاه
    به اجناس مقازه‌ها و رفتن تویشان هم
    آزاد و حتا لبخند معنی‌دار به یکدیگر
    و اگر نمایشی، آکروباتی، پانتومیمی
    تاپول‌نندازی‌جُم‌نمیخورمی، موزیکی
    نقاشیدنی هم در کار بود که چه بهــتر
    و اگر آموزش مجانی این هنرها هم که
    زشته این هنرمندا انقدر پولکی باشن
    کــه ماهی سـه چهار ساعت به شما
    مردم فلک‌زده! توی یه پیاده‌رُوی ناقابل
    یه ضرب‌زدنی، تارزدنی که ساکسیفون
    هم بــد نیست، مجــانی یاد ندهند
    و در کــدام خیابــان میــشود
    کاریکاتورکشی یاد گرفت؟!ا